در اینکه کمیته انضباطی می تواند مدافع و حافظ جایگاه رفیع دانشگاه باشد هیچشکی نیست چون هر کسی می تواند در این امر به گونهای سهیم باشد. اما چگونگی این امر مهم است. بسته به نوع واکنش و برخورد، می توان فهمید که هدف کمک به دانشجو و حل مسائل آنها است یا سرکوب اعتراضات و جنبش های انتقادی و اعمال و تحمیل سلیقههای خاص. کمیته انضباطی می تواند در ایجاد فضای سالم، بستری مناسب برای رشد و شکوفایی دانشجویان و کمک به حل مسائل مختلف دانشجویی، موثر باشد اما زمانی که خود به مانعی در برابر حرکت دانشجویان در رسیدن به خواسته هایشان تبدیل گردد، نه تنها بودن آن مفید نیست، بلکه وجودش باعث تنش و بحران در فضای زندگی دانشجویان خواهد شد. چگونه ممکن است، یک نهاد که خود را پشتیبان حقوق دانشجویان می داند، گاهی مانع و عامل اضطراب و ترس بین آنها گردد؟ آیا ضمانت اجرایی قوانین ترس است؟ آیا استفاده ابزاری از دانشجویان، تحت عناوین مختلف، پاسداری و حراست از جایگاه رفیع دانشگاه و دانشجو است؟ نکند تذکرات و اخطارها و توبیخات مکرر رابطین و یا برخودهای نادرست و غیراخلاقی در محیط دانشگاه با دانشجویان در جهت اهداف تربیتی این نهاد و یا ارشاد و حفظ آبرو و حیثیت اجتماعی دانشجویان است؟ آیا دخالت در حریم خصوصی و تعیین و تکلیف کردن برای دانشجویان دفاع از حقوق فردی و اجتماعی آنها است؟ آیا دانشجویان را بیشعور فرض کردهاید که به خود اجازه میدهید با تصوری قیمانه، آنها را پند و نصیحت کنید؟ بماند اینکه چه افراد ادیب و دانشمند و با اخلاقی قصد نصیحت کردن دانشجویان و به راه راست هدایت کردن آنها را دارند.راستی منش دانشجویی و اخلاق تعالی چیست؟ بیاخلاقی چیست؟ بلوا و آشوب چیست؟ آیا مصداق اینها، راه رفتن، گفتگو و یا نشستن دو دانشجوی دختر و پسر با هم در فضای فرهنگی دانشگاه است؟ راستی بر کدامین سنگ محک تکیه داده اید که اینگونه خوبی و بدی را تشخیص و برای دیگران تعریف می کنید؟ بر کدامین میزان عمل می کنید که حق و ناحق را به این راحتی برای دیگران وضع و با شدت اجرا می کنید؟چگونه به درجه قضاوت رسیدید که افکار و عقاید خوب را از افکار و عقاید بیمار تشخیص می دهید؟ فکر ها و اندیشه ها و عقاید را به خوب و بد تقسیم می کنید، و میگویید عقاید منحرف؟ بر چه اساسی فکر خوب و بد را از هم تشخیص می دهید، نسخه می پیچید، و دارو تجویز میکنید و به مداوای بدان، بی تربیتان، منحرفان، غربزدگان، بی دینها و ملحدان می پردازید؟ چگونه داعیهدار تأمین حقوق دانشگاهیان شدهاید در صورتی که خود مدام برعلیه دانشجو و استاد دانشگاه پرونده درست میکنید؟ سالم بودن و اخلاقی بودن چیست؟ پذيرش بي چون و چراي هر عقيده و باوري؟ يا خوردن هر غذاي نامطلوبي؟ يا فقط خوردن و خوابيدن و سرکلاس رفتن و سر در لاک خود فروبردن و افسرده شدن. نکند اعتراض و انتقاد دانشجويان مصادف با ملحد بودن و بيبندوباري و بيکرامتي آنها است؟ اگر هدف از تشکيل کميته انضباطي، برقراي نظم و امنيت و صيانت از حريم دانشگاه است، خوب و بجاست. اما هنگامي که با زور و برخوردهاي خشک و غير عالمانه خود موجبات ترس و تشويش در دانشجويان میشود، از رسالت اصلی خود خارج شده است. آيا شبانه روز افرادي را گسيل داشتن و مراقب رفتار و کردار ديگران بودن و مدام به قصد اصلاح اخلاق و کردار به افراد تذکر و اخطار و توبيخ دادن، ايجاد امنيت و آسايش براي دانشجويان است؟ آیا میدانید همان افراد در مواجه با دیگر دانشجویان از چه الفاظ رکیکی بهره میبرند؟ از دانشجو برعليه دانشجو استفاده کردن و در حريم خصوصي آنها دخالت کردن، آيا تلاش براي ارتقاي سطح دانشگاه است؟راستي اين افرادي که به ديگران تذکر مي دهند و اهدافشان، ارشاد و اصلاح ديگران است، خود کيستند و چگونه رفتاري دارند؟ در بین دانشجویان و فضای دانشگاه حسن شهرت دارند؟
اعضايي که در اين کميته پذيرفته مي شوند و قوانين را براي ديگران اعمال مي کنند، خود ازچه فيلترهاي اخلاقي و هنجاري گذر کرده اند؟ معيار پذيرش اين افراد چيست؟
دانشگاه نه پادگان است و نه ملک طلق کسی، دانشگاه فضای زندگی مسالمتآمیز عقاید و سلایق، فضای تفاوت اندیشهها و تضارب آراست نه فضای تمامیت خواهی و شبیه همبودن و یکسان فکر کردن. دانشگاه محل تفتیش عقاید نیست ای داروغه! دانشگاه محل فرهنگ و اندیشههای مختلف است ·
توجه: این وبلاگ نظارت دائم ندارد و از آنجا که پیامهای این وبلاگ به صورت خودکار و بدون نظارت درج میشود، ممکن است گاهی شما با مطالب ناپسند یا زنندهای روبرو شوید یا تبلیغات سایتهای غیراخلاقی را ببینید. مسؤولیت پیامها بر عهدهی فرستندگان آنهاست.