<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
   <title>هم‌پیمانان</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hmp.eskafi.com/" />
   <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://hmp.eskafi.com/atom.xml" />
   <id>tag:hmp.eskafi.com,2008://4</id>
   <updated>2008-12-02T14:27:31Z</updated>
   <subtitle>گروه هم‌پیمانان دانشگاه سیستان و بلوچستان</subtitle>
   <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 4.2-en</generator>


<entry>
   <title>تأمل در تحصن</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hmp.eskafi.com/2008/12/post_49.html" />
   <id>tag:hmp.eskafi.com,2008://4.435</id>
   
   <published>2008-12-02T14:21:54Z</published>
   <updated>2008-12-02T14:27:31Z</updated>
   
   <summary>حامد افراسی_قاسم حسین نیا نقدها را بود آيا كه عياري گيرند تا همه صومعه‌داران پي كاري گيرند حادثه‌ای ناگوار و دلخراش رخ داد، دانشجویان در اعتراض به جفایی که نه بر یک شخص که بر حریم مقدس دانشگاه رفته است...</summary>
   <author>
      <name>علی باقری</name>
      <uri>http://faraya.wordpress.com</uri>
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hmp.eskafi.com/">
      حامد افراسی_قاسم حسین نیا
نقدها را بود آيا كه عياري گيرند
تا همه صومعه‌داران پي كاري گيرند
حادثه‌ای ناگوار و دلخراش رخ داد، دانشجویان در اعتراض به جفایی که نه بر یک شخص که بر حریم مقدس دانشگاه رفته است گرد هم جمع و خواستار پاسخگویی مسئولین مربوطه و رسیدگی به مطالبات منطقی و معقول خود شدند، اما حوادثی حزن انگیز که در ادامه اتفاق افتاد آه و تاسف از نهاد همگان برانگیخت ولی در عین حال حاوی نکاتی بود که هدف اصلی نگارش این مطلب بررسی آن‌ها می‌باشد که در ذیل اجمالا بدان پرداخته شده است.
الف) پاسخگویی شعاریستی محوری که همواره مسئولان ارشد نظام داعیه‌دار آن هستند با توجه به این‌ انتظار می‌رفت که مسئولین مستقیم امنیتی دانشگاه با پاسخ‌هایی روشن در جمع دانشجویان حاضر شوند اما نه تنها این امر تحقق نگردید بلکه حتی کوچکترین ابراز هم‌دردی از طرف عالیجنابان مشاهده نشد. آیا آقایان پاسخگویی به دانشجو را کسر شان خود تلقی می‌کنند؟ یا اینکه اصلا پاسخی ندارند که در هر صورت حکایت از عدم کفایت و شایستگی‌شان داشتند و در تعارض با شعار محوری نظام است.
ب) اصرار ورزی ریاست دانشگاه بر عدم بر کناری آن‌ها که خواسته چندین هزار دانشجو بوده است ناشی از چیست؟ آیا شائبه را در ذهن بر نمی‌انگیزد که وی به دانشجویان به دیده‌ی کودکانی بهانه‌گیر می‌نگرد که چنانچه خواسته آن‌ها اجابت شد هر دم باید منتظر حرکتی جدید باشد؟آیا این دیدگاه نسبت به قشر فرهیخته و عظیم کشور، سبک شمردن جایگاه والای آتیه سازان این مرز و بوم نیست؟
آیا جایگاه واقعی دانشگاه و دانشجو با آن همه سابقه تاریخی سازنده به نسیان نرفته است؟ و اگر چنین است این قصه‌ی تلخ سر دراز دارد.
پ). در تجمعی که صورت گرفت،‌ شورایی تحت عنوان شورای تجمع‌کندگان تشکیل شد که نحوه‌ی گزینش اعضای این شورا بر عموم دانشجویان پوشیده ماند که این موضوع عدم اعتماد به برخی از اعضا  در بین اجتماع کنند‌گان را ایجاد کرد. عدم هماهنگی و آشفتگی در تصمیمات این شورا مشهود  بود. از جمله می‌توان به مخالفت ابهام‌ برانگیز عده‌ای از آن‌ها با تصویب بند3 ( استعفای آقایان نجفی و کوچک‌زایی) که خواسته‌ی اصلی و اکید تجمع‌کنندگان بود وصدور بیانیه‌های شتابزده با مضامین متفاوت و بل متضاد از گروهای مختلف به نام شورای تجمع‌کنندگان،‌ اشاره کرد.
حادث شدن این نابسامانی‌ها، قویاً‌ از یک دیدگاه به عملکرد دانشجویان باز می‌گردد. آن‌جا که عدم حضور یک شورای صنفی فعال و پی‌گیر در به تحقق رساندن مطالبات برحق دانشجویان در این گونه موارد کاملا محسوس است.اگر دانشجویان در انتخابات شورای صنفی نه با بی‌میلی که با اشتیاق و نه با فریاد بلندگو‌ها که به صورت خودجوش و پرشور شرکت می‌کردند و نمایندگانی شناخته شده و 
 شایسته و معتمد را انتخاب می‌نمودند، نه تنها با مشکلاتی که فقط به گوشه‌ای از آن‌ها اشاره شد مواجه نبودند که می‌توانستند موجبات نظارت مستمر نمایندگان خود را در مسائل امنیتی، انضباطی،‌ فرهنگی،‌آموزشی و رفاهی فراهم کنند و چه بسا شاهد وقوع این‌گونه حوادث ناگوار و هتک حرمت حریم مقدس دانشگاه و دانشجو نباشیم که علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد.
ت). سکوت و بی‌تفاوتی یأس‌آور اساتید در این زمینه مایه‌ی شگفتی است. آیا جز این است که آن‌ها فانوس‌داران این قافله‌ی فرهنگ و تمدن در ظلمت رعشه‌آور روزگارند، اما آن‌ها را چه شده که به هنگام شبیخون، لب‌ها فرو بسته و فانوس‌ها را کشته‌اند وغافل از قافله، عزلت گزیده‌اند و شاگردانشان را در این آشفته‌بازار ناباورانه رها کرده‌اند؟
 آیا این حادثه‌ ذره‌ای خاطر آن‌ها را مکدر نساخته که مهر سکوت بر لب زده و دم بر نیاوردند؟
چنان‌چه این قصه در مورد آن‌ها رقم خورده بود،‌هیچ‌گونه انتظاری از شاگردانشان نداشتند؟ 
البته حساب تعداد اندکی از اساتید دلسوز که در تجمع حضور داشتند و مایه‌ی دلگرمی دانشجویان بودند،‌از این قاعده مستثنی است. به واقع همه‌ی اساتید، دانشجویان و کارمندان دانشگاه، عضوی از این خانواده بزرگ هستند و عدم واکنش آن‌ها به هیچ وجه توجیه‌پذیر نیست. 
چو عضوی به درد آورد روزگار /  دگر عضو‌ها را نماند قرار
 
توضیح: این مطلب در نشریه کاغذ اخبار چاپ شده است. در ضمن در نشریه به اشتباه اسم آقای حسین نیا, حسن نیا ذکر شده است و هم چنین یک جمله نیز از متن نوشته جا مانده بود که با پوزش از نویسنده و خوانندگان نشریه, متن کامل یادداشت را در این جا آورده ایم.

      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>چه کسی ‌غیرقانونی عمل می‌کند</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hmp.eskafi.com/2008/12/post_48.html" />
   <id>tag:hmp.eskafi.com,2008://4.434</id>
   
   <published>2008-12-02T14:02:13Z</published>
   <updated>2008-12-02T14:10:15Z</updated>
   
   <summary>در هنگام تجمع دانشجویان، بسیاری از مسؤولان تلاش می‌کردند تجمع دانشجویان را غیر قانونی اعلام کنند تا بدین روش دانشجویان را از گرفتن حقوق خود منصرف کرده و آنها را متفرق نمایند. آیا به راستی این تجمع قانونی بود یا...</summary>
   <author>
      <name>علی باقری</name>
      <uri>http://faraya.wordpress.com</uri>
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hmp.eskafi.com/">
      در هنگام تجمع دانشجویان، بسیاری از مسؤولان تلاش می‌کردند تجمع دانشجویان را غیر قانونی اعلام کنند تا بدین روش دانشجویان را از گرفتن حقوق خود منصرف کرده و آنها را متفرق نمایند. 
 آیا به راستی این تجمع قانونی بود یا غیر قانونی؟
طبق اصل 27 قانون اساسی مردم برای برگزاری تجمع و تحصن آزادند و تنها در صورتی می‌توان با افراد تجمع‌کننده برخورد کرد که همراه خود اسلحه حمل کنند و یا این‌که تجمع آن‌ها مخالف مبانی اسلام باشد. در اين اصل برای چنین اعتراضات مدنی‌ توسط شهروندان در قانون شرط تعیین نشده بلکه برای برخورد با آن‌ها شرط تعیین شده است یعنی برای جلوگیری از ایجاد قدرت بی حد و حصر مسؤولان چنین قوانینی ایجاد شده است.
 مسؤولان دانشگاه اعلام می‌کنند این تجمع مجوز نداشته است اما شما قضاوت کنید کدام عقل سلیم می‌پذیرد که وقتی مسؤولی مثل ریاست دانشگاه در جلسات پرسش و پاسخ به بعضی از سوآلات که مربوط به موضوع تجمع بود جواب نمی دهد چطور برای چنین تجمعی مجوز صادر می‌کند؟ 
 وقتي دانشگاه به برنامه‌های بسیار ساده‌ای مثل تئاتر مجوز نمی‌دهد به هیچ وجه انتظار نمی رود به تجمع، مجوز برگزاری بدهد. 
جالب آن است که مسؤولان دانشگاه به موضوعی که به طور کاملا شفاف و بدون حاشیه در قانون اساسی تصریح شده است، غیر قانونی می‌گویند؛ آیا گفته‌های آنان مصداق نقض قانون اساسی کشورنیست؟
مسؤولان دانشگاه نه تنها به قانون اساسی کشور احترام نمی‌گذارند بلکه در بقیه امور نیز آیین‌نامه و قوانین داخلی دانشگاه را به خوبی اجرا نمی‌کنند و از آن تخطی می کنند به طور مثال:
 1ـ اگر شخصی یا نهادی درخواست اجرای یک برنامه را به اداره امور فرهنگی بدهد، جواب وی باید طی 7 روز کاری داده شود که مسؤولان بنابر دلایلی که البته تا حدودی این دلایل نیز بر همگان روشن شده است، جواب را دیرتر می‌دهند تا برنامه مورد نظر آن شخص یا نهاد، دیگر کیفیت خود را از دست می‌دهد
 2ـ  اگر به درخواستی جواب رد داده شود طبق قانون باید دلیل رد درخواست به صورت کامل و شفاف و مکتوب در اختیار درخواست کننده قرار گیرد که این مسأله در دانشگاه امری رایج است.
 3ـ اگر انتخابات شورای صنفی در کل دانشگاه یا در بعضی از دانشکده‌ها برگزار نشد یا از حد نصاب افتاد باید تا یک ماه بعد انتخابات برگزار شود.  در حالی که همگی شاهدید که شورای صنفی این دانشگاه سال 1383 بنا بر دلایل مبهم ونامعلوم منحل شد و تا سال 87
 تشکیل نشد و در این بین تنها  در سال 85 دانشگاه وانمود کرد که قصد برگزاری انتخابات را دارد که با توجه به شرایط نامطلوبی که مسؤولان ایجاد کرده بودند، انتخابات برگزار نشد و مسؤولان به بهانه این‌که انتخابات به حد نصاب نرسیده است، سعی  کردند جواب دانشجویان را بدهند و بعد از انتخابات این شورا در سال 87 از بین 12 دانشکده فقط در سه دانشکده انتخابات برگزار شد و انتخابات در دانشکده ادبیات بنا بر دلایل نامعلومی برگزار نشد و تابه حال مسؤولان انتخابات را در بقیه دانشکده‌ها بر گزار نکرده‌اند.
 4 ـ احضاریه‌های که از طرف کمیته‌ی انضباطی برای دانشجویان فرستاده می شود در آن باید نام شاکی یا شاکیان و موضوع شکایت نوشته شده باشد که این‌چنین نیست و در اغلب موارد احضاریه‌ها با عنوان ادای پاره‌ای توضیحات برای اشخاص فرستاده می شود.  بعد از فرستادن احضاریه باید دانشجو بتواند از خود دفاع کند و بعد از اعلام حکم درخواست تجدید نظر را داشته باشد که در مواردی شاهد این بوده‌ایم درحالی که دانشجو اصلا در جلسه رسیدگی حضور پیدا نکرده، برای وی حکم صادر می شود و به صورت تلفنی  در نیمه شب به وی خبر حکم او داده می شود. هم‌چنین  در آیین نامه کمیته انضباطی رابط  به هیچ‌وجه تعریف نشده است ولی همه شما شاهدید که تعداد این افراد در دانشگاه زیاد است و به صورت غیر قانونی فعالیت می‌کنند.
5ـ طبق قانون نگهبانان حق گرفتن کارت  دانشجویی را از دانشجویان ندارند که همه شما دوستان شاهدید  در اکثر موارد خلاف این امر اتفاق می افتد. 8 ـ طبق آیین نامه همه نشریاتی که در دانشگاه منتشر می‌شوند حق استفاده از امکانات دانشگاه را دارند و اگر نشریه ای تخلفی انجام داد، یکی از مجازات‌های دانشگاه نسبت به آن نشریه این است که حق استفاده ازچاپ‌خانه دانشگاه به صورت موقت از آن نشریه گرفته می شود؛ اما در حال حاضر تمامی نشریات مستقل دانشگاه نمی‌توانند از چاپ‌خانه دانشگاه استفاده کنند و طوری به نظر می‌رسد که همه نشریات در حال گذراندن دوره محکومیت خود هستند ولی پایان این دوره مشخص نشده است. 
حال شما قضاوت کنید دانشجویان بیشتر قانونی عمل می‌کنند یا مسؤولان ؟
 
