نکته

تبریک
شنبه ۲۸ دی ۸۷

جناب آقای زادمهر ترابی
انتصاب شایسته شما در سمت مدیریت روابط عمومی دانشگاه تبریک می گوییم و برای تان آرزوی موفقیت روزافزون داریم.



تسلیت
دوشنبه ۲ دی ۸۷

جناب آقای دکتر رضوانی
مصیب وارده را به شما تسلیت عرض می‌نماییم.



تبریک
شنبه ۱۶ آذر ۸۷

روز دانشجو را به تمام دانشجویان آزادی خواه تبریک می گوییم.

هم پیمانان



اخبار

انتشار کاغذ اخبار شماره پنجاه ویک
دوشنبه ۹ دی ۸۷
کاغذ اخبار شماره پنجاه و یک با مطالبی انتقادی در مورد مسائل دانشگاه و عملکرد مسؤولان منتشر شد. در این شماره به انتقاد از موضع‌گیری حمایتی مسوولان و برخی تشکل‌های اسلامی پرداخته شده است. این شماره در 12 صفحه منتشر...


لغو امتياز نشريه فرياد
دوشنبه ۹ دی ۸۷
نشريه دانشجوي فرياد كه نخستين شماره‌ي خود را در چند روز اخير منتشر كرده بود، توسط كميته‌ي ناظر بر نشريات به دلیل عدم معرفی سردبیر و رعایت قوانین نشریاتی دانشگاه لغو امتياز شد. اين نشريه‌ي مستقل دانشجويي كه در...


انتشار نشریه فریاد و واکنش‌ها
دوشنبه ۹ دی ۸۷
انتشار اولین شماره‌ از نشریه دانشجویی مستقل فریاد با اعتراضات و انتقادات برخی از دانشجویان مذهبی دانشگاه مواجه‌ شده است.آن‌ها بر این باورند که در مطالب این نشریه به مقدسات و اعتقادات آن‌ها توهین شده است. گویا این دانشجویان طوماری...


قلم انجمن شماره 25 منتشر شد
شنبه ۷ دی ۸۷
بیست و پنجمین شماره‌ی قلم انجمن وابسته به انجمن اسلامی اقتصاد منتشر شد. اغلب مطالب این شماره به موضوع پخش شب‌نامه عید قربان اختصاص یافته است.


تشکیل گروه 88
پنجشنبه ۵ دی ۸۷
به تازگی گروه 88 متشکل از دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان تشکیل شده است. تعداد این گروه البته از 88 نفر فراتر رفته است و این افراد حامیان سید محمد خاتمی برای شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری هستند. به زودی این...


اطلاعیه‌ی عجیب شورای صنفی
پنجشنبه ۵ دی ۸۷
نکته‌ی جالب توجه این است که شورای صنفی در حالی مدعی است که این ثبت نام را به تعویق انداخته است که تاریخ نامه‌های شورا روز سی‌ام است یعنی روزی که صبح آن وقتی دانشجویان برای ثبت نام مراجعه کردند متوجه شدند که ثبت نام یک هفته به تعویق افتاده است.


صدور حکم کمیته انضباطی برای 10 نفر
پنجشنبه ۵ دی ۸۷
برای ده نفر از دانشجویان حکم‌ کمیته انضباطی صادر شده است. گفته می‌شود از میان این ده نفر یک نفر عضو شورای تجمع‌کنندگان بوده است و باقی افراد با اتهامات دیگری مانند بدحجابی و زد و خورد به احکام گوناگونی...


تخلف دست‌اندرکاران نشریه خیمه
پنجشنبه ۵ دی ۸۷
نشریه خیمه در دو شماره‌‌ی اخیر خود بدون کسب مجوز از کمیته‌ی ناظر بر نشریات دانشجویی اقدام به تغییر مدیر مسؤول نموده است.


انتشار نشریه مستقل فریاد
چهارشنبه ۴ دی ۸۷
نخستین شماره ی نشریه مستقل فردا به صاحب امتیازی حامد سالاری با مطالبی انتقادی امروز منتشر شد.


انتشار اندیشه نو
دوشنبه ۲ دی ۸۷
نشریه اندیشه نو وابسته به انجمن علمی گروه تاریخ دیروز منتشر شد....


چهار میلیون تومان حقوق کار دانشجویی کمیته انضباطی
دوشنبه ۲ دی ۸۷
در حالی که گفته می‌شود در این ترم کار دانشجویی‌ها کم‌تر شده است و کار دانشجویی برخی تشکل‌ها از جمله انجمن اسلامی دانشجویان حذف شده است. در جدولی که سقف کار دانشجویی برای یک سال را تعیین کرده‌اند. میزان این...


هشدار کمیته انضباطی در مورد جشن شب یلدا
دوشنبه ۲ دی ۸۷
یک شب پیش از شب یلدا کمیته‌ی انضباطی برگه‌هایی را در اتاق‌های خوابگاه‌ها توزیع کرد که آنان را از ایجاد سرو صدا و پخش موسیقی منع کرده بود. ظاهراً برای دفاع از حقوق دیگران این کار صورت گرفته است! اما...


استعفای دو عضو شورای صنفی ریاضی
دوشنبه ۲ دی ۸۷
اخیراً دو عضو شورای صنفی دانشکده ریاضی که در انتخابات ترم گذشته بیشترین آرا را کسب کرده بودند از عضویت در شورای صنفی استعفا داده‌اند. پیش از این اعضای شورای صنفی مهندسی نیز به طور کامل استعفا داده بودند....


