<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
   <title>هم‌پیمانان</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hmp.eskafi.com/" />
   <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://hmp.eskafi.com/atom.xml" />
   <id>tag:hmp.eskafi.com,2009://4</id>
   <updated>2009-04-20T13:49:12Z</updated>
   <subtitle>گروه هم‌پیمانان دانشگاه سیستان و بلوچستان</subtitle>
   <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type Pro 4.31-en</generator>


<entry>
   <title>نیمه پنهان آن روز</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hmp.eskafi.com/2009/04/nime_penhan.html" />
   <id>tag:hmp.eskafi.com,2009://4.599</id>
   
   <published>2009-04-20T13:45:47Z</published>
   <updated>2009-04-20T13:49:12Z</updated>
   
   <summary>در روزهای پایانی سال 87 احکام تجدید نظر کمیته انظباطی دانشگاه سیستان و بلوچستان اعلام شد. هر چند می‌دانم که تا اینجای داستان تکراری است. چون همه می‌دانند که حکم دو ترم محرومیت علی باقری و کامران جلیل باقی ماند....</summary>
   <author>
      <name>بهنام براهویی</name>
      
   </author>
   
      <category term="علی باقری" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   <category term="341" label="اسکافی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   <category term="342" label="شمس" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   <category term="103" label="علی باقری" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hmp.eskafi.com/">
      در روزهای پایانی سال 87 احکام تجدید نظر کمیته انظباطی دانشگاه سیستان و
بلوچستان اعلام شد. هر چند می‌دانم که تا اینجای داستان تکراری است. چون
همه می‌دانند که حکم دو ترم محرومیت علی باقری و کامران جلیل باقی ماند.
باز هم همه می‌دانند که مسئولین حراست به ناحق علی باقری را مورد ضرب و
شتم قرار دادند. اما قسمتی از ماجرا بود که با وجود انعکاس اکثر سایت‌های
خبری نیمه پنهانی نیز داشت. در آن چند روز آخر سال به علت خالی بودن
دانشگاه از دانشجو من هر روز به اتاق اسکافی می‌رفتم. آن روز هم مثل
همیشه حدود ساعت هشت صبح به دانشگاه رفتم. حدود دو ساعت در خوابگاه بودیم
که ناگهان علی تماس گرفت و گفت که من درب دانشگاه منتظر صدور مجوز ورود
هستم. من و اسکافی نیز به درب دانشگاه مراجعه کردیم تا علی باقری و
کامران جلیل را ببینیم. علی و کامران منتظر صدور مجوز بودند. طبق گفته
خود علی، شمس دبیر کمیته انظباطی با آنها تماس گرفته و عنوان کرده بود که
برای برداشتن وسایل خود به درب دانشگاه مراجعه کنند. منتها پس از مدت
کوتاهی اتوموبیلی از نیروی انتظامی مراجعه و در ابتدا قصد دستگیری هر
چهار نفر ما را داشت که پس از صحبت با مامورین حراست فقط باقری و جلیل را
دستگیر نمودند. پس از رفتن آنان تا بیست و چهار ساعت موبایل هر دو نفر
خاموش بود. از همان روز فشار‌های دانشگاه به اسکافی نیز بیشتر شد. در
ابتدا شمس اخطار ترک دانشگاه داد و علت آن را نیز فشار مذهبی‌ها و حراست
دانشگاه عنوان نمود. گویا استفاده اسکافی از غذای سلف و سایت دانشگاه
باعث ضربات روحی به آنان شده بود. فردای آن روز پس از مراجعه به حراست و
صحبت با مسئولین مشخص شد که عامل فشار کمیته بوده نه حراست. سپس طی
تماس‌های ما با شمس و آرش اکبری مشخص شد که اسکافی نیز باید تا عصر همان
روز دانشگاه را ترک کند. گویا او فقط حق شرکت در امتحانات را دارد. اما
ظهر همان روز علی باقری با ما تماس گرفت که آنها را آزاد نموده‌اند و به
زودی به همراه مامورین حراست برای جمع‌آوری وسایل خود به دانشگاه مراجعه
می‌کنند. آن روز علی بالاخره آمد اما به همراه دو مامور حراست در کنار
خود که حتا اجازه صحبت کردن را نیز به وی ندادند. در آخر باید اعلام کنم
که مسئولین دانشگاه بدون دلیل قانونی و صرفن به خاطر فعال بودن این سه
نفر به شکل کاملن غیرقانونی آنها را از حضور در دانشگاه منع کرده‌اند. به
امید روزی که مسئولین دانشگاه قانون‌مند عمل کنند. 