 


      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>نکاتی در مورد شورای تجمع کنندگان</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hmp.eskafi.com/2008/12/post_47.html" />
   <id>tag:hmp.eskafi.com,2008://4.433</id>
   
   <published>2008-12-02T13:58:55Z</published>
   <updated>2008-12-02T14:01:36Z</updated>
   
   <summary> بعد از روی دادن حادثه‌ی دوم و تجمع خودجوش دانشجویان، برخی از افراد به این فکر افتادند که برای انسجام و اتحاد بیشتر در بین دانشجویان و نظم دادن به تجمع خودجوش آن‌ها، لازم است تا شورایی از دانشجویان...</summary>
   <author>
      <name>علی باقری</name>
      <uri>http://faraya.wordpress.com</uri>
   </author>
   
      <category term="علی باقری" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hmp.eskafi.com/">
       بعد از روی دادن حادثه‌ی دوم و تجمع خودجوش دانشجویان، برخی از افراد به این فکر افتادند که برای انسجام و اتحاد بیشتر در بین دانشجویان و نظم دادن به تجمع خودجوش آن‌ها، لازم است تا شورایی از دانشجویان تجمع‌کننده، تشکیل شود و این نظم و انسجام را در بین توده‌ی دانشجویان معترض که به نحوی پراکندگی و تشویش بین آن ها حاکم بود، به وجود آورده تا برای مطالبه‌ی حقوق خود به نحو سازمان‌یافته‌ای عمل کنند. طبیعی بود که با شکل‌گیری تجمعی به این وسعت در سطح دانشگاه، عواملی باشند که بخواهند با ایجاد ترس و وحشت در بین دانشجویان و اختلاف‌افکنی در بین آن‌ها، دانشجویان را متفرق و از مطالبه‌ی خواسته‌های برحق‌شان منصرف کنند. در هر صورت ایده‌ی تشکیل شورا مطرح و شروع به تهیه‌ی لیستی از دانشجویان تجمع‌کننده کردیم. لیستی با تعدادی 10 نفره بسته شد و در همان ابتدای بستن لیست اعتراض برخی از دانشجویان  نسبت به تهیه لیست برخاست. هنگام نوشتن اسامی شورا، با برخورد‌های زننده‌ای از طرف دانشجویان معترض مواجه شدم که به حساب هیجانات و احساسات حاکم در تجمع گذاشتم. سعی کردم که به گرایشات، وابستگی‌ها و سلیقه‌های دانشجویانی که درخواست ثبت اسم‌شان در لیست شورا را می‌کردند، بی‌توجه باشم. نکته‌ای که بعد‌ها پی بردم یکی از اشتباهات من در طول این حوادث بود،‌ بی‌توجهی به همین موضوع بود. زیرا تأثیرات آن را در جلسات و تصمیم‌گیری‌های شورا و همچنین مذاکره با مسؤولان دانشگاه به وضوح مشاهده‌ کردیم.  تشکیل شورا و لیست 10 نفره اولیه را از طریق تریبون برای دانشجویان تجمع‌کننده اعلام کردیم. همچنان اعتراضات برخی از افراد نسبت به نبود اسم‌شان در شورا وجود داشت و گویی که در این شورا قرار بود تا کسی به نون و نوایی برسد که عده‌‌ای برای حضور در آن دست و پا می‌زدند و از هیچ‌کاری برای حضور در این شورا دریغ نمی‌کردند. زمانی که می خواستیم اولین جلسه شورا را تشکیل دهیم، ناگهان با هجوم چند نفر از دانشجویانی مواجه شدیم که سعی داشتند تا لیست را بگیرند. دعوایی به راه افتاد و کسانی که تا دیروز برعلیه دانشجو بودند هم‌اکنون با ادعاهایی چون من نماینده‌ی دانشجویان هستم و من می‌خواهم حق دانشجویان را بگیرم، خواستار حضور در شورا بودند. عده‌ای نیز  مدام تکرار می‌کردند ما مستقل هستیم و نماینده‌ی دانشجویان مستقل هستیم. خلاصه هر کسی خود را به عنوان نماینده‌ی طیفی از دانشجویان معرفی می‌نمود و جالب آن‌جا بود که همین افراد بعدها در مقابل خواست دانشجویان درآمدند.  رفتارها و حرف‌هایی شنیدم که به خاطر عدم ایجاد اختلاف و تفرقه بین دانشجویان گذشت کردیم. با برخورد‌های دانشجویانی مواجه شدیم که هر کدام به نحوی می‌خواستند اسم‌شان در این شورا باشد. وقتی می‌خواستیم برای تشکیل جلسه، وارد دفتر کانون بشویم با ممانعت چند‌تن از دانشجویانی مواجه شدیم که خواهان این بودند تا نه تنها اسم خودشان بلکه دوستان و همراهان و وابستگانشان نیز در لیست شورا گنجانده شود. جلوی در دفتر کانون را به روی ما بستند و  می‌گفتند افراد خودی حق ورود را دارند. با تمام هجمه‌ها و فشارها و رفتارهای ناشایستی که از طرف برخی از دانشجویان در مورد تشکیل شدن شورا بود، توانستیم وارد دفتر کانون شویم. گرچه این امر با توجه به تجارب گذشته و شناختی که از دوستان داشتیم برخلاف میل ما بود اما باز هم گذشیم به این باور که شاید آن‌ها نیز طبق خواسته‌های دانشجویان عمل خواهند کرد. تا این لحظه اعضای شورا از 15 نفر تجاوز نمی‌کرد اما به محض ورود به دفتر کانون و تشکیل جلسه با تعداد زیادی از دانشجویان مواجه شدیم (برخی از آن‌ها در دفتر کانون حضور داشتند و برخی دیگر نیز بعدها وارد شدند) که خواستار ثبت اسم‌شان در لیست شورا بودند. در مورد عضویت تعدادی از این افراد مشورت شد و چند نفر دیگر نیز به لیست شورا اضافه شد. در ابتدای تشکیل جلسه کسی با حضور این دانشجویان در جلسه شورا مخالفت نکرد. البته به شرط نداشتن حق رأی. بعد از بحث و گفتگوهای زیادی که در جلسه شورا چه در حضور دکتر شهرکی و آقای زندوکیلی و چه بدون آن‌ها صورت گرفت، شورا وارد مرحله تصویب مطالباتی شد که در جلسه مطرح شد. با شمارش تعداد افرادی که حق رأی داشتند، متوجه شدیم که تعداد اعضای شورا از 10 نفر به 25 نفر افزایش پیدا کرد. یکی از موضوعاتی که دانشجویان معترض به لیست شورا مطرح می‌کردند. بحث سهمیه‌بندی تشکل‌ها و گروهای مختلف در شورا بود. عده‌ای دیگر می‌گفتند که نباید بحث تشکل‌ها را مطرح کرد. برخی می گفتند مستقل هستیم. برخی می‌گفتند شما می‌خواهید شورا را به نفع‌ خود مصادره کنید و برخی دیگر نیز برچسب‌های سیاسی بودن و انجمنی بودن و از فلان تشکل بودن را مطرح می نمودند که با وجود تمام این مسائل سعی کردیم  چندان توجهی به این موارد نکنیم، زیرا که احساس می‌کردیم باعث تضعیف شورا خواهد شد. 
تمام سعی ما در آن جلسات بر این بود که خواسته‌های دانشجویان را منعکس کنیم. برای خواست و مطالبات دانشجویان تلاش کنیم و اگر با مسؤولان دانشگاه برای دفاع از  حقوق دانشجویان بر روی یک میز بنشینیم تنها انعکاس دهنده‌ی مطالبات دانشجویان باشیم. اما بودند کسانی که به جای دفاع از حقوق دانشجویانی که در سرما ایستاده بودند و برای احقاق حقوق خود گلو پاره می‌کردند و سوزش سرما را تاب می‌آوردند، دیدن مسؤولان و نشستن با آن‌ها بر روی یک میز را فرصتی می‌دانستند برای پیش کشیدن مسائل شخصی خود و شاید حل برخی از این مسائل. مگر تأسیس شورای اهتمام جزو مطالبات دانشجویان بود که کلی از وقت جلسات داخلی شورا و جلسات مذاکره با مسؤولان را گرفت؟ 
در هر جلسه‌ای که شورا تشکیل می‌داد،‌ دوستانی بودند که اولین و آخرین مطلبی را که بیان می‌کردند،‌ موضوع  پایان دادن به تجمع و متفرق نمودن دانشجویان و رفتن به دنبال فرایند‌های قانونی شکایت کردن بود و کسانی دیگر نیز در جلسات شورا حکم واکمن را داشتند. برخی صرفاً به عنوان خبرنگار و گزارشگر در آن‌جا حضور داشتند، برخی به عنوان سیاهی لشگر و برخی دیگر نیز به دنبال دوستان خود به آن‌جا می‌آمدند و صرفاً برای نوشتن بیانیه و... برخی برای به دست آوردن محبوبیت در بین دانشجویان و خلاصه هر که را بهر چیزی به این شورا آمده بود. 
  گاهی به جای حمایت از دانشجویان دوستانی بودند که به حمایت از مسؤولان دانشگاه می‌پرداختند و بودند کسانی که دقیقاً همان القاب و برچسب‌هایی که مسؤولان به تجمع و اعتراضات دانشجویان نسبت می‌دادند،‌ به برخی دیگر از اعضای شورا نسبت می‌دادند. موج‌سوار خطاب کردن،‌ سیاسی بودن، انجمنی بودن، نشریه داشتن، وابسته به فلان گروه و ‌فلان جناح و مواردی از این قبیل مدام در جلسات شورا مطرح می‌شد و گویی که هر کسی جزو این طبقه‌بندی قرار می‌گرفت مجرم بود و سریعاً می‌بایست مجازات گردد. 
در مورد بیانیه‌ها و قطعنامه‌های شورا و نحوی مذاکرات شورا با مسؤولان بحث‌های فراوانی است که از جمله می‌توان اشاره کرد که روند کلی تصمیم‌گیری‌های شورا به جای آن که بر اساس و با توجه به خواسته‌های دانشجویان باشد بر پایه‌ی نظرات مسؤولان بود. 
آن‌چه که در شورا بیش از هر چیزی نمود داشت، عدم ثبات در بیان نظرات و پایداری بود بر روی آن‌چه در شورا تصویب می‌شد. بیانه‌ای که شامل بند‌های تصویب‌ شده شورا بود،‌ مدت‌ها انتظار  امضای دوستانی را می‌کشید که در مورد بند 3 هنوز مخالفت خود را اعلام می‌کردند. 
بحث تعطیلی کلاس‌ها یکی از مباحثی بود که علی‌رغم تصویب در جلسه‌ی شورا، عده‌ای بعداً مطرح نمودند که برخلاف تصمیم شورا بوده که من تأکید می‌کنم به هیچ‌وجه این مورد برخلاف تصمیم شورا نبود و برای اثبات گفته‌ی خویش شواهدی زیادی می‌توانم ارائه دهم. از جمله صورت‌جلسه‌های شورا که خوشبختانه هر نکته‌ای که در شورا مطرح می‌شد توسط منشی شورا مکتوب می‌شد و هم‌اکنون این صورت‌جلسات موجود می‌باشند و برای تعیین صدق و کذب و رفع ابهام در مورد مسائلی که دوستان مطرح می‌نمایند  می‌توان به آن‌ها مراجعه کرد. 
شورا در تمامی جلساتی که تشکیل می‌داد نیمی از وقت خود را می‌بایست صرف این‌کند تا عده‌ای بفهمند به نظرات دیگران احترام بگذارند. هنگام صحبت کردن یک شخص، شخص دیگری سخنان او را قطع نکند. تجسم کنید در گروهی که کسی دیگری را دزد خطاب می‌کند و دیگری به هم‌کارش می‌گوید خونت را می‌ریزم،‌ چگونه می‌توان کار کرد و انتظار نتایج مثبتی از آن گروه داشت؟ 
شورایی که همیشه برای تصمیم‌گیری در مورد ادامه تحصن دانشجویان و یا تعلیق آن تنش زیادی را می‌بایست تحمل کند و با گنجاندن مواردی از جمله‌ اصل 27 قانون اساسی که حاکی از قانونی بودن تجمعات دانشجویان داشت و برگزاری انتخابات شورای صنفی برای تقویت آن که حتا دبیر شورای صنفی نیز از مخالفان این بند بود، مخالفت می‌کرد و در مورد تشکر از حمایت دیگر دانشگاه‌ها نظرات مخالف زیادی داشت، ‌چگونه می‌توانست برای تحقق مطالبات صنفی آن‌ها تلاش کند؟ 
شورای که تصویب نمود تا برخی از اعضای خود همان شورا را به عنوان متخلف به دانشگاه معرفی کند، چگونه می‌توانست از حقوق دانشجویان خسته و نگران و زخم‌خورده که احساس ناامنی می‌کردند،‌ دفاع کند؟ 
با این توصیفات شورا همچنان به کار خود ادامه می‌داد. تشکیل جلسات داخلی و مذاکره با مسؤولان همچنان ادامه داشت. در آخرین جلسه‌‌ای که شورا در غیاب تعدادی از اعضای خود - بنابر دلایلی از جمله کسالت قادر به حضور در جلسه نبودند- با مسؤولان داشت و مذاکراتی که صورت گرفت، تصمیم بر این شد که بیانیه‌ای صادر شود و مطابق با گفتگوها و توافقات صورت گرفته،‌ به تحصن پایان داده شود که شاید تنها مخالف آن جلسه من بودم. وقتی بر خواسته و نظر خودم چه در این جلسه و چه در جلسات قبل و بعد به  همراه برخی دیگر از دوستان مبنی بر گرفتن تضمین کتبی از مسؤولان در مورد اجرای مطالبات اصرار می‌کردم،‌ دموکراسی چماقی بود که مدام با استفاده از آن این دوستان بر سر ما می‌کوبیدند. 
بعد از اتمام جلسه با مسؤولان، شورا تشکیل جلسه داد و قرار شد تا بیانیه را صادر کند. در این جلسه دبیر شورا بنابر دلایلی قادر به حضور در جلسه نشد. جلسه با حضور 23 نفر تشکیل شد و در مورد این‌که بیانیه چگونه نوشته شود و چه چیزی‌های درآن مطرح شود بحث شد  و بیانیه‌ای نوشته شد که تنها نکته‌ی مثبتش ذکر کلمه‌ی موافقت بود که البته با کلی کلنجار رفتن و بحث و شنیدن فحش و ... این کلمه گنجانده شد. بیانیه به تصویب رسید و قرار شد تا هر چه زودتر توزیع شود. ضمناً در همان جلسه نیز تصویب شد که در روز دوشنبه نیز بین دانشجویان شیرینی توزیع شود. بیانیه روز بعد بدون هیچ تغییری در دانشگاه توزیع شد، ‌اما متأسفانه یا خوشبختانه طبق معمول قبل از توزیع آن به دست مسؤولان رسید. ریاست دانشگاه تعدادی از اعضای شورا را فراخواند و به آن‌‌ها گفت که من موافق با بیانیه شما نیستم. بنابراین شورا که اعلام انحلال نموده بود دوباره تشکیل جلسه داد و بیانیه‌ای دیگر صادر کرد که با 17 نفر از اعضای شورا به تصویب رسید. وقتی من در جلسه حضور یافتم همه به من گفتند چرا بیانیه‌ای را که تصویب نکردیم، توزیع کردید، در صورتی که به غیر از 2 الی3 نفر همه بیانیه را امضا کرده بودند و تصویب شد که هر چه زودتر توزیع شود و اگر بنا بود که چند روز بعد منتشر شود هیچ دلیلی نداشت که تا پاسی از شب به تصویب آن بپردازیم و اعضا آن را امضا کنند. نکته مهم این‌جا است که چگونه بیانیه‌ای با امضای 23 نفر از اعضا، ‌اعتبار ندارد و بیانیه‌ای با 17 امضا اعتبار دارد؟ وقتی من به عنوان کسی که بیانیه اول را توزیع نمودم در جلسه حضور پیدا کردم، عده‌ای که قبلاً تنها در حکم یک خبرنگار در جلسات فعالیت می‌کردند،‌ هم‌اکنون شاکی بودند که باید من را به عنوان متخلف به دانشگاه معرفی نمایند. عده‌ای که تنها به دنبال اجرای خواسته‌های مسؤولان بودند و به تازگی از خواب زمستانی بیرون آمده بودند با «نخاله‌های‌ ادبیات» خطاب کردن افرادی که در جلسه حضور نداشتند به توهین کردن پرداختند. شورا تصويب كرد که من و چند تن از دوستان دیگر حق رأی نداشته باشیم. بنابراین از جلسه خارج شدم. گویا بعد از من ریاست دانشگاه در این جلسه حضور پیدا کرد و بعد از تأیید بیانیه شورا،‌ شورا آن‌ را توزیع نمود. نظر من و برخی دیگر از دوستان این بود که شورا رسمیت خود را از دست داده است و چون تصمیمات شورا بیشتر براساس خواسته‌های مسؤولان گرفته می‌شد، احساس کردیم که چنین شورایی با این ترکیب نمی‌تواند مدافع حقیقی خواسته‌های دانشجویان باشد. 
برخلاف نظرات آقای مهران‌فر که در نشریه پنجره مسائلی را در مورد شورا مطرح نمودند (البته دست‌اندرکاران نشریه‌ی پنجره هم در مقدمه‌ی خود بر این مصاحبه‌ها مشخصاً اعلام کرده‌اند که صحبت‌های آقای مهران فر صحیح نیست و پاسخ‌گویی را به مجال دیگری موکول کرده‌اند. بنابراین انتقاد ما به درج این مصاحبه در پنجره نیست که بنا به اصل امانت‌داری صحبت ایشان را منتشر کرده است، بلکه انتقاد ما به خود آقای مهران‌فر است که واقعیت‌ها را به شدت تحریف کرده‌است.) شورا تجمع‌کنندگان نه یک شورای تحمیلی بلکه یک شورای اضطراری بود و اگر هم شورا از اهداف اصلی خود  خارج شد،‌ به دلیل بهانه‌گیری و مخالفت‌های کسانی بود که مخالف تجمع دانشجویان و تصویب بند 3 بودند. مسأله‌ای که وی در مورد تصویب بیانیه و توزیع آن مطرح نمود کاملاً نادرست می‌باشد زیرا در آن جلسه 23 نفر بیانیه را تصویب کردند و صحبتی نیز از امضای دبیر نشد زیرا که نبود چند نفر تأثیری در تصویب و صدور بیانیه نداشت و بنده نیز به عنوان توزیع کننده بیانیه اول در دانشگاه در جلسه بعدی بودم و خود آقای مهران‌فر نیز شخصاً از من به دلیل مسائلی که عده‌ای از اعضای شورا در مورد من مطرح نمودند، معذرت‌خواهی کردند. 
در مورد اعلام انحلال نیز هیچ‌گونه شرط و پیش‌شرطی نبود،‌ در جلسه شورا تصویب شد که وظایف این شورا به شورای صنفی محول گردد و البته دوستان حتا این مصوبه‌ی خودشان که در بیانیه نیز ذکر شده بود، بعداً رد کردند. در هر صورت کار ما در این شورا به پایان رسده بود و این شورا که  دیگر کارایی مفیدی برای دانشجویان نداشت از نظر ما منحل شده بود.البته شاید این شورا همچنان برقرار باشد و عده‌ای که ادعای مستقل بودن می‌کردند و بعد‌ها علاقه‌مند شدند تا تشکل راه بیاندازند به خواسته‌های‌شان رسیده باشند.