اعتصاب غذا در سلف‌سرویس دانشکده‌ی مهندسی
دوشنبه ۲ دی ۸۷
سه‌شنبه شب تعدادی از دانشجویان در اعتراض به کیفیت نامطلوب غذای سلف دانشکده‌ی مهندسی، دست به اعتصاب غذا زدند. دانشجویان با چیدن سینی‌های خود در بیرون از سلف‌سرویس، اعتراض خود را نسبت به کیفیت غذا نشان دادند و خواهان پاسخ‌گویی...


راه‌اندازی اتاق نشریات مستقل
دوشنبه ۲ دی ۸۷
پس از گذشت یک سال از درخواست نشریات مستقل دانشگاه برای گرفتن اتاق و تصویب آن در شورای فرهنگی دانشگاه، این هفته ‌ اتاق جنب سلف سرویس دانشکده‌ی مهندسی به این نشریات واگذار می‌شود. اواخر ترم گذشته نیز این اتاق...


توزیع شب‌نامه در دانشگاه
دوشنبه ۲ دی ۸۷
در شب عید قربان بسته‌های پلاستیکی حاوی شب‌نامه، سی‌دی و شکلات‌ توسط تعدادی از دانشجویان در اکثر خوابگاه‌های دانشگاه توزیع شد. این دانشجویان به هنگام توزیع این بسته‌ها در خوابگاه‌ها، عید را نیز به دانشجویان تبریک می‌گفتند. این شب‌نامه‌ها...


کارت کتاب بی‌اعتبار
دوشنبه ۲ دی ۸۷
هفته‌ی گذشته پس از وقفه‌‌ای طولانی (بیش از 6 ماه) در ارائه کارت‌های الکترونیکی کتاب، این کارت‌ها به دانشجویان واگذار شد. البته این کارت‌ها به علت نداشتن اعتبار هنوز غیرقابل استفاده هستند. مسؤول واگذاری این کارت‌ها، علت این امر را...


طومار دانشجویان ادبیات در اعتراض به غذای سلف
دوشنبه ۲ دی ۸۷
هفته‌ی گذشته پس از چندین بار سرو غذای نامناسب، دانشجویان طوماری در اعتراض به پایین بودن کیفیت غذای سلف سرویس تهیه کردند. قرار است این طومار به مسؤولان تغذیه دانشگاه تحویل داده شود تا برخی از غذاهای نامطلوب از برنامه‌ی...


تغییر در شیوه‌ی انتخاب واحد و مشکلات مالی دانشجویان
دوشنبه ۲ دی ۸۷
با نزدیک شدن به پایان نیمسال تحصیلی اول و شروع امتحانات پایان ترم، آموزش دانشگاه در اطلاعیه‌ای زمان‌بندی و نحوه‌ی انتخاب واحد نیمسال تحصیلی دوم را اعلام کرد. در این اطلاعیه برخلاف رویه‌ی سابق انتخاب واحد که دانشجویان در...


پنجمین نشست هم‌پیمانان
دوشنبه ۲ دی ۸۷
گروه هم‌پیمانان با حضور اعضای خود برای پنجمین بار در ترم جاری تشکیل جلسه داد. در این جلسه که پنج‌شنبه شب هفته‌ی گذشته برگزار شد، اعضای این گروه به بحث و بررسی در مورد مسائل مختلف دانشگاه پرداختند. مشکلات‌ صنفی...


April 20, 2009

نیمه پنهان آن روز

در روزهای پایانی سال 87 احکام تجدید نظر کمیته انظباطی دانشگاه سیستان و
بلوچستان اعلام شد. هر چند می‌دانم که تا اینجای داستان تکراری است. چون
همه می‌دانند که حکم دو ترم محرومیت علی باقری و کامران جلیل باقی ماند.
باز هم همه می‌دانند که مسئولین حراست به ناحق علی باقری را مورد ضرب و
شتم قرار دادند. اما قسمتی از ماجرا بود که با وجود انعکاس اکثر سایت‌های
خبری نیمه پنهانی نیز داشت. در آن چند روز آخر سال به علت خالی بودن
دانشگاه از دانشجو من هر روز به اتاق اسکافی می‌رفتم. آن روز هم مثل
همیشه حدود ساعت هشت صبح به دانشگاه رفتم. حدود دو ساعت در خوابگاه بودیم
که ناگهان علی تماس گرفت و گفت که من درب دانشگاه منتظر صدور مجوز ورود
هستم. من و اسکافی نیز به درب دانشگاه مراجعه کردیم تا علی باقری و
کامران جلیل را ببینیم. علی و کامران منتظر صدور مجوز بودند. طبق گفته
خود علی، شمس دبیر کمیته انظباطی با آنها تماس گرفته و عنوان کرده بود که
برای برداشتن وسایل خود به درب دانشگاه مراجعه کنند. منتها پس از مدت
کوتاهی اتوموبیلی از نیروی انتظامی مراجعه و در ابتدا قصد دستگیری هر
چهار نفر ما را داشت که پس از صحبت با مامورین حراست فقط باقری و جلیل را
دستگیر نمودند. پس از رفتن آنان تا بیست و چهار ساعت موبایل هر دو نفر
خاموش بود. از همان روز فشار‌های دانشگاه به اسکافی نیز بیشتر شد. در
ابتدا شمس اخطار ترک دانشگاه داد و علت آن را نیز فشار مذهبی‌ها و حراست
دانشگاه عنوان نمود. گویا استفاده اسکافی از غذای سلف و سایت دانشگاه
باعث ضربات روحی به آنان شده بود. فردای آن روز پس از مراجعه به حراست و
صحبت با مسئولین مشخص شد که عامل فشار کمیته بوده نه حراست. سپس طی
تماس‌های ما با شمس و آرش اکبری مشخص شد که اسکافی نیز باید تا عصر همان
روز دانشگاه را ترک کند. گویا او فقط حق شرکت در امتحانات را دارد. اما
ظهر همان روز علی باقری با ما تماس گرفت که آنها را آزاد نموده‌اند و به
زودی به همراه مامورین حراست برای جمع‌آوری وسایل خود به دانشگاه مراجعه
می‌کنند. آن روز علی بالاخره آمد اما به همراه دو مامور حراست در کنار
خود که حتا اجازه صحبت کردن را نیز به وی ندادند. در آخر باید اعلام کنم
که مسئولین دانشگاه بدون دلیل قانونی و صرفن به خاطر فعال بودن این سه
نفر به شکل کاملن غیرقانونی آنها را از حضور در دانشگاه منع کرده‌اند. به
امید روزی که مسئولین دانشگاه قانون‌مند عمل کنند.