http://barahoei.blogspot.com
      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>ممنوع الورودشدن دانشجویان</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hmp.eskafi.com/2009/01/vorod.html" />
   <id>tag:hmp.eskafi.com,2009://4.569</id>
   
   <published>2009-01-31T13:19:28Z</published>
   <updated>2009-01-31T13:20:53Z</updated>
   
   <summary>صبح پنجشنبه چند تن از فعالان دانشجویی دانشگاه سیستان و بلوچستان حین ورود به دانشگاه با نامه ای از طرف مسوولان روبرو شدند که هشت تن از دانشجویان این دانشگاه به اسامی آقایان : علی باقری(دبیر انجمن اسلامی) , ابراهیم...</summary>
   <author>
      <name>علی باقری</name>
      <uri>http://faraya.wordpress.com</uri>
   </author>
   
   <category term="331" label="آزادی ، ممنوع الورود ، دانشگاه ، دانشجو" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hmp.eskafi.com/">
      صبح پنجشنبه چند تن از فعالان دانشجویی دانشگاه سیستان و بلوچستان حین ورود به دانشگاه با نامه ای از طرف مسوولان روبرو شدند که هشت تن از دانشجویان این دانشگاه به اسامی آقایان : علی باقری(دبیر انجمن اسلامی) , ابراهیم اسکافی(میدیر مسئول و صاحب امتیاز نشریه دانشجویی پنجره), علی نمازی (مدیر مسئول و صاحب امتیاز نشریه دانشجویی شورا) ,علی صالحی , شهریار حسین بر(مدیر مشئول و صاحب امتیاز نشریه دانشجویی سیاه و سپید) , صابر رستاد , کامران جلیل (عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی) و میلاد همتی پور را ممنوع الورود اعلام می نمود । به نظر می رسد ممنوع الورود شدن این هشت نفر مرتبط با وقایع تجمع صنفی دانشجویان در آبان ماه گذشته باشد که در اعتراض به ناامنی در دانشگاه چند روزی تجمع کرده بودند و خواستار رسیدگی و پاسخ گویی مسئولین دانشگاه شده بودند, گفتنی است هنوز هیچ گونه حکمی از طرف مسوولان دانشگاه برای این افراد صادر نشده است। و قاعدتاً حکم ممنوع الورود شدن باید پس از حکم اخراج این افراد صادر شده باشد و این در حالی است که این دانشجویان در هیچ محکمه انضباطی حضور پیدا نکرده اند تا بتوانند نسبت به اتهام های وارده از خود دفاع نمایند و این برخورد که حاکی از شتاب زدگی مسئولین دانشگاه جهت برخورد با دانشجویان می باشد ناشی از این است که در این تاریخ دانشجویان به علت تعطیلی در دانشگاه حضور ندارند و ریاست دانشگاه که بارها قول عدم برخورد با دانشجویان متحصن را داده بود در فضایی که دانشجویان در دانشگاه حضور ندارند اعمال غیر قانونی خود را به دور هر گونه نظارتی ادامه دهد । 
شنیده ها حاکی از این است با توجه به اینکه برخی از این دانشجویان (علی باقری , کامران جلیل و شهریار حسین بر) از اعضای اانجمن اسلامی دانشگاه می باشند , امروز عصر افرادی لباس شخصی پوش که هویتشان بر دانشجویان پوشیده ماند به دفتر انجمن اسلامی آمده و سعی در تفتیش دفتر این تشکل دانشجویی را داشتند که با مقاومت اعضای این تشکل مواجه شدند . 
      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>بسیج در دانشگاه ها</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hmp.eskafi.com/2009/01/basij_in_univ.html" />
   <id>tag:hmp.eskafi.com,2009://4.560</id>
   
   <published>2009-01-27T07:07:38Z</published>
   <updated>2009-01-27T07:10:37Z</updated>
   
   <summary>پرده اول- یادش بخیر انگار همین دیروز بود دانش آموز سال اول راهنمایی بودم که روی شیشه دفتر مدرسه کاغذی مبنی بر ثبت نام بسیج دانش آموزی نصب شده بود. در این کاغذ قید شده بود دو قطعه عکس، یک...</summary>
   <author>
      <name>بهنام براهویی</name>
      