      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>پاسخ به اظهارات خلیفه‌لو در خبرگزاری آفتاب</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hmp.eskafi.com/2008/11/reply_to_khalifelu.html" />
   <id>tag:hmp.eskafi.com,2008://4.418</id>
   
   <published>2008-11-22T07:57:11Z</published>
   <updated>2008-11-22T08:01:16Z</updated>
   
   <summary>(این یادداشت برای مدیر خبرگزاری آفتاب فرستاده شد اما به دلایل مشکلات فنی فعلاً این خبرگزاری غیرفعال شده است.) مدیر محترم خبرگزاری آفتاب ضمن تشکر از مسؤولان محترم آن خبرگزاری به خاطر اطلاع‌رسانی در مورد وقایع دانشگاه سیستان و بلوچستان،...</summary>
   <author>
      <name>علی باقری</name>
      <uri>http://faraya.wordpress.com</uri>
   </author>
   
      <category term="علی باقری" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   <category term="252" label="خلیفه‌لو، آفتاب، تجمع" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hmp.eskafi.com/">
      <![CDATA[(این یادداشت برای مدیر خبرگزاری آفتاب فرستاده شد اما به دلایل مشکلات فنی فعلاً این خبرگزاری غیرفعال شده است.)
<strong>مدیر محترم خبرگزاری آفتاب</strong>
ضمن تشکر از مسؤولان محترم آن خبرگزاری به خاطر اطلاع‌رسانی در مورد وقایع دانشگاه سیستان و بلوچستان، با توجه به درج گفتگوی خبری با یکی از مسأولان دانشگاه، خواهشمندیم این توضیحات را برای تنویر افکار عمومی منتشر نمایید:
مطابق با اظهارات شاهدان عینی شمار افرادی که در روز شنبه وارد دانشگاه شده‌اند نزدیک به 20 نفر بوده است و تعداد زیادی از آنان غیردانشجو بوده‌اند. در ضمن بنا به اظهارات کسانی که در صحنه‌ی حادثه حضور داشته‌اند و کسانی که ضرب و شتم شده‌اند این افراد سلاح گرم و سرد به همراه داشته‌اند. در ضمن ورود و خروج غیر دانشجوی این دانشگاه به دانشگاه (چه دانشجوی دیگر دانشگاه‌ها باشند چه فرد عادی باشند) خلاف مقررات است و نگهبانی موظف بوده است که به افراد فقط با تطبیق کارت دانشجویی به دانشگاه اجازه‌ی ورود بدهد. در این مورد خاص اصولاً نگهبانی مدتی بعد از حادثه  و دور شدن افراد از دانشگاه متوجه قضیه شد و ادعای تلاش برای متوقف کردن آنان صحیح نیست. اعتراض دانشجویان به این موضوع کاملاً آگاهانه بود و کسی تا این لحظه صحبتی از ورود اشرار به دانشگاه نکرده است. اعتراض دانشجویان تجمع‌کننده به این موضوع بود که چرا افرادی خارج از دانشگاه به راحتی در دانشگاه تردد می‌کنند و برخی از آنان به راحتی امنیت را از آنان سلب می‌کنند. تجمع دانشجویان با وعده‌ی رییس دانشگاه برای رسیدگی جدی به موضوع و برخورد با مسؤولان متخلف پایان گرفت.
در مورد حادثه‌ی دو روز بعد که گفته شده است موضوع خودزنی بوده است، باید گفت این حرف، ادعایی است که مسؤولان دانشگاه مطرح کرده‌اند. گرچه این ادعا را به راحتی نمی‌توان رد کرد، اما نگفتن باقی ماجرا پنهان کردن بخشی از حقیقت محسوب می‌شود. باید اذعان کرد که اعتراف این دانشجو به خودزنی در شرایط خاصی صورت گرفته است که دیگر دانشجویان به راحتی با وی امکان تماس نداشته‌اند و دانشجویانی که همراه وی در بیمارستان بوده‌اند از بیمارستان اخراج شده و بیمار مذکور به اتاق انفرادی منتقل شده است، اتاقی که تمام رفت و آمدها با دوربین ضبط می‌شده است و تحت کنترل مسوولان امنیتی بوده است. وانگهی اگر این دانشجو چنین رفتار زشتی را مرتکب شده است، این پرسش باقی است که چرا اولاً کار دانشجو برای انتقالی باید به این جا برسد که خودزنی کند و دوم این که چرا دانشجوی خودزنی‌کننده باید پاداش انتقالی سریع بگیرد؟ این دانشجو اگر واقعاً چنین رفتاری را مرتکب شده است و دیگران را فریب داده است حقیقتاً لایق برخوردی جدی است.
در ضمن در مورد حادثه‌ی دوم هیچ گاه صحبت از حضور 20 نفر مطرح نشده است و به نظر می‌رسد که مسوول مربوط حوادث روز دوشنبه را با شنبه اشتباه گرفته است. لازم به یادآوری است که تجمع به صورت خودجوش با حضور اولیه‌ی نزدیک به 2000 دانشجو آغاز شد و این ادعا که افرادی که تجمع را هدایت می‌کردند مشکلاتی داشته‌اند، بی‌پایه و مغرضانه است. اگر مسؤولان کمیته انضباطی و حراست فیزیکی مسوول حفظ حجاب و روابط دانشجویان هستند باید از ایشان پرسید که چه کسی مسؤول امنیت دانشگاه است؟ علت این که دانشجویان یکپارچه خواستار برکناری دبیر کمیته انضباطی شدند این بود که در این دانشگاه مسؤولیت کمیته انضباطی با مسوولیت نگهبانی خلط شده و عملاً نگهبانان دانشگاه در اختیار کمیته انضباطی است و قاعدتاً ایشان باید پاسخ‌گوی ناامنی باشند ضمن این که رفتار ایشان در توسعه‌ی شبکه‌ی رابط‌ها که هیچ‌گونه وجهه قانونی ندارد و وظیفه‌ی خبرچینی را بر عهده دارند مورد اعتراض قاطبه‌ی دانشجویان است و علاوه بر این دانشجویان به این موضوع اعتراض دارند که چرا کمیته‌ی انضباطی با افراد خاطی که ضرب و شتم در دانشگاه انجام می‌دهند، نه تنها برخوردی نمی‌کند بلکه از ایشان دعوت به همکاری می‌کند! 
سومین مرحله‌ی اعتراض دانشجویان در روز دوشنبه‌‌ی این هفته با حضور بیش از 500 نفر صورت گرفت که تصاویر آن نیز موجود است و گفتن این که این افراد مشکل انضباطی داشته‌اند صرفاً فرار از پاسخ‌گویی منطقی به خواست‌های منطقی دانشجویان است. 
در پایان لازم به ذکر است که مشکلات پیش آمده در دانشگاه صرفاً به سهل‌انگاری مسؤولان داخل دانشگاه ارتباط دارد و هیچ‌گونه ارتباطی با مسؤولان شهر زاهدان یا استانداری ندارد، حتا دانشجویان اعتراضی به ریاست دانشگاه هم نداشته‌اند. امنیت شهر را نیروی انتظامی تأمین می‌کند که حق ورود به دانشگاه را ندارد و این وظیفه را می‌بایست مسؤولان دانشگاه انجام می‌دادند که متأسفانه کوتاهی کرده‌اند و همان طور که مسوول مربوط گفته است، خواست‌های دانشجویان از ابتدا تا انتها کاملاً صنفی بوده است. متأسفانه برخی مسؤولان در رفتاری عجیب با برخی اظهارات نسنجیده و کشاندن مسؤولان خارج از دانشگاه به موضوع، سعی در سیاسی جلوه دادن اعتراضات صنفی و بر حق دانشجویان دارند. بار دیگر تأکید می‌کنیم که شهر زاهدان کاملاً امن است و مسائل پیش آمده، موضوعی داخل دانشگاهی است.
]]>
      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>بعد از شش روز تحصن و با حضور اساتید در جمع دانشجویان، ارائه شد</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hmp.eskafi.com/2008/11/post_46.html" />
   <id>tag:hmp.eskafi.com,2008://4.417</id>
   