http://barahoei.blogspot.com

January 31, 2009

ممنوع الورودشدن دانشجویان

صبح پنجشنبه چند تن از فعالان دانشجویی دانشگاه سیستان و بلوچستان حین ورود به دانشگاه با نامه ای از طرف مسوولان روبرو شدند که هشت تن از دانشجویان این دانشگاه به اسامی آقایان : علی باقری(دبیر انجمن اسلامی) , ابراهیم اسکافی(میدیر مسئول و صاحب امتیاز نشریه دانشجویی پنجره), علی نمازی (مدیر مسئول و صاحب امتیاز نشریه دانشجویی شورا) ,علی صالحی , شهریار حسین بر(مدیر مشئول و صاحب امتیاز نشریه دانشجویی سیاه و سپید) , صابر رستاد , کامران جلیل (عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی) و میلاد همتی پور را ممنوع الورود اعلام می نمود । به نظر می رسد ممنوع الورود شدن این هشت نفر مرتبط با وقایع تجمع صنفی دانشجویان در آبان ماه گذشته باشد که در اعتراض به ناامنی در دانشگاه چند روزی تجمع کرده بودند و خواستار رسیدگی و پاسخ گویی مسئولین دانشگاه شده بودند, گفتنی است هنوز هیچ گونه حکمی از طرف مسوولان دانشگاه برای این افراد صادر نشده است। و قاعدتاً حکم ممنوع الورود شدن باید پس از حکم اخراج این افراد صادر شده باشد و این در حالی است که این دانشجویان در هیچ محکمه انضباطی حضور پیدا نکرده اند تا بتوانند نسبت به اتهام های وارده از خود دفاع نمایند و این برخورد که حاکی از شتاب زدگی مسئولین دانشگاه جهت برخورد با دانشجویان می باشد ناشی از این است که در این تاریخ دانشجویان به علت تعطیلی در دانشگاه حضور ندارند و ریاست دانشگاه که بارها قول عدم برخورد با دانشجویان متحصن را داده بود در فضایی که دانشجویان در دانشگاه حضور ندارند اعمال غیر قانونی خود را به دور هر گونه نظارتی ادامه دهد ।
شنیده ها حاکی از این است با توجه به اینکه برخی از این دانشجویان (علی باقری , کامران جلیل و شهریار حسین بر) از اعضای اانجمن اسلامی دانشگاه می باشند , امروز عصر افرادی لباس شخصی پوش که هویتشان بر دانشجویان پوشیده ماند به دفتر انجمن اسلامی آمده و سعی در تفتیش دفتر این تشکل دانشجویی را داشتند که با مقاومت اعضای این تشکل مواجه شدند .