   </author>
   
      <category term="**آزادي**" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   <category term="327" label="بسیج،دانشگاه،کنکور" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hmp.eskafi.com/">
      پرده اول- یادش بخیر انگار همین دیروز بود دانش آموز سال اول راهنمایی بودم که روی شیشه دفتر مدرسه کاغذی مبنی بر ثبت نام بسیج دانش آموزی نصب شده بود. در این کاغذ قید شده بود دو قطعه عکس، یک فتوکپی شناسنامه و یک پوشه را تحویل برادر پ دهید. بعد از کمی کند و کاو فهمیدم که این برادر پ همان آقای پ معاون آموزشی مدرسه است. نزدیک ترین دوستم ثبت نام نمود من هم می خواستم ثبت نام کنم اما کمی تعلل کردم و روزی که مدارکم را بردم برادر پ فرمودند برو پسر جان دیر آمدی.
پرده دوم- سال دوم راهنمایی بودم آگهی ثبت نام بسیج را دیدم یاد پرده اول افتادم گفتم از خیرش بگذرم هم تهیه مدارک چیزی حدود 500 تومان هزینه دارد وهم ممکن است ماجرای قبلی تکرار شود. از خیر ثبت نام بسیج گذشتیم گرچه دوستم دوباره مدارکش را تحویل داد و کارت بسیج عادیش را دریافت کرد.
پرده سوم- سال سوم دبیرستان بودم که برای ششمین سال متوالی آگهی ثبت نام بسیج را دیدم وعده ای سال اولی که با دقت مشغول مطالعه ی آن بودند. این بار دوستم تا آگهی را دید به من گفت که بالاخره امسال این ثبت نام ها جواب داد تابستان به یک اردوی2روزه بسیج رفتیم که بسیار خوش گذشت. اینجا بود که به خود آمدم و گفتم عجب اشتباهی کردم کاش در پرده اول کمی زودتر به خود می جنبیدم و مدارکم را سر وقت تحویل می دادم تا من هم با آنها به اردو می رفتم. او حالا یک بسیجی فعال شده بود و کارتی زیبا نیز داشت که بین دوستان به کارت اجی مجی معروف بود.
پرده چهارم- یکشنبه 29 دی 1387 روزنامه اعتماد
در حالي که بيش از چهارماه از اعلام نتايج کنکور 87 مي گذرد، تنور جنجال هاي رسانه يي درباره حاشيه هاي آن همچنان داغ است و دولت و مجلس هر روز با طرح اتهام عليه يکديگر در خبرگزاري ها و روزنامه ها، بر آتش آن اضافه مي کنند. علي عباسپور در گفت وگويي که با خبرگزاري مهر انجام داد، بي پروا از احراز تخلف سازمان سنجش و وزارت علوم در کنکور سخن گفت و در سوي ديگر ماجرا عبدالرسول پورعباس در نشست خبري که در سازمان سنجش برگزار شد، به مجلس توصيه کرد به جاي حاشيه ها، به فکر کنکور آينده باشد و براي فشارهايي که به سازمان سنجش براي اعمال سهميه 40درصدي بسيجيان فعال وارد مي شود، تدبيري بينديشد. عبدالرسول پورعباس در جلسه خود با خبرنگاران از نگراني جدي سازمان از «حرکات سياسي برخي مسوولان» سخن گفت. پورعباس با اشاره به آشفتگي هاي قوانين گزينش دانشجو و تاکيد بر لزوم تجديد نظر در قانون، از برخي «فشارها به سازمان سنجش براي واگذاري 40درصد ظرفيت ها به بسيجيان فعال» خبر داد و به طور غيرمستقيم خطاب به مجلس گفت؛ «براي واگذاري باقيمانده 40 درصد سهميه ايثارگران به بسيجيان فعال، فشار زيادي از ناحيه سازمان بازرسي و قوه قضائيه روي سازمان سنجش وارد مي شود، تا جايي که حتي به تهديد انفصال از خدمت مسوول سازمان سنجش نيز منجر شده است.

پرده پنجم- روز اعلام نتایج کنکور 88
من با رتبه کشوری 35000 در هیچ رشته ای پذیرفته نشده ام. دوست من(آقای اجی مجی) با رتبه کشوری 75000 و با استفاده از سهمیه ی بسیجی فعال در دانشگاه فردوسی مشهد آن هم از نوع روزانه اش پذیرفته شده است.