   <published>2008-11-19T07:48:49Z</published>
   <updated>2008-11-19T07:59:45Z</updated>
   
   <summary>بيانيه دانشجويان متحصن دانشگاه سیستان و بلوچستان اکنون ما دانشجویان متحصن دانشگاه سیستان و بلوچستان که پنجمین روز تحصن خود را در اعتراض به مشکلات امنیتی وصنفی ناشی از عملکرد ضعیف مسؤولان حراست فیزیکی و مسؤولان انضباطی دانشگاه و عدم...</summary>
   <author>
      <name>علی باقری</name>
      <uri>http://faraya.wordpress.com</uri>
   </author>
   
      <category term="علی باقری" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hmp.eskafi.com/">
      <![CDATA[<div style="text-align: right"><div style="text-align: center;"><strong>بيانيه دانشجويان متحصن
دانشگاه سیستان و بلوچستان</strong></div>

اکنون ما دانشجویان متحصن دانشگاه سیستان و بلوچستان که پنجمین روز تحصن خود را در اعتراض به مشکلات امنیتی وصنفی ناشی از عملکرد ضعیف مسؤولان حراست  فیزیکی و مسؤولان انضباطی دانشگاه و عدم اجرای مناسب بندهای ذکر شده در بیانیه قبلی (با توجه به توافقات اولیه صورت گرفته بین مسؤولان دانشگاه و شورای تجمع کنندگان) در دانشگاه سیستان و بلوچستان، پشت سر گذاشته و وارد ششمین روز تحصن صنفی خود شده ایم، با توجه به مذاکرات صورت گرفته با مسؤولان دانشگاه و سخنان شفاهی آن ها در مورد پذیرش 8 بند مطرح شده در بیانیه ی قبلی دانشجویان متحصن و اعلام بررسی و اجرای بندهای مورد اشاره از طرف مسؤولان دانشگاه، با اصرار و تأکید بر اجرای مطالبات صنفی برحق خود، اعلام می داریم که با توجه به موارد زیر؛
1). وساطت چند تن از اساتید گرانقدر و رایزنی های صورت گرفته آن ها با مسؤولان دانشگاه در مورد پذیرش و اجرای مطالبات <strong>صنفی ما دانشجویان متحصن از جانب مسؤولان و اعتماد به اساتید محترم که نتایج مذاکرات آن ها علاوه بر قول های شفاهی مسؤولان دانشگاه در مورد پذیرش و اجرای مطالبات صنفی ما دانشجویان، به آن ها، ارسال نامه ای از طرف ریاست محترم دانشگاه به معاونت فرهنگی، دانشجویی - مبنی بر اجرای مطالبات صنفی دانشجویان دراسرع وقت- بوده است.
2). مذاکرات نمایندگاه دانشجویان متحصن با مسؤولان دانشگاه و تأکید مسؤولان مبنی بر مصونیت انضباطی و آموزشی و یا تهدید و ارعاب دانشجویان متحصن از طرف مسؤولانی که دانشجویان، استعفای آن ها را در بند 3 مطالبات خود خواستار شده بودند و همچنین از طرف افرادی که تحت عنوان رابط هم اکنون در سطح دانشگاه و برای کمیته انضباطی و یا ارگان های دیگر فعالیت می کنند.
3). در صورت تهدید و ارعاب دانشجویان متحصن از طرف افراد یا ارگان های ذکر شده در بند 2 این بیانیه، دانشجویان می توانند به دفتر شورای صنفی دانشگاه واقع در ساختمان جدید کلاس های دانشکده ی مهندسی و تشکل های مختلف دانشجویی در دانشگاه مراجعه نمایند.</strong>
تحصن خود را به حالت تعلیق درآورده و نظاره گر اجراء و عملکرد مسؤولان دانشگاه در مورد مطالبات صنفی خویش، خواهیم بود.
این تعلیق تحصن ما دانشجویان، تنها براساس حسن اعتمادی که به مسؤولان دانشگاه و اساتید محترم، در مورد رسیدگی و اجرای مطالبات ما از طرف مسؤولان داشته ایم، است.
ضمناً هشدار می دهیم چنانچه هر کدام یک از 8 بند تصریح شده در بیانیه ی قبلی در طول این مدت نقض شود -کما اینکه در طی چند روز گذشته نیز نقض شده بود- یا اینکه نسبت به سه مورد ذکر شده در این بیانیه از جانب مسؤولان مربوطه دوباره تعرضی صورت گیرد، ما دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان بر خود واجب می دانیم تا مطابق یا اصل 27 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران با برگزاری تجمع مجدد در دانشگاه سیستان و بلوچستان، برای رسیدن به مطالبات صنفی برحق خود، تلاش نماییم.</div>]]>
      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>شورا شماره نخست</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hmp.eskafi.com/2008/11/shora_magazine_01.html" />
   <id>tag:hmp.eskafi.com,2008://4.412</id>
   
   <published>2008-11-10T10:30:15Z</published>
   <updated>2008-11-10T10:38:27Z</updated>
   
   <summary>19 آبان 1387 9 نوامبر 2008 8 صفحه صفحه اول تجمع دانشجویان در اعتراض به ناامنی سرمقاله آغاز شورا اخبار طومار علیه شورای صنفی مهندسی درهای بسته اداره امور فرهنگی نظارت پیش از چاپ بر نشریات دانشگاه برگزاری انتخابات نمایندگان...</summary>
   <author>
      <name>علی نمازی</name>
      
   </author>
   
      <category term="علی نمازی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   <category term="250" label="شورا" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hmp.eskafi.com/">
      <![CDATA[19 آبان 1387
9 نوامبر 2008
8 صفحه

<a href="http://eskafi.com/pdf/shora01.pdf"><img alt="شورا شماره نخست" src="http://eskafi.com/pic/shora01.jpg" border="1" width="400" height="293" /></a>


<strong>صفحه اول</strong>
<blockquote>تجمع دانشجویان در اعتراض به ناامنی</blockquote>
<strong>سرمقاله</strong>
<blockquote>آغاز شورا</blockquote>
<strong>اخبار</strong>
<blockquote>طومار علیه شورای صنفی مهندسی
درهای بسته اداره امور فرهنگی
نظارت پیش از چاپ بر نشریات دانشگاه
برگزاری انتخابات نمایندگان مدیران مسؤول نشریات در کمیته ناظر
برگزاری انتخابات شورای صنفی در آبان ماه
انتشار بیانیه بدون مهر و امضای جامعه اسلامی
آشوب‌گران و پست جدید
بازداشت یک دختر و پسر دانشجو توسط مأموران منکرات 
احضار دبیر انجمن اسلامی ادبیات به کمیته انضباطی
انتشار بیانیه بدون امضا از طرف شورای صنفی</blockquote>
<strong>دانشگاه</strong>
<blockquote>شورای صنفی به کجا می‌رود؟
گفتگو درباره‌ی استعفای اعضای شورای صنفی مهندسی (محسن اکبریان - ابراهیم اسکافی - میلاد همتی‌پور - علی باقری - صابر رستاد)
من توضیحی ندارم - گفتگو با پیمان فیضی
یادآوری شعارهای ائتلاف هم‌پیمانان
هم‌پیمانان و آینده
سرانجامِ طومار جعلی علیه نشریات چه شد؟</blockquote>
<strong>سیاست</strong>
<blockquote>خاتمی: بیداری و رشد جامعه هر سحری را باطل می‌کند</blockquote>
]]>
      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>تجمع دانشجویان در اعتراض به ناامنی</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hmp.eskafi.com/2008/11/post_45.html" />
   <id>tag:hmp.eskafi.com,2008://4.409</id>
   
   <published>2008-11-09T13:03:11Z</published>
   <updated>2008-11-09T13:04:24Z</updated>
   
   <summary>شب گذشته حدود بیست فرد مسلح به سالن ورزشی جنب خوابگاه دبیرستان دانشگاه سیستان و بلوچستان ریختند و پس از بستن در سالن به ضرب و شتم شدید چند دانشجو پرداختند که بر اثر جراحات شدید و خون‌ریزی به بیمارستان...</summary>
   <author>
      <name>علی نمازی</name>
      