January 27, 2009

بسیج در دانشگاه ها

پرده اول- یادش بخیر انگار همین دیروز بود دانش آموز سال اول راهنمایی بودم که روی شیشه دفتر مدرسه کاغذی مبنی بر ثبت نام بسیج دانش آموزی نصب شده بود. در این کاغذ قید شده بود دو قطعه عکس، یک فتوکپی شناسنامه و یک پوشه را تحویل برادر پ دهید. بعد از کمی کند و کاو فهمیدم که این برادر پ همان آقای پ معاون آموزشی مدرسه است. نزدیک ترین دوستم ثبت نام نمود من هم می خواستم ثبت نام کنم اما کمی تعلل کردم و روزی که مدارکم را بردم برادر پ فرمودند برو پسر جان دیر آمدی.
پرده دوم- سال دوم راهنمایی بودم آگهی ثبت نام بسیج را دیدم یاد پرده اول افتادم گفتم از خیرش بگذرم هم تهیه مدارک چیزی حدود 500 تومان هزینه دارد وهم ممکن است ماجرای قبلی تکرار شود. از خیر ثبت نام بسیج گذشتیم گرچه دوستم دوباره مدارکش را تحویل داد و کارت بسیج عادیش را دریافت کرد.
پرده سوم- سال سوم دبیرستان بودم که برای ششمین سال متوالی آگهی ثبت نام بسیج را دیدم وعده ای سال اولی که با دقت مشغول مطالعه ی آن بودند. این بار دوستم تا آگهی را دید به من گفت که بالاخره امسال این ثبت نام ها جواب داد تابستان به یک اردوی2روزه بسیج رفتیم که بسیار خوش گذشت. اینجا بود که به خود آمدم و گفتم عجب اشتباهی کردم کاش در پرده اول کمی زودتر به خود می جنبیدم و مدارکم را سر وقت تحویل می دادم تا من هم با آنها به اردو می رفتم. او حالا یک بسیجی فعال شده بود و کارتی زیبا نیز داشت که بین دوستان به کارت اجی مجی معروف بود.
پرده چهارم- یکشنبه 29 دی 1387 روزنامه اعتماد
در حالي که بيش از چهارماه از اعلام نتايج کنکور 87 مي گذرد، تنور جنجال هاي رسانه يي درباره حاشيه هاي آن همچنان داغ است و دولت و مجلس هر روز با طرح اتهام عليه يکديگر در خبرگزاري ها و روزنامه ها، بر آتش آن اضافه مي کنند. علي عباسپور در گفت وگويي که با خبرگزاري مهر انجام داد، بي پروا از احراز تخلف سازمان سنجش و وزارت علوم در کنکور سخن گفت و در سوي ديگر ماجرا عبدالرسول پورعباس در نشست خبري که در سازمان سنجش برگزار شد، به مجلس توصيه کرد به جاي حاشيه ها، به فکر کنکور آينده باشد و براي فشارهايي که به سازمان سنجش براي اعمال سهميه 40درصدي بسيجيان فعال وارد مي شود، تدبيري بينديشد. عبدالرسول پورعباس در جلسه خود با خبرنگاران از نگراني جدي سازمان از «حرکات سياسي برخي مسوولان» سخن گفت. پورعباس با اشاره به آشفتگي هاي قوانين گزينش دانشجو و تاکيد بر لزوم تجديد نظر در قانون، از برخي «فشارها به سازمان سنجش براي واگذاري 40درصد ظرفيت ها به بسيجيان فعال» خبر داد و به طور غيرمستقيم خطاب به مجلس گفت؛ «براي واگذاري باقيمانده 40 درصد سهميه ايثارگران به بسيجيان فعال، فشار زيادي از ناحيه سازمان بازرسي و قوه قضائيه روي سازمان سنجش وارد مي شود، تا جايي که حتي به تهديد انفصال از خدمت مسوول سازمان سنجش نيز منجر شده است.

پرده پنجم- روز اعلام نتایج کنکور 88
من با رتبه کشوری 35000 در هیچ رشته ای پذیرفته نشده ام. دوست من(آقای اجی مجی) با رتبه کشوری 75000 و با استفاده از سهمیه ی بسیجی فعال در دانشگاه فردوسی مشهد آن هم از نوع روزانه اش پذیرفته شده است.

40 درصد سهمیه ی تعلق گرفته به ایثارگران و خانواده شاهد به خاطر این بود که آنان در جنگ هشت ساله علیه عراق جنگیده اند و به قول برادران ارزشی جان خود را در طبق اخلاص قرار داده اند. که البته با توجه به گذشت سالیان از جنگ هر سال از تعداد این افراد کاسته می شد تا جایی که امسال به چیزی حدود دو درصد رسید. که البته این سهمیه با توجه به الطاف دولت احمدی نژاد امسال به داوطلبین بومی اختصاص یافت که از ثمرات این خدمت دوستان می بینیم بعضی از هم ورودی های ما در رشته زبان قادر به سلام و احوال پرسی به زبان انگلیسی نیز نیستند!حال می خواهم بدانم با تخصیص این 40 درصد به بسیجیان فعال دانشگاه های ما به کجا می روند؟ ایثارگران و شهدا برای دفاع از کشور جنگیدند اما بسیجیان چه کردند؟ نمونه اش دوست و هم کلاس خودم بود که فقط با ارائه سالانه مدارک و یک اردو بسیجی فعال شد و کارت اجی مجی دریافت کرد مگر خون او از خون من رنگین تر است؟ آیا سطح علمی دانشگاه های ما با این وضعیت بالا می روند؟ آیا این وسط حق من نه حق داوطلبان برتر کنکور تضییع نمی شود؟ دانش آموزی که از ابتدای دبیرستان میلیون ها تومان هزینه کرده به کلاس های مختلف کنکور رفته و شب و روز های عمر خود و خانواده اش را به پای کنکور گذاشته به راحتی با دانش آموزی که فقط هرسال ثبت نامی ساده در بسیج داشته و یک اردوی 2روزه جهت عضویت فعال رفته باید برابر باشد؟ من ادعای مومن بودن نمی کنم شما که همیشه صف اول نمازید، تسبیح به دست دارد و مدام ذاکرید، بگویید آیا این عدالت است؟ شما را به وجدانتان و خدایتان واگذار می کنم.
www.barahoei.blogspot.com

January 25, 2009

کاغذ اخبار شماره پنجاه و دوم

ویژه‌نامه پیامدهای نشریه فریاد
28 دی 1387
18 ژانویه 2009
4 صفحه

کاغذ اخبار 52


صفحه اول

اطلاعیه روابط عمومی انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده‌ی ادبیات و علوم انسانی در مورد نشر اکاذیب و اتهامات بی‌اساس علیه این تشکل و برخی اعضای آن