40 درصد سهمیه ی تعلق گرفته به ایثارگران و خانواده شاهد به خاطر این بود که آنان در جنگ هشت ساله علیه عراق جنگیده اند و به قول برادران ارزشی جان خود را در طبق اخلاص قرار داده اند. که البته با توجه به گذشت سالیان از جنگ هر سال از تعداد این افراد کاسته می شد تا جایی که امسال به چیزی حدود دو درصد رسید. که البته این سهمیه با توجه به الطاف دولت احمدی نژاد امسال به داوطلبین بومی اختصاص یافت که از ثمرات این خدمت دوستان می بینیم بعضی از هم ورودی های ما در رشته زبان قادر به سلام و احوال پرسی به زبان انگلیسی نیز نیستند!حال می خواهم بدانم با تخصیص این 40 درصد به بسیجیان فعال دانشگاه های ما به کجا می روند؟ ایثارگران و شهدا برای دفاع از کشور جنگیدند اما بسیجیان چه کردند؟ نمونه اش دوست و هم کلاس خودم بود که فقط با ارائه سالانه مدارک و یک اردو بسیجی فعال شد و کارت اجی مجی دریافت کرد مگر خون او از خون من رنگین تر است؟ آیا سطح علمی دانشگاه های ما با این وضعیت بالا می روند؟ آیا این وسط حق من نه حق داوطلبان برتر کنکور تضییع نمی شود؟ دانش آموزی که از ابتدای دبیرستان میلیون ها تومان هزینه کرده به کلاس های مختلف کنکور رفته و شب و روز های عمر خود و خانواده اش را به پای کنکور گذاشته به راحتی با دانش آموزی که فقط هرسال ثبت نامی ساده در بسیج داشته و یک اردوی 2روزه جهت عضویت فعال رفته باید برابر باشد؟ من ادعای مومن بودن نمی کنم شما که همیشه صف اول نمازید، تسبیح به دست دارد و مدام ذاکرید، بگویید آیا این عدالت است؟ شما را به وجدانتان و خدایتان واگذار می کنم.
www.barahoei.blogspot.com
      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>کاغذ اخبار شماره پنجاه و دوم</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hmp.eskafi.com/2009/01/kaghaz_akhbar_52.html" />
   <id>tag:hmp.eskafi.com,2009://4.551</id>
   
   <published>2009-01-25T18:56:23Z</published>
   <updated>2009-01-25T19:15:16Z</updated>
   
   <summary>ویژه‌نامه پیامدهای نشریه فریاد 28 دی 1387 18 ژانویه 2009 4 صفحه صفحه اول اطلاعیه روابط عمومی انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده‌ی ادبیات و علوم انسانی در مورد نشر اکاذیب و اتهامات بی‌اساس علیه این تشکل و برخی اعضای آن دانشگاه...</summary>
   <author>
      <name>ابراهیم اسکافی</name>
      
   </author>
   
   <category term="278" label="کاغذ اخبار" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hmp.eskafi.com/">
      <![CDATA[ویژه‌نامه پیامدهای نشریه فریاد
28 دی 1387
18 ژانویه 2009
4 صفحه

<a href="http://eskafi.com/pdf/kaghazakhbar52.pdf"><img alt="کاغذ اخبار 52" src="http://eskafi.com/pic/kaghazakhbar52.jpg" border="1" width="303" height="435" /></a>


<strong>صفحه اول</strong>
<blockquote>اطلاعیه روابط عمومی انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده‌ی ادبیات و علوم انسانی در مورد نشر اکاذیب و اتهامات بی‌اساس علیه این تشکل و برخی اعضای آن</blockquote>
<strong>دانشگاه - درباره نشریه فریاد</strong>
<blockquote><a href="http://hmp.eskafi.com/2009/01/on_faryad_panjere.html">آیا سناریوی پلی‌تکنیک در دانشگاه سیستان و بلوچستان تکرار می‌شود؟</a> - کامران جلیل
بیانیه هیأت تحریریه نشریه پنجره در خصوص نشر اکاذیب و افترا به مدیر مسؤول این نشریه
فعالیت سازنده
<a href="http://eskafi.com/2009/01/satanic_defence.html">دفاعیه شیطان رجیم</a> -<a href="http://eskafi.com"> ابراهیم اسکافی</a></blockquote>
<strong>اخبار</strong>
<blockquote>شکایت علیه نشریه مستقل شورا</blockquote>
]]>
      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>آیا سناریوی پلی‌تکنیک در دانشگاه سیستان و بلوچستان تکرار می‌شود؟</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hmp.eskafi.com/2009/01/on_faryad_panjere.html" />
   <id>tag:hmp.eskafi.com,2009://4.548</id>
   
   <published>2009-01-17T17:15:53Z</published>
   <updated>2009-01-18T14:38:51Z</updated>
   
   <summary>در گذشته شنیدیم که در دانشگاه پلی‌تکنیک عده‌ای بی‌اخلاق لگوی نشریات دانشجویی را جعل کردند و در این نشریات به مقدسات توهین شده بود. به دنبال آن برخی از فعالین دانشجویی را به دادگاه کشاندند و احکامی به ناحق برای...</summary>
   <author>
      <name>کامران جلیل</name>
      