   </author>
   
      <category term="علی نمازی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hmp.eskafi.com/">
      شب گذشته حدود بیست فرد مسلح به سالن ورزشی جنب خوابگاه دبیرستان دانشگاه سیستان و بلوچستان ریختند و پس از بستن در سالن به ضرب و شتم شدید چند دانشجو پرداختند که بر اثر جراحات شدید و خون‌ریزی به بیمارستان منتقل شدند و یکی از دانشجویان بر اثر ضربه‌ی چاقو مجروح شد. دانشجویان خوابگاه پس از اطلاع از این موضوع در محل حاضر شده و خواستار پاسخ‌گویی مسؤولان دانشگاه شدند. نزدیک به 1000 تن از دانشجویان که به وجود ناامنی در خوابگاه اعتراض داشتند، در محلی نزدیک به پارک تفتان تجمع کرده و خواستار رسیدگی جدی به این مورد و اتخاذ تدابیری برای پیش‌گیری مواردی از این دست شدند. چند تن از دانشجویان به ایراد سخنانی در این زمینه پرداختند و دانشجویان با سر دادن شعارهایی به عملکرد برخی مسؤولان دانشگاه اعتراض کردند. دانشجویان شعارهایی علیه مسؤول حراست، دبیر کمیته‌ی انضباطی و رابطان کمیته انضباطی سر دادند و خواستار پاسخ‌گویی رییس دانشگاه شدند. دکتر اکبری ریاست دانشگاه حدود نیمه شب گذشته در محل تجمع دانشجویان حاضر شد. او به دفاع از عملکرد دوره‌ی شش‌ساله‌ی خود پرداخت و گفت: «در این دوره‌ در مقایسه با سی سال گذشته از نظر امنیتی اوضاع صدبرابر بهتر شده است، گرچه از رخ دادن مواردی این‌چنین به شدت ناراحتم و راضی نیستم و پی‌گیری خواهم کرد.» یکی از دانشجویان به انتقاد از عملکرد کمیته‌ی انضباطی و رابطان مشغول بود و عنوان کرد که سیستم حراست دانشگاه تحت فرمان دبیر کمیته انضباطی است و آن‌ها از ظاهر هر دانشجویی که خوش‌شان نیاید مانع از ورودش می‌شود اما ورود لات‌ها و گردن‌کلفت‌ها به دانشگاه آزاد است. در این هنگام  دکتر اکبری میکروفون را از وی گرفت که مورد اعتراض دانشجویان قرار گرفت. دبیر موقت شورای صنفی دو دانشکده که دائماً از دانشجویان می‌خواست ساکت باشند در این تجمع از دانشجویان خواست که به افتخار آقای اکبری کف بزنند و از طرف دانشجویان از وی عذرخواهی کرد. رییس دانشگاه در این تجمع اعلام کرد: «آقای کوچک‌زهی مسؤول حراست دانشگاه در بیمارستان خاتم در سی‌سی‌یو بستری است.» وی در بخش دیگری از سخنانش اعلام کرد در هیچ جای دنیا هیچ رییس دانشگاهی به این سرعت پس از بروز مشکل در صحنه حاضر نمی‌شود و یکی از دانشجویان پاسخ داد در هیچ دانشگاهی هم چنین اتفاقی نمی‌افتد. سپس دانشجویان از رییس دانشگاه پرسیدند که آیا تضمینی در مورد عدم برخورد با دانشجویان معترض وجود دارد یا نه و وی پاسخ روشنی نداد و پس از صحبت‌هایی طولانی بیان کرد: «حتا اگر در این تجمع بیست هزار دانشجو هم باشند، با این افراد مطابق مقررات برخورد خواهد شد. و این طور نیست که هر کس در دانشگاه هر کار دلش خواست بکند. و اگر تک و توکی از دانشجویان بخواهند از آب گل‌آلود ماهی بگیرند که ما آن‌ها را می‌شناسیم، برخورد خواهد شد.» در ادامه یکی از دانشجویان از رییس دانشگاه خواست که مسببان این حادثه را به دانشجویان معرفی کند. دانشجوی دیگری پیشنهاد عجیبی را مطرح کرد که مورد اعتراض دانشجویان قرار گرفت وی گفت: «اگر مسؤولان نگهبانی نمی‌توانند امنیت را برقرار کنند با توجه به اختیارات ریاست دانشگاه از نیروهای انتظامی استفاده شود!» 
ساعتی پس از اتمام تجمع به یکی از دانشجویانی که در تجمع حضور داشت از طرف دبیر کمیته انضباطی تلفنی اعلام شد که حکم وی صادر شده و در حال تایپ شدن است! 
      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>دانشگاه موفق</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hmp.eskafi.com/2008/11/post_44.html" />
   <id>tag:hmp.eskafi.com,2008://4.395</id>
   
   <published>2008-11-04T17:07:41Z</published>
   <updated>2008-11-16T17:34:42Z</updated>
   
   <summary>&quot;عدس پلو با خورش+میوه+ماست&quot; عنوان غذایی است که هر دو هفته یک بار سرو می شود. امشب خورش آنقدر شور شده بود که قابل خوردن نبود. این مسئله آنقدر تکراری هست که نتوان با اتفاقی بودن توجیه اش نمود. میوه...</summary>
   <author>
      <name>صابر رستاد</name>
      
   </author>
   
   <category term="244" label="غذای دانشگاه" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hmp.eskafi.com/">
      &quot;عدس پلو با خورش+میوه+ماست&quot; عنوان غذایی است که هر دو هفته یک بار سرو می شود. امشب خورش آنقدر شور شده بود که قابل خوردن نبود. این مسئله آنقدر تکراری هست که نتوان با اتفاقی بودن توجیه اش نمود. میوه هم طبق معمول نارس(کال) بود. دلیل چیست؟ پیمانکار جواب درست نمی دهد. همکاران سابق در شورای صنفی به ازای هریک بار حضور دسته جمعی در سلف، دست کم حدود ده بار به مرخصی می روند. آقایان کار دانشجویی سلف هم کاری جز گله کردن از پیمانکار سلف سرویس بلد نیستند؛ جالب اینکه پیش پیمانکار سلف هم از دانشجویان گله می کنند. مثل این که کار دانشجویی &quot;تسکین قلوب جریحه دار&quot; از گروه روانشناسی گرفته باشند( آنقدر مخ آدمو کار می گیرن و مغز آدمو میخورن که دیگه حتی جرأت نمی کنی از کنارشون رد بشی و بهشون سلام کنی).

در مورد میوه پاسخ مسئولین این بوده که زاهدان از شهرهای تولید کننده فاصله زیادی دارد. آقایان مسئول!، برای نمک بیش از حد غذا که صرفاَ به پیمانکار مربوط می شود چه دلیلی دارید؟ چرا نظارت لازم صورت نمی گیرد؟ مگر نمک زیاد فشار خون را بالا نمی برد؟ مگر آب کشی(جذب آب) زیاد غذاهای چرب(البته غذای دانشگاه بیشتر خشک است تا چرب) و شور معده را حجیم نمی کند؟ مگر دانشجو می تواند پروتئین مورد نیاز مغز و بدنش را با خوردن مقدار کافی از این 
خورش بسیار شور تأمین کند؟ مگر میوه کال فیبر و ویتامین مورد نیاز بدن دانشجو را فراهم می کند؟ مگر عقل سالم در بدن سالم نیست؟ آیا کارایی ذهنی و بدنی دانشجو پایین نمی آید؟ مگر هدف دانشجو کسب و تولید دانش از طریق فعالیت های ذهنی و بعضاَ بدنی نیست؟ مگر هدف دانشگاه انتقال و تولید دانش نیست؟ آیا اینچنین دانشگاهی می تواند داعیه موفق بودن در تأمین رفاه لازم برای پیشرفت علمی دانشجویان را داشته باشد؟؟؟ 
مطمئناَ وقتی چند بار غذای شور سرو شود، دانشجو دیگر تمایلی به گرفتن مقدار تعیین شده به عنوان سهمیه اش را نخواهد داشت، چون هر چه کمتر از این غذا بخورد سالم تر خواهد ماند.  نیازی به توضیح نیست که ادامه همین روند عدم نظارت، زمینه سوء استفاده ی ازخدابی خبران را فراهم می نماید... 
      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>هم‌پیمانان و آینده</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hmp.eskafi.com/2008/11/post_43.html" />
   <id>tag:hmp.eskafi.com,2008://4.387</id>
   
   <published>2008-11-01T17:14:30Z</published>
   <updated>2008-11-01T17:17:09Z</updated>
   
   <summary>شورای صنفی همیشه ماجراهای خاص خود را در این دانشگاه داشته است. گویا در سال 83 از طرف ریاست دانشگاه شوراهای صنفی منحل شده است. با وقفه‌ای چند ساله در سال 85 انتخابات دوباره برگزار شد اما شرایط به نحوی...</summary>
   <author>
      <name>ابراهیم اسکافی</name>
      
   </author>
   
   <category term="60" label="هم‌پیمانان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   <category term="56" label="شورای صنفی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hmp.eskafi.com/">
      شورای صنفی همیشه ماجراهای خاص خود را در این دانشگاه داشته است. گویا در سال 83 از طرف ریاست دانشگاه شوراهای صنفی منحل شده است. با وقفه‌ای چند ساله در سال 85 انتخابات دوباره برگزار شد اما شرایط به نحوی بود که به حد نصاب نرسید و در هیچ دانشکده‌ای شورا تشکیل نشد. در همان سال دانشجویان خوابگاه ادبیات در طوماری تقاضای تشکیل شورای صنفی خوابگاه را دادند که به آن هم اصلاً توجهی نشد. بالاخره در اواخر ترم گذشته با اصرار زیاد دانشجویان انتخابات برگزار شد و شورای صنفی سه دانشکده‌ی مهندسی، علوم و ریاضی تشکیل شد. انتخابات در دانشکده‌ی ادبیات ظاهراً به دلیل انصراف برخی کاندیداها برگزار نشد، اما هیچ‌گاه نام کاندیداهای انصرافی اعلام نشد و جالب این بود که انتخابات در  دانشکده‌ی ریاضی با وجود انصراف دو کاندیدا و از حد نصاب خارج شدن کاندیداها، برگزار شد. هم‌پیمانان در دو دانشکده‌ی مهندسی و علوم لیست ارائه دادند و با اختلاف زیادی به طور کامل پیروز شدند. پس از مدتی اعضای شورای صنفی دانشکده‌ی مهندسی استعفا دادند. این یادداشت که کمی هم طولانی شده است مروری است بر اتفاقاتی که در مورد شورای صنفی و گروه هم‌پیمانان رخ داده است.
      <![CDATA[<strong>حال و هوای انتخابات</strong>
پیش از انتخابات شورای صنفی بنا بود پنجره منتشر شود و از این فرصت برای معرفی اعضای هم‌پیمانان استفاده کنیم. یکی از کسانی که نامزد شورای صنفی دانشکده‌ی علوم بود اصرار داشت به نام او یک مقاله‌ی جنجالی بزنیم با عکس بزرگی از خودش. ما هم با چند تا از بچه‌های نشریه تلاش کردیم از این فرصت استفاده کنیم و به یادداشتی از نشریه‌ای که دیدگاهش کمی نسبت به شورای صنفی بدبینانه بود پاسخ بدهیم. دو سه نفری روی هم یادداشتی نوشتیم و به کاندیدای خوش‌تیپ پیشنهاد دادیم که این یادداشت انتقادی به نام او زده شود، چون هم دفاعی بود از شورای صنفی و هم بیان برخی دیدگاه‌های هم‌پیمانان. او از این کار استقبال کرد. یادداشت را به او دادیم بخواند که متأسفانه دیدیم که در خواندن برخی کلمات مشکل دارد و معنی برخی اصطلاحات را نمی‌فهمد. بدیهی بود انتشار این یادداشت به نام او یک رسوایی بزرگ به بار می‌آورد.(1) فهمیدن این که او این‌کاره نیست نیاز به هوش زیادی نداشت. ما دودل شدیم اما به روی او نیاوردیم تا روحیه‌اش خراب نشود. 
آن موقع، مصادف بود با مواضع عجیبی در حوزه‌ی مدیریت فرهنگی دانشگاه. در مجموع به این نتیجه رسیدیم ادامه‌ی فعالیت و از جمله انتشار پنجره در چنین فضایی مقدور نیست. قرار شد آخرین شماره‌ی پنجره منتشر شود و سرمقاله‌ای هم با عنوان «پایان پنجره» نوشته شد که در آن آمده بود: 
<blockquote>«ما در دوران «وای به روزی که بگندد نمک» به سر می‌بریم، دورانی که خبرچینی و آدم‌فروشی پاداش خیرخواهی می‌گیرد، گزمه‌ها وکیل مدافع دزدان شده‌اند، آن که باید پشتیبان مطبوعات باشد، به دیگران راه و رسم براندازی نشریات بی‌پناه را می‌آموزد. انسانیت و صداقت اتهام است، جعل و دروغ و دورنگی و تملق سکه‌ی رایج بازار خودفروشان.
ای عجب دل‌تان بنگرفت و نشد جان‌تان ملول
زیـن هــواهـای عَـــفِــن، ویـن آب‌هـای نـاگـــوار»</blockquote> 
انتشار آن یادداشت جنجالی که به احتمال زیاد پاسخی به دنبال می‌داشت، در آخرین شماره نشریه مناسب نبود. بنابراین از انتشار آن به کلی صرف نظر کردیم، ولی برای اطلاع افراد مربوط یادداشت را فرستادیم. 
از طرف دیگر، پس از مدتی فضا کمی تغییر کرد. بالاخره مسؤولان فرهنگی پذیرفتند که جعل امضا هر چند علیه نشریات منتقد دانشگاه باشد، بالاخره جرم است و کسانی که این جرم را کشف کرده‌اند جنایتی مرتکب نشده‌اند، وظیفه‌شان را انجام داده‌اند و کم‌کم تهدیدات از میان رفت. البته اقدامی علیه جاعلان صورت نگرفت و همین که زبانی گفته شده بود که آن‌ها نیاز به تذکر دارند، با توجه به وضعیت موجود پیشرفت زیادی بود. از سوی دیگر پنجره یکی از پشتیبانان ائتلاف هم‌پیمانان در انتخابات محسوب می‌شد و توقف انتشار نمی‌توانست پیامی خوبی برای دانشجویان باشد. بنابراین از توقف انتشار صرف‌نظر کردیم و سرمقاله را هم به حمایت از شورای صنفی اختصاص دادیم.
<strong>مواضع عجیب و غریب</strong>
به محض این که پاسخ‌ مذکور به دست دوستان رسید از نامزد مورد نظر بازخواست کردند و او هم کم‌کم مواضعش تغییر کرد. یک روز گفت مقاله را بزنید اما عکس من را نزنید، فردایش گفت اصلاً اسم من را نزنید و پس فردا گفت اصلاً یاداشت را چاپ نکنید! گرچه ما از انتشار آن یادداشت منصرف شده بودیم اما کنجکاو شدیم که بدانیم این تغییر موضع شدید، از آن اشتیاق اولیه به این انکار غلیظ به خاطر چیست. هر چه بیشتر پرسیدیم کم‌تر فهمیدیم. در نهایت کنجکاوی ما با جمله‌ی قانع‌کننده‌ای تمام شد: «این یادداشت به عقل من نمی‌رسد و این را همه می‌دانند.» آدم باید حرف منطقی را بپذیرد. او را برای حضور در ائتلاف هم‌پیمانان یکی از هم‌شهری‌هایش به ما معرفی کرده بود و تعریف‌های زیادی از او کرده بود. ما هرچه بیشتر با او صحبت کردیم کم‌تر ویژگی قابل توجهی در او دیدیم. شیوه‌ی صحبت کردنش فاجعه بود و تصور این که او روزی دبیر شورای صنفی شود وحشتناک بود. در نهایت به غیر از همشهری بودن دلیل دیگری برای تعریف‌های دوستش نیافتیم. کار از کار گذشته بود و امکان تغییر لیست نبود و ما امید داشتیم که دست کم خرد جمعی دانشجویان دانشکده‌ی علوم که قاعدتاً او را بیش از ما دیده و شناخته بودند، جلو فاجعه را بگیرد که البته چنین نشد. 
<strong>پس از انتخابات</strong>
پس از آن که انتخابات تمام شد، رفتار نامزد مورد نظر از این رو به آن رو شد. به گمان خودش دیگر خرش از پل گذشته بود و نیازی به ما نداشت. تلاش‌های هم‌پیمانان برای تأیید انتخابات سرانجام نتیجه داد اما اختلاف میان او و شورای صنفی مهندسی  و دیگر اعضای هم‌پیمانان کم‌کم بروز کرد. او مراقب بود دیگر اعضای شورای صنفی که صرفاّ با نام هم‌پیمانان انتخاب شده بودند تماسی با دیگر هم‌پیمانان نداشته باشند و همه‌جا خودش را نماینده‌ی آن‌ها معرفی می‌کرد. کسانی در ائتلاف هم‌پیمانان بودند که در زمان تبلیغات اصلاً در دانشگاه نبودند و دانشجویان صرفاً به خاطر این که عضو هم‌پیمانان بودند به آن‌ها رأی دادند و اختلاف آرای هم‌پیمانان با بقیه کاملاً مشهود بود. اگر بحث زیبایی هم بود بالاخره همه که خوش‌تیپ نبودند، مسأله‌ شخص نبود، شعارها و اهدافی بود که مطرح شده بود. نامزد مزبور به سرعت خودش را دبیر شورای صنفی دانشکده معرفی کرد و تلاش داشت دبیر دانشگاه هم بشود که البته او اصطلاح «دبیر کل» را برای آن به کار می‌برد که بی‌اختیار هر شنونده‌ای با شنیدن این اصطلاح دلش به حال دبیر کل سازمان ملل می‌سوخت. از طرف دیگر مدیر محترم امور دانشجویان که اتفاقاً هم‌شهری اوست، اصرار داشت که هر چه زودتر تکلیف دبیر دانشگاه مشخص شود. مدیر محترم ابایی از این نداشت که در مسائل داخلی شورای صنفی دخالت کند و به آن‌ها بگوید چه بکنند و چه نکنند. با آغاز ترم جدید مسائل رنگ دیگری به خود گرفت. مسأله دیگر ناکارآمدی برخی اعضا نبود که اگر چنین بود خیال می‌کردیم که اصلاً شورای صنفی نیست، کاندیدای مورد نظر با پیشنهادی عجیب وارد دانشگاه شد. او به هر یک از دبیران دانشکده‌ها پیشنهاد داد که با یکی از مسؤولان امور دانشجویی، کمیته انضباطی و حراست روابط ویژه‌ی مخفی برقرار کنند، یعنی دیگر لازم نیست کمیته‌ی انضباطی به دنبال رابط بگردد شورای صنفی در خدمت است! این موضوع بدبینی اعضای هم‌پیمانان را بیشتر کرد. اصولاً موضع اصلی هم‌پیمانان از ابتدا این بود که با هیچ یک از مسؤولان دانشگاه وابستگی نداشته باشد تا بتوانند بی‌دغدغه از دانشجویان دفاع کنند. مواضع دیگر وی نیز پرسش‌های زیادی را در مورد عملکرد وی به میان آورد. در نهایت در یک جلسه‌ی داخلی کسانی که برای پیروزی هم‌پیمانان تلاش‌های زیادی کرده بودند از او خواستند دلیل عدم پای‌بندی و حتا مخالفت با شعارهای هم‌پیمانان را توضیح دهد. او در جلسه حاضر شد اما پیش از آن که سوآلات مطرح شود فرار را بر قرار ترجیح داد. بدیهی است کسی در آن نشست نمی‌توانست از کسی که از پاسخ‌گویی فرار می‌کند دفاع قابل توجهی کند و او از هم پیمانان اخراج شد تا شاید آبروی هم‌پیمانان حفظ شود. 
<strong>شورای صنفی به فروش می‌رسد</strong>
من و برخی دیگر با اخراج او موافق نبودیم، معتقد بودیم که بهتر است کجدار و مریض با هم سر کنند و تفرقه ایجاد نشود، در عین حال رفتارش کنترل شود. اما رفتارهای بعدی شخص مزبور ما را هم به این نتیجه رساند که مخالفانش چندان هم بی‌راه نمی‌گویند. حق با آنان بود. او پس از اخراج از هم‌پیمانان تمام تلاش خود را علیه هم‌پیمانان به کار برد و ظاهراً هر سه نقشی را که پیشنهاد کرده بود دبیران شورای صنفی بپذیرند خودش یک‌تنه عهده‌دار شد. با هم‌کاری مدیر امور دانشجویان و دبیر کمیته انضباطی به پرونده‌سازی علیه هم‌پیمانان رو آورد. نامه‌ای شخصی که به وی داده شده بود تا در نشست هم‌پیمانان شرکت کند از پرونده‌ی دبیر موقت هم‌پیمانان در کمیته‌ی انضباطی سر درآورد. از سوی دیگر اتهاماتی بی‌اساس نیز به اعضای هم‌پیمانان زده شد. مدیر محترم امور دانشجویان کار را به جایی رساند که به دبیر شورای صنفی دانشکده مهندسی گفت با توجه به انتخاب دبیر جدید که اتفاقاً همشهری او هم بود، دیگر نیازی به شورای صنفی دانشکده مهندسی نیست و مهر را تحویل بدهید! کسی نبود بگوید خداپدربیامرز اگر این طور بود که خیلی بهتر بود به جای شوراهای صنفی دانشکده‌ها اصلاً از اول برای شورای صنفی دانشگاه انتخابات می‌گذاشتند تا این همه هزینه صرف نشود، ملت هم علّاف نشوند. با این وضع و عدم همکاریِ دیگر مسئولان دانشگاه، اعضای شورای صنفی دانشکده‌ی مهندسی ترجیح دادند که استعفا دهند و مسئولان دانشگاه هم که گویا منتظر چنین کاری بودند، از خدا خواسته پس از نیم ساعت استعفا را پذیرفتند.
نکته‌ی جالب توجه این که گویا مهر شورای صنفی دانشگاه هم در اختیار مسئولان قرار گرفته است تا هر چه می‌خواهند علیه دانشجویان به نام شورای صنفی بنویسند. خیلی زود بیانیه‌ای از طرف شورای صنفی دانشگاه منتشر شد که حکایت همان یادداشتی بود که قرار بود در پنجره منتشر شود. نه تنها دبیر محترم قادر به نوشتن آن نبود بلکه به گواهی همه‌ی کسانی که او را می‌شناسند حتا در خواندن آن هم مشکل خواهد داشت! نداشتن امضای پای بیانیه هم تأییدی دیگر بر این موضوع بود که بیانیه را خودش ننوشته است، زیرا مهر و امضای دبیر هر دو با هم در دسترس نبوده‌اند! بیانیه‌ای بدون امضا منشتر شده بود علیه دانشجویان مستعفی شورای صنفی، که در ضمن به انتشار شب‌نامه‌ها در دانشگاه اعتراض داشت. شب‌نامه یعنی نامه‌ی بدون امضا مثل خود همان بیانیه! به پارادوکس ‌جالبی رسیدیم.
<strong>زندگی سراسر حل مسأله است</strong>
اوضاع فعلاً به همین منوال ادامه دارد شورای صنفی مهندسی که گاهی برای دانشجویان کاری می‌کرد و به چیزی اعتراض می‌کرد، کنار رفت و باید کنار می‌رفت چون توهمی داشت که باید از حقوق دانشجویان دفاع کند به مشکلات اعتراض کند و گاهی به مسؤولان سهل‌انگار هشدار دهد. غافل از این که نرود میخ آهنین بر سنگ. شوراهای صنفی‌ باقی مانده هم‌چنان فشل‌اند و اگر همین بود غمی نبود. سال‌ها نبود و این یک سال هم روش. شورای صنفی به ابزار خطرناکی علیه دانشجویان بدل شده است. قرار بود شورای صنفی مدافع دانشجویان باشد اما اکنون خودش برای دانشجویان پرونده می‌سازد و حتا نامه‌ای هم از سوی برخی از اعضای شورای صنفی علیه دانشجویان جمع شده است. ای کاش اعضای شورای صنفی شأن جایگاهی را که قرار دارند می‌دانستند. 
اگرچه بی‌گمان هم‌پیمانان را نمی‌توان در وضع به وجود آماده بی‌تقصیر دانست. به هر حال آنان با معرفی نسنجیده‌ی یک دانشجو آن هم صرفاً به خاطر تعریف‌های دوستش باید از دانشجویان عذر بخواهند. اما نباید محدودیت‌ها را هم از یاد برد، کسی از آینده خبر ندارد، کسی نمی‌دانست که دانشجویی می‌تواند تا این حد تغییر موضع بدهد. کسی که قول داده بود برای تغییر عملکرد کمیته‌ی انضباطی تلاش کند حالا بازیچه‌ی دست آنان شده است. شاید خود او هم گمان نمی‌کرد به این وضع کشیده شود. کافی است یک لحظه به خودش فکر کند که چرا دانشجویان به او رأی دادند، دریغ هنوز این فرصت برایش پیش نیامده است. آن دانشجوی محترمی هم که او را معرفی کرد شاید حقیقتاً از وضعیت وی خبر نداشته است. نه انسان‌ها را کامل می‌توان شناخت و نه آینده را می‌توان پیش‌بینی کرد. آینده باز است و تصمیم‌های تک‌تک افرادی آن را می‌سازد که هر لحظه ممکن است موضع خود را تغییر بدهند. مهم آن است که با اطلاعات موجود و شرایط موجود تلاش کنیم بهترین تصمیم را بگیریم و زمانی که با مشکل روبرو شدیم خود را نبازیم و بیندیشیم راه چاره چیست و فرصت‌ها را از دست ندهیم. زندگی سراسر حل مسأله است.

<small>(1) نوشتن مقاله برای برخی افراد به ویژه در ایام انتخابات کار مرسومی است. مطالبی را هم که سخن‌رانان دولتی می‌گویند عمدتاً نوشته‌ی افراد دیگری  است، به ویژه کسانی که بنا به مسؤولیت‌شان باید درباره‌ی مسائل مختلفی صحبت کنند که شاید هیچ‌گونه آشنایی با آن ندارند حتا در بعضی از بخش‌های دولت نویسندگانی برای این منظور استخدام می‌شوند. فرض کنید رییس‌جمهور قرار باشد در مراسم افتتاحیه نمایشگاه صنایع دستی بلوچستان صحبت کند، بدیهی است که خودش چیزی که در خور رییس‌جمهور باشد، نمی‌تواند بگوید. یا این که قرار باشد ریاست دانشگاهی که رشته‌ی اصلی‌اش اقتصاد است، لازم باشد در افتتاحیه مراسم همایش زبان‌شناسی سخنرانی کند، به جز خوش‌آمدگویی گمان نمی‌کنم بتواند حرف باربطی بزند. بدیهی است باید دیگران در این‌گونه مواقع به کمک بیایند.</small><small></small>
]]>
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>سخنی با  دوستان مستعفی ام در شورای صنفی  دانشکده مهندسی  </title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hmp.eskafi.com/2008/10/post_42.html" />
   <id>tag:hmp.eskafi.com,2008://4.349</id>
   
   <published>2008-10-22T12:46:24Z</published>
   <updated>2008-10-22T13:20:56Z</updated>
   
   <summary>وقتی که خبر استعفای دسته جمعی اعضای شورای صنفی دانشکده مهندسی را شنیدم و سپس دلایل آن ها را -در اطلاعیه ای که در این راستا صادر کرده بودند- خواندم، متاسف شدم. گرچه با توجه به جریانات اخیر و موانعی...</summary>
   <author>
      <name>علی باقری</name>
      <uri>http://faraya.wordpress.com</uri>
   </author>
   
      <category term="علی باقری" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   <category term="56" label="شورای صنفی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hmp.eskafi.com/">
      <![CDATA[<div style="text-align: right;">وقتی که خبر استعفای دسته جمعی اعضای شورای صنفی دانشکده مهندسی را شنیدم و سپس دلایل آن ها را -در اطلاعیه ای که در این راستا صادر کرده بودند- خواندم، متاسف شدم. 
گرچه با توجه به جریانات اخیر و موانعی که در مسیر آن ها از ابتدای تشکیل شدن این شورا در راه تحقق خواسته ها و اهدافشان وجود داشت، چنین تصمیمی چندان دور از انتظار نبود. اما آن چه که برای من در مورد استعفا و عمل آن ها پذیرفتنی نبود و نیست، این است که اعضای شورای صنفی در برابر؛ عدم به رسمیت شناختن آن ها توسط برخی از مسئولان- نبود فضا و بودجه برای فعالیت- عدم همکاری دبیر شورای صنفی سه دانشکده ( یار و هم ائتلافی قدیمی) و سیاسی جلوه دادن آن ها توسط  شورای صنفی دو دانشکده دیگر به قصد تخریب آن ها، چرا چنین روشی را برگزیده اند؟  
قبول دارم در مدتی که از تشکیل این تشکل می گذرد، فشارها بر روی آن ها از جوانب مختلف زیاد بوده است. برخورد ها و واکنش ها و نوع نگاه مسئولان نسبت به آن ها چندان مناسب نبوده است. برخی سعی در تخریب آن ها داشته اند. برخی از مسئولان با ایجاد موانع و سخت گیری های بی مورد سعی بر به حاشیه راندن این تشکل مهم دانشجویی داشته اند. قبول دارم که یاران قدیم شان، آن هایی که بی وفایی و اهداف ریاکارانه شان در طول این چند مدت برای آن ها ثابت شده بود، با آن ها همکاری نداشته اند و قبول دارم که ابر و باد و مه و فلک همه در کار بودند تا شورای صنفی پیش برنده اهداف خود که در متن استعفا نیز به آن ها اشاره شده است، نباشند. اما باز هم برای من استعفای آن ها قابل پذیرش نیست. زیرا این عمل آن ها که می خواستند آورنده نشاط، رفاه و آزادی برای دانشجویان و حامی حقوق برابر آن ها باشند، را نشان از ضعف توانایی ها و تجارب آن ها در برابر فشارهای خارجی و درون تشکیلاتی، برای تخریب و به حاشیه راندن این شورا می دانم. 
هر چند که پیش بینی می شد که اعضای شورای صنفی به دلیل فضا و بستری که آن ها در آن قرار می گیرند، ذهنیت مسئولان نسبت به آن ها و دلایل خاص دیگر که همیشه در مورد این شورا در دانشگاه وجود داشته و نیز کم تجربگی اعضای جدید، کار ساده ای در پیش رو نخواهند داشت. اما انتظار نمی رفت که از اصلاح امور و حل مسائل و معضلات در مسیر تلاش برای حفظ کرامت انسانی دانشجویان و دیگر اهدافی که تعیین کرده بوده اند، کناره گیری کنند. 
مگر با کسی که برای این اهداف در جامعه ما تلاش می کند، چه برخوردی می شود؟ آیا او را ستایش می کنند و برایش هر چه خواست فراهم می کنند تا به اهدافش برسد؟ آیا می گذارند تا نفس بکشد؟ آیا فضای خفقان آمیز و مسدود و مسموی برای او ایجاد نمی کنند تا او را زیر شکنجه و فشارهای خود از اهدافش منصرف کنند؟
در این جا که شورای صنفی بازیچه دست برخی از مسئولان شده است، آیا فرار از میدان این بازی و سپردن گوی و میدان به آن هایی که نمی خواهند تا شورای صنفی وجود داشته باشد و آورنده  وحامی نشاط، رفاه و آزادی برای دانشجویان باشد، عملی عاقلانه و آرمان خواهانه و عدالت جویانه است؟
مگر اعتراض نسبت به کیفیت نامناسب غذا، کمبود امکانات رفاهی، آموزش و تفریحی همیشه در دانشگاه با دید سیاسی نگریسته و عمل و اقدامی برای توطئه بر علیه نظام و مقدسات و مسئولان تلقی نشده و نمی شود؟ مگر فاعلان و معترضان و منتقدین این جور مسائل به اتهام و سپس جرم تشویش اذهان (کدام اذهان؟) عمومی، اخلال در نظم (کدام نظم؟) دانشگاه و جامعه، اقدام برعلیه امنیت ملی(کدام امنیت)  و تلاش برای براندازی نظام و توهین به مقدسات و مسئولان به زندان نرفته اند؟
بنابراین انتظار همکاری از جانب مسئولان و دیگر جریانات و نهادها در دانشگاه با شما و اهدافتان آیا کمی نامعقول به نظر نمی رسید؟ 
قبل از هر چیزی این استعفا خوشحالی کسانی را به ذهن من متبادر کرد که خواهان منحل شدن این شورا بودند. کسانی که مخالف چنین اهدافی بودند و کسانی که تلاش می کردند تا این شورا را تخریب و به حاشیه ببرند. زیرا با این کنارگیری، گوی ومیدان را به دست گرفته و بسان قبل که برای سرکوب وجود و اهداف شما و امثال شما تلاش می کردند، اکنون نیز بر شدت عمل خود می افزایند.
آیا مناسب نبود که این تصمیم خود را در جمعی عمومی با دانشجویان در میان می گذاشتید، بعد آن را عملی می کردید، تا حامیان و دلسوزان حقوق و کرامت دانشجویان از سرکوبگران نشاط، رفا و آزادی  دانشجویان، حسابشان جدا شود و دانشجویان آن ها را بشناسند؟ 
اما نکته جالب توجه در این مورد، پذیرش سریع استعفای شورای صنفی دانشکده مهندسی از جانب مسئولان دانشگاه بوده است. زیرا در عرض چند ساعت به این استعفا پاسخ داده شد و آن را بدون این که بپرسند چرا، پذیرفته اند. گویی که  آن ها قرن ها تحت فشاری عذاب آور و سخت بودند که یک دفعه از آن رهیده اند. من خیلی خوشحال می شوم که مسئولان زود به دانشجویان پاسخ بدهند. اما در تمامی موارد. البته این پذیرش زود هنگام استعفا از جانب مسئولان عجیب و دور از انتظار نسیت، بلکه نوع تبعیض در پاسخ دهی آن ها نسبت به مسائل عجیب است. 
آیا همین مسئولان برای انجام امورات دانشجویان و حل مسائل آن ها و پاسخ دادن به درخواست های آن ها حتا در همان وقت قانونی که خودشان تعیین کرده اند، تا به کنون موفق بوده اند؟ 
آن ها که نشست با دانشجویان و جلسات پرسش و پاسخ می گذارند و به قول خودشان اعضای خانواده را دور هم جمع می کنند تا مسائل را صمیمانه حل کنند، اما در همان جلسه پرسش های انتقاد آمیز را بر نمی تابند و اعضای خانوده را تنبیه نیز می کنند، آیا می دانند که سیستم پوپولیستی شان برای سرپوش نهادن بر ضعف ها و سرکوب دانشجویان و اهدافشان بر ملا شده است؟ 
راستی به قول یکی از همین اعضای مستعفی چرا سایه ای، پناهی برای این تشکل در دانشگاه وجود ندارد؟ 
مگر به غیر از این است که نمی خواهند که شما و اهدافتان باشید، پس چرا کنار کشیده و می کشید؟
می دانم که شرایط سختی داشته اید و فشارها سنگین بودند و برای تحقق اهدافتان بی وقفه و سخت کوشانه تلاش کردید. اما باز هم می پرسم که چرا این گونه و آن هم در این شرایط؟ 
  به راستی که صدای سخن مهندس بازرگان در گوش هایم طنین می اندازد که می گفت« آزادی نه دادنی است و نه گرفتنی، آزادی یادگرفتنی است.» و باور دارم که حق گرفتنی است نه دادنی.  
</div>]]>
      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>متن نامه‌ی استعفای دسته جمعی اعضای شورای صنفی دانشکده‌ی مهندسی</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hmp.eskafi.com/2008/10/post_41.html" />
   <id>tag:hmp.eskafi.com,2008://4.348</id>
   
   <published>2008-10-21T14:10:12Z</published>
   <updated>2008-10-21T14:15:07Z</updated>
   
   <summary> جناب آقای دکتر اکبری ریاست محترم دانشگاه باسلام و احترام پس از گذشت چهار ماه از برگزاری انتخابات هفتمین دوره شورای صنفی، اعضای شورای صنفی دانشکده مهندسی لازم است به اطلاع برسانند که به دلایل: 1. عدم به رسمیت...</summary>
   <author>
      <name>علی نمازی</name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hmp.eskafi.com/">
      
 
   جناب آقای دکتر اکبری                                                                           
   ریاست محترم دانشگاه 
    باسلام و احترام
    پس از گذشت چهار ماه از برگزاری انتخابات هفتمین دوره شورای صنفی، اعضای شورای صنفی دانشکده مهندسی لازم است به اطلاع برسانند که به دلایل:
1.	عدم به رسمیت شناختن شورای صنفی دانشکده مهندسی توسط برخی از مسؤولین دانشگاه،
2.	نبود فضا و بودجه برای فعالیت این شورا،
3.	عدم همکاری دبیر موقت شورای صنفی سه دانشکده با شورای صنفی دانشکده مهندسی،
4.	طرح موضوع بی اساس سیاسی بودن خط و مشی شورای صنفی دانشکده مهندسی توسط شورای صنفی دو دانشکده علوم و ریاضی به قصد تخریب شورای صنفی این دانشکده،

 به جای آنکه شورای صنفی پیش برنده ی اهداف خود(دفاع ار حقوق دانشجویان در زمینه مسایل رفاهی، آموزشی و فعالیت های دانشجویی؛ تلاش برای تأمین نشاط، رفاه و آزادی؛ حمایت از حقوق برابر کلیه دانشجویان؛ و تلاش برای حفظ کرامت انسانی دانشجویان) باشد، بازی‌چه‌ی دست برخی از مسئولین گشته و از آنجا که تلاش این جمع برای بهبود نسبی شرایط به نتیجه‌ی قابل قبولی دست نیافته، دیگر امیدی به اصلاح این روند نمی بینند و با عذرخواهی از کلیه دانشجویان دانشکده مهندسی کناره گیری خود را از این شورا اعلام می دارند.

محسن اکبریان                                                                  
 سیامک پژمانفر
محمد درخشان                                                            
 صابر رستاد
صادق ستوده 
  علی نمازی
میلاد همتی پور  
صابر یوسفی

    رونوشت : دانشجویان دانشکده مهندسی جهت اطلاع

      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>سومین نشست گروه دانشحویی هم پیمانان</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hmp.eskafi.com/2008/10/post_40.html" />
   <id>tag:hmp.eskafi.com,2008://4.344</id>
   
   <published>2008-10-19T06:36:57Z</published>
   <updated>2008-11-15T16:02:14Z</updated>
   
   <summary>در سومین نشست گروه دانشجو‌‌یی هم‌پیمانان که در تاریخ پنج‌شنبه 25/7/1387 در ساختمان کلاس‌های اقتصاد برگزار شد، اعضای این گروه به بحث و بررسی در مورد موضوعات مختلفی پرداختند. در این جلسه که چندین ساعت طول کشید، تصویب پیش‌نویس گروه...</summary>
   <author>
      <name>علی باقری</name>
      <uri>http://faraya.wordpress.com</uri>
   </author>
   
      <category term="علی باقری" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hmp.eskafi.com/">
      <![CDATA[<div style="text-align: right;">در سومین نشست گروه دانشجو‌‌یی هم‌پیمانان  که در تاریخ پنج‌شنبه 25/7/1387 در ساختمان کلاس‌های اقتصاد برگزار شد، اعضای این گروه به بحث و بررسی در مورد موضوعات مختلفی پرداختند. در این جلسه که چندین ساعت طول کشید، تصویب پیش‌نویس گروه هم‌‌پیمانان و انتخاب دبیران کمیته‌های گروه، نقد عملکرد شورای صنفی و طرح استیضاح یکی از اعضای این گروه (پیمان فیضی دبیر موقت شورای صنفی دانشگاه) موضوعاتی بودند که اعضای گروه به بحث و بررسی در مورد آن ها پرداختند. در این جلسه ابتدا پیش‌نویس گروه که توسط چندین نفر از اعضا تهیه شده بود، بین اعضا توزیع و بررسی شد که با رأی اکثریت اعضای حاضر در جلسه به تصویب رسید. بعد از تصویب پیش‌نویس، نقد عملکرد شورای صنفی مطرح شد. هنگام بحث در مورد این موضوع، متوجه شدیم که چند نفری در جلسه حضور دارند که عضو گروه نیستند. با درخواست اعضای گروه و دبیر گروه  که گفته می‌شد افراد مذکور به همراه فرد مورد نظر در طرح استیضاح به جلسه آمدند، از جلسه بیرون رفتند. بعد از خارج شدن این دو نفر، فرد مورد نظر در طرح استیضاح، نیز از جلسه خارج شد. متاسفانه صحبت‌هایی که با دبیر موقت شورای صنفی که از جلسه خارج شده بود، برای حضور ایشان در جلسه و پاسخ گویی به سوالات اعضای گروه شده بود، نتیجه‌ای نداد و ایشان بر این باور بودند که بر علیه او توطئه چیده شده بود. ضمناً در حین صحبت کردن با ایشان و چند نفر دیگر که عضو گروه نبودند، عکاسی که در آن‌جا حضور داشت، از جانب افرادی که عضو هم‌پیمانان نبودند، تهدید شد. 
در هر صورت جلسه طبق روالی که تعیین شده بود به کار خود ادامه داد و اعضای گروه به نقد عملکرد شورای‌صنفی پرداختند. در نقد و بررسی عملکرد شورای صنفی، مهمترین مباحثی که مطرح شد، ضعف تشکیلاتی، عدم پاسخ‌گویی، عدم‌شفاف‌سازی  و کم‌کاری شورای‌صنفی، از جانب منتقدان مطرح شد که هر کدام از مباحث و نقد‌های فوق، توسط اعضای شورای‌صنفی (دانشکده مهندسی و علوم)که در جلسه حضور داشتند پاسخ گفته شد. بعد از نقد عملکرد شورای‌صنفی، موضوع استیضاح مطرح شد. موضوع استیضاح توسط هشت نفر از اعضای گروه مطرح و سپس موافقین و مخالفین در مورد آن، نظرات خود را ابراز نمودند. دلایلی که در طرح استیضاح آورده شده بود عبارت بودند از: خارج شدن فرد مورد نظر از اهداف گروه، ارتباط داشتن با مسئولین دانشگاه برخلاف اخلاق کاری گروه و همچنین شورای‌صنفی، عدم هماهنگی و همکاری با ائتلاف هم‌پیمانان در شورای‌صنفی ونسبت دروغ دادن به اعضای گروه. این طرح به رأی گذاشته شد که با اکثریت آراء تصویب شد. ضمناً در این جلسه دبیران کمیته‌های گروه تعین شدند. در پایان جلسه در مورد انتخابات آتی شورای صنفی دانشکده های دیگر نیز صحبت‌هایی شد و همچنین تاریخ نشست بعدی گروه نیز مشخص شد.
</div>]]>
      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>پاسخ به یک سؤال</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hmp.eskafi.com/2008/10/post_39.html" />
   <id>tag:hmp.eskafi.com,2008://4.337</id>
   
   <published>2008-10-15T17:26:28Z</published>
   <updated>2008-10-18T15:20:58Z</updated>
   
   <summary>امروز به اتفاق آقایان سراوانی و فیضی به دفتر آقای فاضل رفته بودیم. درحین گفتگوها و هنگامی که بین بنده و جناب فاضل اختلاف نظر پیش آمد ایشان گفتند شما داری به شیوه دستور دادن عمل می کنی و البته...</summary>
   <author>
      <name>صابر رستاد</name>
      
   </author>
   
      <category term="صابر رستاد" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   <category term="231" label="جناب فاضل" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hmp.eskafi.com/">
      <![CDATA[<div style="text-align: right;">امروز به اتفاق آقایان سراوانی و فیضی به دفتر آقای فاضل رفته بودیم. درحین گفتگوها و هنگامی  که بین بنده و جناب فاضل اختلاف نظر پیش آمد ایشان گفتند شما داری به شیوه دستور دادن عمل می کنی و البته تقصیر خودت هم نیست! وقتی منظور ایشان از جمله «تقصیر خودت هم نیست» را پرسیدم به نوشته ی <a href="http://hmp.eskafi.com/2008/10/post_37.html">«یک سؤال»</a> در این وبلاگ اشاره کرده و گفتند که آن یک نشست با حضور اعضای بسیج استان، شهرستان، و دانشگاه درمورد اختصاص فضایی در دانشگاه برای قدردانی و گرامیداشت یاد شهدای گمنام بوده است. شما چرا در وبلاگ اینگونه نوشته اید(بطور غیرمستقیم یعنی اینکه به توصیه فرد دیگری نوشته ای).

 اول اینکه من به چشم و گوش و اعتقادات خودم اعتماد دارم و براساس آنها عمل می کنم. حرف ها و توصیه های دیگران تا زمانی  که با این ابزار سنجیده نشوند برایم اهمیتی ندارند. در ثانی همانطور که پیشتر نوشته بودم و به جناب فاضل نیز گفتم، بار دیگر تأکید می کنم کار ما پرداختن به این مسایل نیست، مگر اینکه مثلا دانشجویان بیایند و از شورای صنفی بخواهند اختصاص مکانهایی به این منظور در دانشگاه را پیگیری نماید؛ هرچند فکر نمی کنم مسایلی در این سطح، که معمولا در شوراهای عالی مطرح می شود، نیازی به پیگیری شورای صنفی داشته باشد. البته آقای فاضل از پاسخ من مجاب نشده و گفتند مثل این می ماند که شما جایی را با تانک و آرپی جی خراب کنی و بعد معذرت بخواهی. امیدوارم اینگونه نباشد زیرای چنین قصدی نداشته ام.
در پایان از شما خوانندگان محترم تقاضا می شود اگر توضیح یا عقیده ای متفاوت و مخالف با آنچه می نویسم دارید همینجا مطرح نمایید(نظرها)؛ نه اینکه نگه دارید تا بعداَ کنایه بگویید یا در قضاوت ها و تصمیم گیری ها اثر بدهید.  </div>]]>
      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>برخورد توهین‌آمیز رییس دانشکده‌ی برق و کامپیوتر با شورای صنفی</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hmp.eskafi.com/2008/10/post_38.html" />
   <id>tag:hmp.eskafi.com,2008://4.331</id>
   
   <published>2008-10-14T07:03:49Z</published>
   <updated>2008-10-14T16:30:53Z</updated>
   
   <summary>روز گذشته دبیر شورای صنفی دانشکده‌ی مهندسی برای حل مشکل مکان برگزاری کلاس یکی از دروس دانشکده برق و کامپیوتر به دفتر ریاست دانشکده‌ی برق و کامپیوتر خانم دکتر مهنا مراجعه کرد. اما ایشان در برخوردی عجیب به جای پاسخ‌گویی...</summary>
   <author>
      <name>علی باقری</name>
      <uri>http://faraya.wordpress.com</uri>
   </author>
   
   <category term="227" label="دانشکده برق و کامپیوتر" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   <category term="56" label="شورای صنفی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hmp.eskafi.com/">
      روز گذشته دبیر شورای صنفی دانشکده‌ی مهندسی برای حل مشکل مکان برگزاری کلاس یکی از دروس دانشکده برق و کامپیوتر به دفتر ریاست دانشکده‌ی برق و کامپیوتر خانم دکتر مهنا مراجعه کرد. اما ایشان در برخوردی عجیب به جای پاسخ‌گویی به نامه‌ی محترمانه دبیر ضمن تعریف و تمجید از گروه زیرمجموعه خود نامه‌ی ممهور به نشان شورای صنفی دانشکده‌ی مهندسی را به طرز ناشایستی پاره کرد. برای این درس از ابتدای ترم تا کنون دانشجویان سرگردان بوده و نمی‌دانستند که باید به چه کلاسی بروند و بخش زیادی از وقت این درس به پیدا کردن کلاس مناسب صرف می‌شده است. گفتنی است خانم دکتر مهنا به تازگی به این سمت انتخاب شده است و نحوه برخورد وی با دانشجویان مسبوق به سابقه است. اعضای شورای صنفی مرکزی دانشگاه که این رفتار خردکننده را توهین به قشر دانشجو تلقی می کند قصد پیگیری موضوع از طریق ریاست دانشگاه را نموده اند. گفتنی است پس از چند ساعت از این رفتار عجیب، اتاقی برای این کلاس تعیین شد و اطلاعیه‌ی آن در تابلو اعلانات نصب گردید.
      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>دومین نشست هم‌پیمانان </title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hmp.eskafi.com/2008/10/second_session.html" />
   <id>tag:hmp.eskafi.com,2008://4.328</id>
   
   <published>2008-10-11T17:13:15Z</published>
   <updated>2008-11-15T15:54:53Z</updated>
   
   <summary>جمعه 19 مهرماه دومین نشست هم‌پیمانان در ساختمان جدید کلاس‌های مهندسی با حضور اعضای این گروه برگزار شد. در این نشست پیش‌نویس اساس‌نامه‌ی این گروه که توسط عده‌ای از اعضا آماده شده بود، مورد بحث و بررسی قرار گرفت. پیشنهادهایی...</summary>
   <author>
      <name>علی باقری</name>
      <uri>http://faraya.wordpress.com</uri>
   </author>
   
      <category term="علی باقری" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   <category term="225" label="نشست" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hmp.eskafi.com/">
      <![CDATA[جمعه 19 مهرماه دومین نشست هم‌پیمانان در ساختمان جدید کلاس‌های مهندسی با حضور اعضای این گروه برگزار شد. در این نشست <a href="http://hmp.eskafi.com/2008/10/hampeymanan_organization_draft.html">پیش‌نویس اساس‌نامه‌ی این گروه </a>که توسط عده‌ای از اعضا آماده شده بود، مورد بحث و بررسی قرار گرفت. پیشنهادهایی برای افزودن به این<a href="http://hmp.eskafi.com/2008/10/hampeymanan_organization_draft.html"> پیش‌نویس</a> مطرح شد. تصویب نهایی این پیش‌نویس به نشست بعدی هم‌پیمانان موکول شد.
در این جلسه هم‌چنین بحث‌هایی در مورد عملکرد هم‌پیمانان منتخب شورای صنفی مطرح شد و بحث شد که باید عملکرد این افراد مورد ارزیابی و نقد جدی هم‌پیمانان قرار بگیرد و اگر واقعاً کسانی برخلاف اهداف هم‌پیمانان رفتار می‌کنند این موضوع مطرح شده و با خارج کردن این افراد از گروه هم‌پیمانان و اعلام عمومی آن، مانع از بدنامی گروه هم‌پیمانان شوند. به همین منظور دبیر موقت هم‌پیمانان تعیین شد و موظف گردید که نشستی را برای نقد عملکرد شورای صنفی برگزار کند و در صورت لزوم در مورد عضویت افرادی که عملکردی خلاف اهداف هم‌پیمانان دارند، تصمیم گرفته شود. درباره‌ی انتخابات شورای صنفی در دانشکده‌هایی که شورای صنفی ندارند نیز مطالبی مطرح شد.
سومین نشست هم‌پیمانان در اواخر این هفته با موضوع نقد عملکرد شورای صنفی و تصویب <a href="http://hmp.eskafi.com/2008/10/hampeymanan_organization_draft.html">پیش‌نویس «گروه دانشجویی هم‌پیمانان»</a> برگزار خواهد شد. گفتننی است، نخستین نشست هم‌پیمانان، پس از انتخابات شورای صنفی در اواخر خردادماه برگزار شده بود.]]>
      
   </content>
</entry>

</feed>