دانشگاه - درباره نشریه فریاد
آیا سناریوی پلی‌تکنیک در دانشگاه سیستان و بلوچستان تکرار می‌شود؟ - کامران جلیل
بیانیه هیأت تحریریه نشریه پنجره در خصوص نشر اکاذیب و افترا به مدیر مسؤول این نشریه
فعالیت سازنده
دفاعیه شیطان رجیم - ابراهیم اسکافی

اخبار
شکایت علیه نشریه مستقل شورا

January 17, 2009

آیا سناریوی پلی‌تکنیک در دانشگاه سیستان و بلوچستان تکرار می‌شود؟

در گذشته شنیدیم که در دانشگاه پلی‌تکنیک عده‌ای بی‌اخلاق لگوی نشریات دانشجویی را جعل کردند و در این نشریات به مقدسات توهین شده بود. به دنبال آن برخی از فعالین دانشجویی را به دادگاه کشاندند و احکامی به ناحق برای آنان صادر شد. این بار در دانشگاه سیستان و بلوچستان مطالب یک نشریه با شناسنامه و لگوی مشخص که دارای مجوز انتشار نیز بود به تعدادی از دانشجویان که هیچ‌گونه ارتباطی با آن‌‌ها نداشت، نسبت داده شد که در نوع خود جالب‌تر از دانشگاه پلی‌تکنیک است.
در صورتی که مدیرمسؤول یک نشریه پاسخ‌گوی تمام مشکلات و تخلفات آن نشریه می‌باشد، این بار عده‌ای از دانشجویان بی‌گناه را احضار کردند تا در مورد نشریه‌ای که نقشی در تهیه مطالب و انتشار آن نداشتند، جواب‌گو باشند. مدتی از انتشار نشریه فریاد می‌گذرد. این نشریه بدون آن‌که کسی از مطالب آن با خبر باشد در خوابگاه 9 اتاق مدیرمسوؤل طراحی شد. همان شب آقای حامد سالاری (مدیرمسؤول) و مهدی قائم‌پناه (سردبیر) به اتاق این‌جانب و آقای باقری آمدند و در مورد مسائل فنی و حتا احکامی که در مورد تخلفات نشریه بود سؤال کردند.
فردای آن روز آقای سالاری پیش من آمد وگفت هزینه چاپ نشریه زیاد شده است. شما نشریات خود را کجا تکثیر می‌کنید؟ ما قصد داریم تا بیشتر تکثیر کنیم، چون تعداد کمی تکثیر شده و جواب‌گو نمی‌باشد. من هم از سرآشنایی تایپ و تکثیر و کاغذفروشی را به وی معرفی کردم ولی چون آشنا نبودند، خودم از مغازه‌ی مورد نظر کاغذ خریدم و پول آن را از آقای سالاری گرفتم.وی نشریه را به تعداد زیادی تکثیر کرد.
تا این مدت این‌جانب از محتوای این نشریه با خبر نبودم و بعد ازظهر همان روز، بعد از امتحان، نشریه را در دست یکی از دوستان مشاهده و مطالعه کردم. متوجه تندروی این نشریه شدم. همان شب دوستان ارزشی در گوشه و کنار از ما می‌پرسیدند که در مطالب این نشریه به مقدسات و ارزش‌ها‌ی آنان توهین شده است. حتا به اتاق من نیز آمدند.
از آن‌جایی که ما خواهان این نبودیم و نیستیم که با برداشت بد از یک مطلب سر کسی بالای دار برود و مقصود نویسنده مهم است، از دوستان ارزشی خواستیم که با مسؤولان نشریه تماس بگیرند و آقای سالاری به اتاق ما آمدند و از نشریه خود دفاع کردند.
بعد از این جریان بود که مسؤولان نشریه تصمیم گرفتند تا یک اطلاعیه صادر کنند و موضع خود را مشخص کنند. آن‌ها در اطلاعیه خود گفتند که قصد توهین نداشتیم و خود نیز به این مقدسات پای‌بند هستیم. این اطلاعیه به نوعی یک توبه‌نامه بود.
نکته جالب این بود که در شناسنامه این نشریه بدون دلیل از » انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده‌ی ادبیات و علوم انسانی« تقدیر و تشکر شده بود .برخی از اعضای انجمن اسلامی معتقد بودند که چون مسوؤلان نشریه "فرياد" این کار را بدون دلیل انجام دادند، باید شکایت شود، ولی چون برخی به شکایت علیه دانشجو اعتقاد نداشتند، خواستند که مسوؤلان نشریه به انجمن اسلامی توضیح دهد. اما در همان زمان عده‌ای از دانشجویان درحال جمع‌آوری امضا علیه آن‌ها بودند، انجمن اسلامی از این کار صرف‌نظر کرد تا فشارها بر آنان بیشتر نشود.
بعد از آن، نشریه به کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی فرستاده شد و به دلیل عدم معرفی سردبیر و عدم شرکت در کارگاه‌های آموزشی لغوامتیاز و به خاطر محتوای آن به کمیته‌ی انضباطی دانشجویان معرفی شد.
تا این هنگام مسؤولان نشریه از مطالب مندرج در نشریه خود دفاع می‌کردند. ولی بعد ...
آقایان سالاری و قائم‌پناه به کمیته‌ انضباطی احضار شدند و بعد از چند روز متوجه شدم که از آن‌ها خبری نیست. از دوستان‌شان پرس‌و جو کردم که گفتند به خانه رفتتند. چند روز بعد نیز من و آقای اسکافی به کمیته انضباطی احضار شدیم. در کمیته با رفتار متحیر کننده‌‌ایی روبرو شدم. مسؤول کمیته، آقای کریمی (فرمانده سابق بسیج و شاکی سابق این‌جانب در کمیته‌ انضباطی که تهمت‌های فروان به من زدند و هیچ‌کدام اثبات نشد) گفت: »شکایت محرمانه است و شما نمی‌توانید آن را ببینید«! مگر می‌شود شکایتی که علیه بنده شده است آن را نبینم؟ ایشان از دور مفاد شکایت‌نامه را می‌خواند و حتا گاهی شکایت‌نامه را به زیر میز می‌برد تا نبینیم. کلی حیرت کرده بودم. حتا از بردن نام شاکی در یکی از شکایات خودداری می‌کرد و چندین شاکی متفاوت نام برد. دانشگاه، کمیته انضباطی، 53 دانشجو، تمام نهادهای دانشگاه و در آخر مدعی العموم!
هر بار، بعد از سوال بنده که می‌پرسیدم شاکی من کیست؟ یکی را نام می‌برد که این کار خلاف قانون است و متن صریح قانون می‌گوید متهم باید از متن شکایت و شاکی خود باخبر باشد.
شکایت دیگراز طرف آقایان سالاری و قائم‌پناه بود. در این شکایت حامد سالاری با استناد به داستان سرایی‌های خود که در پرونده‌ی کمیته انضباطی ایشان تایید شده است از چندین تن از اعضای انجمن اسلامی به نام آقایان کامران جلیل، ابراهیم اسکافی (مدیرمسؤول پنجره) و علی باقری که معتقد بود از ناآگاهی وی سوء استفاده کردند، شکایت کرد.