   </author>
   
   <category term="298" label="فریاد" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   <category term="107" label="کمیته انضباطی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   <category term="196" label="پنجره" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hmp.eskafi.com/">
      <![CDATA[در گذشته شنیدیم که در دانشگاه پلی‌تکنیک عده‌ای بی‌اخلاق لگوی نشریات دانشجویی را جعل کردند و در این نشریات به مقدسات توهین شده بود. به دنبال آن برخی  از فعالین دانشجویی را به دادگاه کشاندند و احکامی به ناحق برای آنان صادر شد. این بار در دانشگاه سیستان و بلوچستان مطالب یک نشریه با شناسنامه و لگوی مشخص که دارای مجوز  انتشار نیز بود به تعدادی از دانشجویان که هیچ‌گونه ارتباطی با آن‌‌ها نداشت، نسبت داده شد که در نوع خود جالب‌تر از دانشگاه پلی‌تکنیک است. 
در صورتی که مدیرمسؤول یک نشریه پاسخ‌گوی تمام  مشکلات و تخلفات آن نشریه می‌باشد، این بار عده‌ای از دانشجویان بی‌گناه را احضار کردند تا در مورد نشریه‌ای که نقشی در تهیه مطالب و انتشار آن نداشتند، جواب‌گو باشند. مدتی از انتشار نشریه فریاد می‌گذرد. این نشریه بدون آن‌که کسی از مطالب آن با خبر باشد در خوابگاه 9 اتاق مدیرمسوؤل طراحی شد. همان شب آقای حامد سالاری (مدیرمسؤول) و مهدی قائم‌پناه (سردبیر) به اتاق این‌جانب و آقای باقری آمدند و در مورد مسائل فنی و حتا احکامی که در مورد تخلفات نشریه بود سؤال کردند. 
فردای آن روز آقای سالاری پیش من آمد وگفت هزینه چاپ نشریه زیاد شده است. شما نشریات خود را کجا تکثیر می‌کنید؟ ما قصد داریم تا بیشتر تکثیر کنیم، چون تعداد کمی تکثیر شده و جواب‌گو نمی‌باشد. من هم از سرآشنایی تایپ و تکثیر و کاغذفروشی را به وی معرفی کردم ولی چون آشنا نبودند، خودم از مغازه‌ی مورد نظر کاغذ خریدم و پول آن را از آقای سالاری گرفتم.وی نشریه را به تعداد زیادی تکثیر کرد.
 تا این مدت این‌جانب از محتوای این نشریه با خبر نبودم و بعد ازظهر همان روز، بعد از امتحان، نشریه را در دست یکی از دوستان مشاهده و مطالعه کردم. متوجه تندروی این نشریه شدم.  همان شب دوستان ارزشی در گوشه و کنار از ما می‌پرسیدند که در مطالب این نشریه به مقدسات و ارزش‌ها‌ی آنان توهین شده است. حتا به اتاق من نیز آمدند.
از آن‌جایی که ما خواهان این نبودیم و نیستیم که با برداشت بد از یک مطلب سر کسی بالای دار برود و مقصود نویسنده مهم است، از دوستان ارزشی خواستیم که با مسؤولان نشریه تماس بگیرند و آقای سالاری به اتاق ما آمدند و از نشریه خود دفاع کردند. 
بعد از این جریان بود که مسؤولان نشریه تصمیم گرفتند تا یک اطلاعیه صادر کنند و موضع خود را مشخص کنند. آن‌ها  در اطلاعیه خود گفتند که قصد توهین نداشتیم و خود نیز به این مقدسات پای‌بند هستیم. این اطلاعیه به نوعی یک توبه‌نامه بود.
نکته جالب این بود که در شناسنامه این نشریه بدون دلیل از » انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده‌ی ادبیات و علوم انسانی« تقدیر و تشکر شده بود .برخی از اعضای انجمن اسلامی معتقد بودند که چون مسوؤلان نشریه "فرياد" این کار را بدون دلیل انجام دادند، باید شکایت شود، ولی چون برخی به شکایت علیه دانشجو اعتقاد نداشتند، خواستند که مسوؤلان نشریه به انجمن اسلامی توضیح دهد. اما در همان زمان عده‌ای از دانشجویان درحال جمع‌آوری امضا علیه آن‌ها بودند، انجمن اسلامی از این کار صرف‌نظر کرد تا فشارها بر آنان بیشتر نشود.
بعد از آن، نشریه به کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی فرستاده شد و به دلیل عدم معرفی سردبیر و عدم شرکت در کارگاه‌های آموزشی لغوامتیاز و به خاطر محتوای آن به کمیته‌ی انضباطی دانشجویان معرفی شد. 
تا این هنگام مسؤولان نشریه از مطالب مندرج در نشریه خود دفاع می‌کردند. ولی بعد ...
