« تقدیر و تشکر | صفحه‌ی اصلی | پاسخ به نشریه‌ی جاد »

ایده‌ای از سریال ترانه مادری

چند شبی است که حول وحوش ساعت 23 سریالی تحت عنوان ترانه مادری از شبکه 3 پخش می‌شود. ابتدا بگویم که من این سریال را دنبال نکرده ام و درکل چیزی حدود 50 دقیقه مکالمه(دیالوگ)های آن را شنیده‌ام و حدود 20 دقیقه از آن را دیده‌ام. بهتر است بگویم هنگام پخش سریال بیشتر در معرض تلویزیون بوده‌ام تا اینکه مخاطب آن باشم؛ و به‌همین جهت ممکن است تحلیل درست و دقیقی از این سریال نداشته باشم. هدف تحلیلی کلی پیرامون یکی از محورهایی است که این محصول تلویزیون بر پایه آن بنا شده است.

در این سریال شاهد شخصیتی به نام پویا هستیم، دانشجوی شهرستانی ترم اول یکی از دانشگاههای تهران، که بیش از حد به خانواده‌اش وابسته است... اینکه دانشجویی در این سن وسال تا این اندازه ازنظر شخصیتی، تصمیم‌گیری و مسئولیت‌پذیری تا این اندازه به خانواده‌اش وابسته باشد، مرا یاد صحبت‌های یکی از مسئولین دانشگاه خودمان در جلسه پرسش و پاسخ ترم گذشته می‌اندازد که می‌گفت: ما همانطوری که شما را از پدر و مادرتان تحویل گرفته‌ایم! باید به همان پاکی و سالمی به خانواده‌هایتان تحویل بدهیم... اگر وابستگی نمایش داده شده در این سریال ما را عصبانی نکند(کفرمان را درنیاورد) و آن را بپذیریم، باید گفته‌های مسئول دانشگاه را نیز تأیید کنیم و بپذیریم که مراقبت از ما در دانشگاه(تا حد امانت پدر و مادرمان) لازم و ضروری است.

البته نمی‌توان منکر وجود چنین دانشجویانی بود، هرچند که تعدادشان اندک است؛ اما دانشجویان بسیاری نیز وجود دارند که حداقل در ابعاد شخصیتی، مسئولیت پذیری، تصمیم‌گیری و بعضأ حتی از نظر مالی از خانواده‌هایشان کاملأ استقلال یافته‌اند. خوشبختانه نام نویسی در دانشگاه با مهدکودک و مدرسه فرق می‌کند و الزامی به همراه بودن ولی دانشجو نمی‌باشد. برخی دانشجویان بوده و هستند که می‌آیند در شهری مثل زاهدان 4 سال یا حتی بیشتر تحصیل می‌کنند، بدون اینکه والدینشان به 100 کیلومتری آن شهر حتی نزدیک بشوند؛ و تنها ارتباط خانواده آنها با دانشگاه احتمالأ ضمانت کردن وام دانشجویی، و آگاهی از مشروطی یا عدم مشروطی فرزندشان است.

در هرحال تازمانی که دانشجویانی با ناپختگی و عدم رشد شخصیتی پویا به دانشگاه راه می‌یابند،‌ دست مسئولین برای استدلال‌هایی اینچنینی باز بوده و به‌اصطلاح "تر و خشک باید با هم بسوزند". بحث بر سر مواردی است که ضوابط و مقررات انظباطی با استدلال ناپخته(بچه) بودن دانشجو اعمال می‌شوند؛‌ و نه قوانینی که برای حفظ نظم و امنیت هر محیط اجتماعی لازم اند(فلسفه وجود، مفید یا نامفید بودن این دسته از قوانین در این تحلیل بررسی نمی‌شوند).

چند راهکار پیشنهادی برای بهبود اوضاع :

  • بنظر می‌رسد گفتار و رفتار مسئولان و اساتید دانشگاه در رشد و استقلال شخصیتی این دسته از دانشجویان تأثیر زیادی داشته باشد. دانشجویان زیادی را دیده‌ایم که به واسطه ارتباط بیشتر با مسئولین و اساتید دانشگاه،‌ و یا بهای بیشتری که اساتید و مسئولان (با توجه به وضع درسی، ورزشی، مذهبی و ...) به شخصیت آنها داده‌اند، در مهارت تصمیم‌گیری و مسئولیت‌پذیری یک سروگردن از سایر دانشجویان بالاترند. بیایید به‌جای اینکه به این دانشجویان تلقین کنید که بچه هستید،‌ به آنها فرصت رشد بیشتری بدهید.
  • حتی المقدور اعمال قواعد انظباطی مذکور با توجه به سن‌وسال و ترم‌های تحصیل دانشجویان متفاوت باشد. ممکن است اجرای یکسری ضوابط به صلاح یک دانشجوی سال اول باشد؛ اما ‌کاربرد همین قوانین در مورد دانشجوی سال چهارم چیزی جز احساس بی‌احترامی(توهین) به شخصیت و خردشدگی برایش به ارمغان نیاورد.
  • خانواده‌های محترم اجازه استقلال بیشتری به فرزندانشان بدهند تا شاهد دانشجویانی هرچه پخته‌تر و بيدارتر در دانشگاه باشیم. دقت داشته باشید که در دانشگاه کسی به نام ناظم که همیشه بالای سر فرزندتان باشد یا معلم پرورشی و... ،با توجه به اینکه نیازی حس نمی‌شده، (حداقل) تعریف نشده‌اند. اینجا یک کمیته انظباطی داریم که مسئولیتش رسیدگی به تخطی‌های صورت‌گرفته و انجام‌شده است.

پیام‌ها (1)

محمد:

mozakhraf
hamash payame amuzeshi
tv iran kheili bache mosbate

توجه: این وبلاگ نظارت دائم ندارد و از آن‌جا که پیام‌های این وبلاگ به صورت خودکار و بدون نظارت درج می‌شود، ممکن است گاهی شما با مطالب ناپسند یا زننده‌ای روبرو شوید یا تبلیغات سایت‌های غیراخلاقی را ببینید. مسؤولیت پیام‌ها بر عهده‌ی فرستندگان آن‌هاست.

نظر بدهید: