یکی ار مسائل فعلی دانشگاه از دید دانشجویان جلوگیری از روابط دختر و پسر است¹. اگر چه در تمام دانشگاهها این مسأله کمابیش وجود دارد ولی در دانشگاه ما خصوصاً در این چند روز اخیر بهصورت ویژهای اجرا شده است. در اینجا از دیدگاه آزادی فردی به این مسأله، جلوگیری از آن و عواقب بعد از آن میپردازم.
از دیدگاه نگارنده هر فردی مسؤول روابط خود با دیگران است و هیچکس در هیچ مقامی نمیتواند و نباید در روابط فردی و خصوصی شخص دیگری دخالت و تجسس کند.
با توجه با این که روابط دختر و پسر از نظر قانون جرم نیست ولی در دانشگاه به محض اینکه دختر و پسری روی یک نیمکت نشستند و یا در حال قدم زدن هستند، افرادی که معمولاً برای دانشجویان شناخته شدهاند به آنها مراجعه میکنند و بعد از پرسیدن نسبت خانوادگی و فامیلی آنها، از آنها کارت شناسایی درخواست میکنند!! که در صورت تکرار این موضوع به کمیتهی انضباطی احضاز میشوند و حتا احکام انضباطی نیز برای آنها صادر میشود!
همانطور که گفتهام، از نظر من به دلایل مختلف این کار صحیح نیست. زیرا هر انسانی مسؤول روابط خود میباشد و خود تشخیص میدهد که با چه کسی رابطه داشته باشد. از طرفی هنگامی شخصی جرم انجام دهد و مستحق حکم انضباطی است که حقوق فرد یا افرادی را پایمال کرده باشد و کسی نیز از وضعیت بهوجوآمده شاکی باشد و آنگاه با مراجعه به مراجع ذیصلاح به شکایتش رسیدگی میشود. ولی در این رابطه هیچکدام از طرفین شاکی نیستند. دلیل دیگر این است که یک دختر و پسر در دیدِ عموم هستند و نمیتوانند هیچگونه رابطهی نامشروعی داشته باشند. پس چرا با آنها برخوردهای تندی داشته باشیم و در کار آنها تجسس کنیم؟ و معتقدم چنین روابط و صحبت بین این دختر و پسر در فضای دانشگاهی نیز حسن دارد. زیرا باعث میشود که طرفین از دنیای بیرونی خود، آگاه شوند و دیگر شاهد اغفال دختران به دلیل آگاه نبودن به اخلاق و رفتار مردان و بالعکس نباشیم.
این تذکرات و تجسسات در امور روابط دختر و پسر، به جای اینکه مانع از خطای احتمالی این افراد شود، اثر سوء دارد و به خطای بزرگتری از سوی طرفین میانجامد.
در چنین شرایطی که دانشجویان برای ارتباط با هم در دانشگاه شرایط را مناسب نمیبینند، اجباراً به بیرون از دانشگاه میروند تا از زیر بار این فشار و تجسس و محدودیتها درامان باشند و در پارکها، کافیشاپها و مکانهای تفریحی خارج از دانشگاهها با هم ملاقات میکنند که در زاهدان به دلایل متعددی از جمله موقعیت جغرافیایی و عدم امکانات مناسب و محیطی سالم، مسأله حادتر میشود. زیرا رفتن به کافیشاپها و مجتمعهای تفریحی هزینههای سنگینی را برای دانشجویان به همراه دارد. از طرفی دیگر ذهنیت شهرواندان زاهدانی و فضای فرهنگی این شهر نیز چنین مسألی را بر نمیتابد و در برابر اینگونه مسائل واکنشهای تندی را از خود بروز میدهند.
بنابراین ناچار میشوند به خانههای دانشجویی و مکانهای نامناسب و بستهای که تعداد آنها هم کم نیست روی آورند که در نوع خود خطرناک و آسیبهای جدی برای جامعه به وجود میآورند. ضریب به خطا رفتن در چنین مکانهایی بسیار بالا است. در این فضای بسته به دلیل اینکه دیگر دیدِ عموم وجود ندارد و خیال اینکه شاید دیگر این شرایط فراهم نشود، باعث بهوجود آمدن روابط نامشروعی میشود که از دید جامعه و شرع کاملاً نکوهیده است. و این خود میتواند منجر به بیماریها، آسیبها و معضلات اجتماعی، قتلهای ناموسی و مسائل بحرانی دیگری برای افراد و کل جامعه گردد. از طرفی دیگر همین مکانهای نامناسب و بسته به یکی از پایگاهای اصلی در به دام انداختن جوانان در منجلابهای اعتیاد، فحشا، قاچاق انسان، بحرانهای روانی و شخصی و ... هستند.
پس بیاید با تساهل نسبت به روابط دختر و پسر بنگریم تا شاهد این مشکلات، آسیبها و بحرانهای بزرگ نباشیم و یا فردا حضانت کودکانی را قبول نکینم که ممکن است به خاطر این سختگیریها و ایجاد محدودیتهای بیاساس متولد شدهاند·
1منظور نگارنده از روابط دختر و پسر همان روابط انسانی در حد صحبت کردن و در کنار هم بودن در فضای دانشگاه میباشد و روابط نامشروع از نظر قانون مد نظر نیست.
توجه: این وبلاگ نظارت دائم ندارد و از آنجا که پیامهای این وبلاگ به صورت خودکار و بدون نظارت درج میشود، ممکن است گاهی شما با مطالب ناپسند یا زنندهای روبرو شوید یا تبلیغات سایتهای غیراخلاقی را ببینید. مسؤولیت پیامها بر عهدهی فرستندگان آنهاست.