آقایان سالاری و قائم‌پناه به کمیته‌ انضباطی احضار شدند و بعد از چند روز متوجه شدم که از آن‌ها خبری نیست. از دوستان‌شان پرس‌و جو کردم که گفتند به خانه رفتتند. چند روز بعد نیز من و <a href="http://eskafi.com">آقای اسکافی</a> به کمیته انضباطی احضار شدیم. در کمیته با رفتار متحیر کننده‌‌ایی روبرو شدم. مسؤول کمیته، آقای کریمی (فرمانده سابق بسیج و شاکی سابق این‌جانب در کمیته‌ انضباطی که تهمت‌های فروان به من زدند و هیچ‌کدام اثبات نشد) گفت: »شکایت محرمانه است و شما نمی‌توانید آن را ببینید«! مگر می‌شود شکایتی که علیه بنده شده است آن را نبینم؟  ایشان از دور مفاد شکایت‌نامه را می‌خواند و حتا گاهی شکایت‌نامه را به زیر میز می‌برد تا نبینیم. کلی حیرت کرده بودم. حتا از بردن نام شاکی در یکی از شکایات خودداری می‌کرد و چندین شاکی متفاوت نام برد. دانشگاه، کمیته انضباطی، 53 دانشجو، تمام نهادهای دانشگاه و در آخر مدعی العموم!
هر بار، بعد از سوال بنده که می‌پرسیدم شاکی من کیست؟ یکی را نام می‌برد که این کار خلاف قانون است و متن صریح قانون می‌گوید متهم باید از متن شکایت و شاکی خود باخبر باشد. 
شکایت دیگراز طرف آقایان سالاری و قائم‌پناه بود. در این شکایت حامد سالاری با استناد به داستان سرایی‌های خود که در پرونده‌ی کمیته انضباطی ایشان تایید شده است از چندین تن از اعضای انجمن اسلامی  به نام آقایان کامران جلیل، ابراهیم اسکافی (مدیرمسؤول پنجره) و علی باقری که معتقد بود از ناآگاهی وی سوء استفاده کردند، شکایت کرد. 
در این شکایت که بر اساس یک سری دروغ‌پراکنی و تهمت‌زنی‌های بی‌اساس که صرفاً به خاطر کاستن از گناه خود و احیاناً تخفیف یا تبرئه ظاهراً به شرح وقایع پرداخته است، وی اظهار کرد که مطلب »سخن مدیر‌مسؤول« را اسکافی به من داد و تأکیدکرد که اسمش نباشد و تا چند روز این مطلب را می‌خواندیم و از آن چیزی نمی‌فهمیدیم. در مورد مطالب توهین به رهبری، رییس‌جمهور و خبر دانشگاه شیراز نیز به تأیید این افراد از سایت  انتخاب کردیم. آقای جلیل کاغذ به ما داد و نشریه را چاپ کرد. 
وی هم‌چنین مدعی شده است »در انتخابات مدیران مسوؤل نشریات به آقایان باقری و اسکافی رأی داده است« و در جایی دیگر می‌گوید برادر وی »هادی سالاری« هیچ‌گونه اطلاعی از انتشار نشریه ندارد.
در مورد این شکایت و اظهارات آقای سالاری سؤالاهای گوناگونی مطرح است.
چگونه آقای سالاری که نمی‌تواند مطلب بنویسد و هیچ‌گونه آشنایی با این کار ندارد و اعضای انجمن و آقای اسکافی مطالب او را تهیه کردند اما با چنین قلم قوی و توانایی شکایت می‌نویسند؟ اگر کسی حامد سالاری را نشناسد، فکر می‌کند وکیل پایه‌ یک است. 
از شکایت آقای سالاری می‌تواند فهیمد که هیچ‌گونه ارتباطی با انجمن اسلامی و آقای اسکافی نداشته است. زیرا وی در شکایت خود آقای اسکافی را از اعضا و مسؤولان انجمن اسلامی می‌خواند در حالی که وی عضو این تشکل نمی‌باشد. از طرفی در شکایت وی آمده است که فریب این افراد را خورده‌ام و مطالب آن‌ها را چاپ کردم. 
چگونه آقای سالاری قبل از رفتن به کمیته‌ انضباطی از گفته‌های خود دفاع می‌کرد و حتا در این خصوص اطلاعیه‌ نیز صادر کرده بود که بیان داشت قصد توهین را نداشتیم و به هیچ گروهی وابسته نیستیم، ولی در کمیته انضباطی چنین اظهاراتی را می‌نویسند؟
ایشان 22 ساله هستند. چه‌قدر باید ساده‌لوح باشند که بعد از فهمیدن این‌که سخن مدیرمسؤول توهین به مقدسات است، نیز از این مطلب دفاع می‌کرد و می‌گفت این مطلب مربوط به زمان حال است و به گذشته ربطی ندارد و برداشت بد نکنید؟ چرا در همان موقع نگفتند که این مطالب از این آقایان است؟
اگر بپذیریم که در حین انتشار فریب خورده، اکنون که در کمیته‌ انضباطی این اظهارات را می‌گوید، از کجا مطمئن باشیم که فریب کس دیگری را نخورده است؟ آیا چند روز رفت و آمد در کمیته انضباطی وی را به بلوغ رسانده است؟ 
آقای سالاری گفت که از آقای اسکافی در مورد نشریات پرسیدم و ... و ایشان گفتند نام من را ذکر نکیند...