در این شکایت که بر اساس یک سری دروغ‌پراکنی و تهمت‌زنی‌های بی‌اساس که صرفاً به خاطر کاستن از گناه خود و احیاناً تخفیف یا تبرئه ظاهراً به شرح وقایع پرداخته است، وی اظهار کرد که مطلب »سخن مدیر‌مسؤول« را اسکافی به من داد و تأکیدکرد که اسمش نباشد و تا چند روز این مطلب را می‌خواندیم و از آن چیزی نمی‌فهمیدیم. در مورد مطالب توهین به رهبری، رییس‌جمهور و خبر دانشگاه شیراز نیز به تأیید این افراد از سایت انتخاب کردیم. آقای جلیل کاغذ به ما داد و نشریه را چاپ کرد.
وی هم‌چنین مدعی شده است »در انتخابات مدیران مسوؤل نشریات به آقایان باقری و اسکافی رأی داده است« و در جایی دیگر می‌گوید برادر وی »هادی سالاری« هیچ‌گونه اطلاعی از انتشار نشریه ندارد.
در مورد این شکایت و اظهارات آقای سالاری سؤالاهای گوناگونی مطرح است.
چگونه آقای سالاری که نمی‌تواند مطلب بنویسد و هیچ‌گونه آشنایی با این کار ندارد و اعضای انجمن و آقای اسکافی مطالب او را تهیه کردند اما با چنین قلم قوی و توانایی شکایت می‌نویسند؟ اگر کسی حامد سالاری را نشناسد، فکر می‌کند وکیل پایه‌ یک است.
از شکایت آقای سالاری می‌تواند فهیمد که هیچ‌گونه ارتباطی با انجمن اسلامی و آقای اسکافی نداشته است. زیرا وی در شکایت خود آقای اسکافی را از اعضا و مسؤولان انجمن اسلامی می‌خواند در حالی که وی عضو این تشکل نمی‌باشد. از طرفی در شکایت وی آمده است که فریب این افراد را خورده‌ام و مطالب آن‌ها را چاپ کردم.
چگونه آقای سالاری قبل از رفتن به کمیته‌ انضباطی از گفته‌های خود دفاع می‌کرد و حتا در این خصوص اطلاعیه‌ نیز صادر کرده بود که بیان داشت قصد توهین را نداشتیم و به هیچ گروهی وابسته نیستیم، ولی در کمیته انضباطی چنین اظهاراتی را می‌نویسند؟
ایشان 22 ساله هستند. چه‌قدر باید ساده‌لوح باشند که بعد از فهمیدن این‌که سخن مدیرمسؤول توهین به مقدسات است، نیز از این مطلب دفاع می‌کرد و می‌گفت این مطلب مربوط به زمان حال است و به گذشته ربطی ندارد و برداشت بد نکنید؟ چرا در همان موقع نگفتند که این مطالب از این آقایان است؟
اگر بپذیریم که در حین انتشار فریب خورده، اکنون که در کمیته‌ انضباطی این اظهارات را می‌گوید، از کجا مطمئن باشیم که فریب کس دیگری را نخورده است؟ آیا چند روز رفت و آمد در کمیته انضباطی وی را به بلوغ رسانده است؟
آقای سالاری گفت که از آقای اسکافی در مورد نشریات پرسیدم و ... و ایشان گفتند نام من را ذکر نکیند...
آقای سالاری تا چند روز بعد از انتشار نشریه فریاد، اسکافی را ندیده بود و حتا نمی‌دانست اتاق وی کجاست تا با او در مورد این تخلفات صحبت کند و از من شماره خوابگاه و اتاقش را پرسید. چگونه او در اتاق اسکافی مطلب گرفت ولی شماره اتاق او را بلد نبود؟ احتمالاً به جز سادلوح بودن، وی آلزایمر نیز دارند!
آقای سالاری در اظهاراتش گفته بود که خبری از توقیف نشریه برادرم در دانشگاه رجایی ندارم و بعد‌ از توقیف آن، خبرش را در نشریه "کاغذ‌اخبار" خواندم. این گفته کذب محض است. زیرا هیچ‌نشریه‌ای در دانشگاه چنین خبری را منتشر نکرده است.
از طرفی دیگر وی گفته که برادرش هیچ‌گونه ارتباطی با نشریه نداشته است. نقض گفته‌ی ایشان ذکر نام برادر و دوستان برادرش در لیست هیأت تحریریه نشریه فریاد می‌باشد. در این شکایت یک تناقض دیگر نیز وجود دارد. چون در جایی گفته است یک ساعت قبل از انتشار با آقای اسکافی تماس گرفته و گفته اسم من را حذف کنید و در جایی دیگر بیان داشت در همان ابتدا گفته است که نام من را نبرید.
ðدر مورد بیانیه‌ای که به تازگی صادر کردند، نکات جالبی وجود دارد. از جمله این‌که شنیده می‌شود جناب آقای قائم‌پناه (سردبیر فریاد) چند هفته‌ای است که در دانشگاه حضور ندارد. پس چگونه وی بیانیه می‌نویسد و در دانشگاه توزیع می‌کند؟
نکته‌ی دیگر در مورد امضا‌های زیر این بیانیه است. با کمی دقت می‌توان به راحتی به شباهت دو خط امضاهای پای این بیانیه پی‌برد. خط‌خوردگی که در مورد کلمه نشریه وجود دارد نیز برای پی‌بردن به شباهت این دو خط، نکته‌ی جالب توجه‌ای است. چگونه است که خط این دو نفر چنین شبیه به هم است؟
در خارج از گود نیز برخی هیزم به آتش این ماجرا افزودند تا بلکه کسانی را که تا به حال نتوانستند در جنگ عقلانیت و با سلاح فکر شکست دهند با این بی‌عدالتی بسوزانند. نشریه "خیمه" با صاحب‌امتیازی »کانون فرهنگی،‌ اجتماعی نهاد رهبری« به صورت کاملاً حساب شده‌ای با عنوان »توهین به مقدسات در دانشگاه سیستان و بلوچستان و روایت انحرافی دیگر«به گمان خودشان زیرکانه »روایت انحراف« می‌نویسند. با استفاده از یک سری برداشت‌های مغرضانه و شخصی روایت انحراف نشریه "قلم انجمن" و بعد هم "پنجره" را می‌نویسند و سپس ماجرای نشریه "فریاد" را آغاز می‌کنند و می‌نویسند »چه الحادي بالاتر از توهین به علی و اولاد او« که در نوع خود یک شرک محسوب می‌شود و علی را بالاتر از خدای پنداشتن است. در آخر می‌نویسد که »حامد سالاری« نمی‌تواند چنین مطالبی را بنویسد و عوامل پشت‌پرده وجود دارد و ذهن خواننده را به دو نشریه "قلم انجمن" و "پنجره" منحرف می‌کند تا شاید به مقصود خود برسد.
این نشریه نوشته بود که مسؤولان نشریه "فریاد" به بند 12 احکام انضباطی محکوم شدند که این خبر توسط مسؤولان کمیته انضباطی تکذیب شد. با چنین خبری می‌خواستند به دانشجویان تلقین کنند که مسؤولان نشریه به سزای اعمال خود رسیدند و تنها عوامل پشت‌پرده ماندند که آن‌ها باید به سزای اعمال خود برسند. اما زهی خیال باطل! پرده‌ای نیست که پشت‌پرده‌ای باشد. جالب این است که کمیته‌ انضباطی متن شکایت را به ما نداده و گفته‌اند که محرمانه است؟ ولی چند خط کوتاه اظهارت من در کمیته انضباطی را روز بعد در مسجد می‌خواندند تا علیه انجمن اسلامی طیف علامه امضا جمع کنند. این هم از صداقت و بی‌طرفی کمیته انضباطی!

January 4, 2009

اعلام موجودیت گروه 88 دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان حامیان محمد خاتمی

ما دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان، با توجه به روند نگران‌کننده‌ی وقایع چند سال اخیر در کشور، چه در زمینه‌ی تهدیدهای روزافزون خارجی و چه در زمینه‌ی مسائل داخلی، به ویژه سیاست‌هایی محدودکننده در دانشگاه‌ها، چه از حیث برخورد با دانشجویان و اخراج استادان فرهیخته‌ی دانشگاه‌ها، و چه از حیث تصویب آیین‌نامه‌های محدودکننده‌ی فعالیت‌های دانشجویی، بیش از هر زمان دیگری لزوم تغییر در سیاست‌های موجود را احساس می‌کنیم و با توجه به این که سوابق سیاسی و فرهنگی جناب آقای خاتمی در دوران بی‌نظیر اصلاحات نشان داده است که وی بیش از هر شخصیت دیگری، می‌تواند تحول‌ساز باشد و در میان رجال سیاسی کشور ثابت کرده است که بیش از دیگران پای‌بند و معتقد به اصول دموکراسی و بیانیه حقوق بشر است، خواسته‌ی ما که برگرفته از نگرانی‌های عمیق نسبت به منافع ملی و سرنوشت میهن عزیز است، این است که ایشان هرچه سریع‌تر حضور خود را در عرصه‌ی انتخابات سرنوشت‌ساز ریاست‌جمهوری اعلام کنند. تأخیر و انصراف از چنین امر خطیری بی‌گمان خسارات جبران‌ناپذیری را در پی خواهد داشت. باشد که ایران بار دیگر بتواند جایگاه محترم و شایسته‌ی خود را بازیابد.