آقای سالاری تا چند روز بعد از انتشار نشریه فریاد، اسکافی را ندیده بود و حتا نمی‌دانست اتاق وی کجاست تا با او در مورد این تخلفات صحبت کند و از من شماره خوابگاه و اتاقش را پرسید. چگونه او در اتاق اسکافی مطلب گرفت ولی شماره اتاق او را بلد نبود؟ احتمالاً به جز سادلوح بودن، وی آلزایمر نیز دارند!
آقای سالاری در اظهاراتش گفته بود که خبری از توقیف نشریه برادرم در دانشگاه رجایی ندارم و بعد‌ از توقیف آن،  خبرش را در  نشریه "کاغذ‌اخبار" خواندم. این گفته کذب محض است. زیرا هیچ‌نشریه‌ای در دانشگاه چنین خبری را منتشر نکرده است.
 از طرفی دیگر وی گفته که<a href="http://hsalari.blogfa.com"> برادرش</a> هیچ‌گونه ارتباطی  با نشریه نداشته است. نقض گفته‌ی ایشان ذکر نام برادر و دوستان برادرش در لیست هیأت تحریریه نشریه فریاد می‌باشد. در این شکایت یک تناقض دیگر نیز وجود دارد. چون در جایی گفته است یک ساعت قبل از انتشار با<a href="http://eskafi.com"> آقای اسکافی</a> تماس گرفته و گفته اسم من را حذف کنید و در جایی دیگر بیان داشت در همان ابتدا گفته است که نام من را نبرید.              
  ðدر مورد بیانیه‌ای که به تازگی صادر کردند، نکات جالبی وجود دارد. از جمله این‌که شنیده می‌شود جناب آقای قائم‌پناه (سردبیر فریاد) چند هفته‌ای است که در دانشگاه حضور ندارد. پس چگونه وی بیانیه می‌نویسد و در دانشگاه توزیع می‌کند؟
نکته‌ی دیگر در مورد امضا‌های زیر این بیانیه است. با کمی دقت می‌توان به راحتی به شباهت دو خط امضاهای پای این بیانیه پی‌برد. خط‌خوردگی که در مورد کلمه نشریه وجود دارد نیز برای پی‌بردن به شباهت این دو خط، نکته‌ی جالب توجه‌ای است. چگونه است که خط این دو نفر  چنین شبیه به هم است؟
در خارج از گود نیز برخی هیزم به آتش این ماجرا افزودند تا بلکه کسانی را که تا به حال نتوانستند در جنگ عقلانیت و با سلاح فکر شکست دهند با این بی‌عدالتی بسوزانند. نشریه "خیمه" با صاحب‌امتیازی »کانون فرهنگی،‌ اجتماعی نهاد رهبری« به صورت کاملاً حساب شده‌ای با عنوان »توهین به مقدسات در دانشگاه سیستان و بلوچستان و روایت انحرافی دیگر«به گمان خودشان زیرکانه »روایت انحراف« می‌نویسند. با استفاده از یک سری برداشت‌های مغرضانه و شخصی روایت انحراف نشریه "قلم انجمن" و بعد هم "پنجره" را می‌نویسند و سپس ماجرای نشریه "فریاد" را آغاز می‌کنند و می‌نویسند »چه الحادي بالاتر از توهین به علی و اولاد او« که در نوع خود یک شرک محسوب می‌شود و علی را بالاتر از خدای پنداشتن است. در آخر می‌نویسد که »حامد سالاری« نمی‌تواند چنین مطالبی را بنویسد و عوامل پشت‌پرده وجود دارد و ذهن خواننده را به دو نشریه "<a href="http://ghalamusb.wordpress.com">قلم انجمن</a>" و  "<a href="http://eskafi.com/panjere">پنجره</a>" منحرف می‌کند تا شاید به مقصود خود برسد. 
 این نشریه نوشته بود که مسؤولان نشریه "فریاد" به بند 12 احکام انضباطی محکوم شدند که این خبر توسط مسؤولان کمیته انضباطی تکذیب شد. با چنین خبری می‌خواستند به دانشجویان تلقین کنند که مسؤولان نشریه به سزای اعمال خود رسیدند و تنها عوامل پشت‌پرده ماندند که آن‌ها باید به سزای اعمال خود برسند. اما زهی خیال باطل! پرده‌ای نیست که پشت‌پرده‌ای باشد. جالب این است که کمیته‌ انضباطی متن شکایت را به ما نداده و گفته‌اند که محرمانه است؟  ولی چند خط کوتاه اظهارت من در کمیته انضباطی را روز بعد در مسجد می‌خواندند تا علیه انجمن اسلامی طیف علامه امضا جمع کنند. این هم از صداقت و بی‌طرفی کمیته انضباطی!
]]>
      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>اعلام موجودیت گروه 88 دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان حامیان محمد خاتمی</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hmp.eskafi.com/2009/01/88_group.html" />
   <id>tag:hmp.eskafi.com,2009://4.531</id>
   