ایمان آذرکیش - ابراهیم اسکافی - حامد افراسی - محسن افشاریان - محسن اکبریان - مهدی اللهیاری - رضا امیرزاده - مجتبی ایزک شیریان - علی باقری - بهنام براهویی - عبدالرحمن بستان - امیر بنی‌اسدی - رضا بوستانی - حمزه بهره‌ای - مریم بهفروز - سیامک پژمان‌فر - مرتضی پوریامنش - علی تقدسی - محمد ثابت - کامران ثابتی - فرزاد جعفری - کامران جلیل - حاتم جمشیدی - خیرالله حسین‌بر - شهریار حسین‌بر - قادر حسینی - قاسم حسینیا - حبیب خدری - زینب داوری - محمد درخشان - اسماعیل دودمان - احسان رامز - عابد رجحانی - قنبر رشیدی - جواد رضایت - حسام‌الدین رضایی - محمد زمانی - صادق ستوده - اکبر سعیدی - نوید سیدآقایزدی - فرهاد شاه‌مرادلو - میثم شمسی - صمد صادقی - جعفر صالحی - حمید صفرزاده - حسین طاهری - علمدار عبداللهی - جهانگیر عرب - احسان عزیزی - حامد عشایروند - محمدرضا عظیمی - حمزه علی‌زاده - مرتضی علی‌زاده - احد علی‌نجاتی - محمد غم‌گشا - بهنام غیادی - سکینه فرسنگی - محمدرضا کرمی - حسین گریوانی - حسین فدایی - سینا قاسمی - وحید قزلسفلی - فرید کرمی - حامد کریم‌قاسمی - محسن کریمی - عبدالرضا کلمرزی - داود کیشکوری - حمید گلی‌پور - محمدرضا لطفی - آرزو لهراسبی - سلمان محمودزهی - سعید مرزبان - سامان مهران - عبدالعظیم معصومی - محمود موحدی‌تبار - کمال‌الدین میرزاعلی - مجتبی میری - حوا نارویی - سمیه نجفی - محمد نداف - علی نظری خیرآبادی - علی نمازی - حسین نوروزی - نرجس نوری - یاسر وحیدی‌نیا - مسعود هدایتی‌پور - میلاد همتی‌پور - صابر یوسفی

کاغذ اخبار شماره پنجاه و یکم

9 دی 1387
29 دسامبر 2008
12 صفحه

کاغذ اخبار 51

صفحه اول

خاتمی: دعوت مردم را جدی گرفتم
حکم انضباطی برای 10 دانشجوی دانشگاه

سرمقاله
در دفاع از دموکراسی- بخش اول

دانشگاه
تشکیل ستاد 88 در دانشگاه
انتشار نشریه فریاد و و اکنش‌ها
لغو امتیاز نشریه دانشجویی فریاد
یادداشت
دانشگاه نیازی به داروغه ندارد
نقدی بر کمیته‌ی انضباطی و جایگاه آ‌ن‌ در دانشگاه‌ها
آزادی حداقل برای جلوگیری از بحران- کامران جلیل
پیریت! طلای احمقان (پروسه‌ی هویت‌سازی انجمن‌ اسلامی مستقل یا 58)
موضع مسؤولان دانشگاه و تشکل‌های ارزشی : حمایت از شب‌نامه‌ها، حمله به روزنامه‌ها
نگاهی به نشریه‌ی اندیشه‌ نو- بهروز گراوند
دستاوردهای چهارساله دانشگاه- میثم شمسی
بازتاب تجمع در نشریات دانشجویی- خبرنامه هم‌پیمانان
دیگر باید سکوت را شکست ـــ شهریار حسین‌بر
بخش‌هایی از شیوه‌نامه اجرایی کمیته‌ انضباطی
سیاست
اوباما و ایران- سوزان دی‌مگیو- برگردان: ابراهیم اسکافی
در نکوهش پرتاب لنگه کفش

ادبیات
خداحافظ تا فردا
آدم‌های خیالی

اخبار
پاپ خواستار صلح در خاورمیانه شد
احضار 35 دانشجوی دانشگاه شیراز به کمیته انضباطی
موافقت با مطالبات دانشجویان دانشکده‌ی داروسازی شیراز
آیت‌الله صافی گلپایگانی: کنترل جمعیت برای آینده تشیع یک تهدید است
9 تن در زندان اوین اعدام شدند
احتمال راه‌اندازی ستاد اصلاح‌طلبان پس از دهه اول محرم
حمله به خاتمی از تریبون نماز جمعه مشهد
هاشمی: من و برادرم کاندیدا نخواهیم شد
پروژه جلوگیری از فعالیت‌های حامیان خاتمی

موضوعات و نویسندگان

با بهره‌گیری از
Movable Type Pro 4.31-en