   <published>2009-01-04T09:08:48Z</published>
   <updated>2009-01-04T09:16:21Z</updated>
   
   <summary>ما دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان، با توجه به روند نگران‌کننده‌ی وقایع چند سال اخیر در کشور، چه در زمینه‌ی تهدیدهای روزافزون خارجی و چه در زمینه‌ی مسائل داخلی، به ویژه سیاست‌هایی محدودکننده در دانشگاه‌ها، چه از حیث برخورد با...</summary>
   <author>
      <name>علی باقری</name>
      <uri>http://faraya.wordpress.com</uri>
   </author>
   
      <category term="**آزادي**" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   <category term="80" label="خاتمی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   <category term="325" label="ستاد 88" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hmp.eskafi.com/">
      <![CDATA[ما دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان، با توجه به روند نگران‌کننده‌ی وقایع چند سال اخیر در کشور، چه در زمینه‌ی تهدیدهای روزافزون خارجی و چه در زمینه‌ی مسائل داخلی، به ویژه سیاست‌هایی محدودکننده در دانشگاه‌ها، چه از حیث برخورد با دانشجویان و اخراج استادان فرهیخته‌ی دانشگاه‌ها، و چه از حیث تصویب آیین‌نامه‌های محدودکننده‌ی فعالیت‌های دانشجویی، بیش از هر زمان دیگری لزوم تغییر در سیاست‌های موجود را احساس می‌کنیم و با توجه به این که سوابق سیاسی و فرهنگی جناب آقای خاتمی در دوران بی‌نظیر اصلاحات نشان داده است که وی بیش از هر شخصیت دیگری، می‌تواند تحول‌ساز باشد و در میان رجال سیاسی کشور ثابت کرده است که بیش از دیگران پای‌بند و معتقد به اصول دموکراسی و بیانیه حقوق بشر است، خواسته‌ی ما که برگرفته از نگرانی‌های عمیق نسبت به منافع ملی و سرنوشت میهن عزیز است، این است که ایشان هرچه سریع‌تر حضور خود را در عرصه‌ی انتخابات سرنوشت‌ساز ریاست‌جمهوری اعلام کنند. تأخیر و انصراف از چنین امر خطیری بی‌گمان خسارات جبران‌ناپذیری را در پی خواهد داشت. باشد که ایران بار دیگر بتواند جایگاه محترم و شایسته‌ی خود را بازیابد.

ایمان آذرکیش - <a href="http://eskafi.com">ابراهیم اسکافی</a> - حامد افراسی - محسن افشاریان - محسن اکبریان - مهدی اللهیاری - رضا امیرزاده - مجتبی ایزک شیریان - <a href="http://faraya.blogfa.com">علی باقری</a> - بهنام براهویی - عبدالرحمن بستان - امیر بنی‌اسدی - رضا بوستانی - حمزه بهره‌ای - مریم بهفروز - سیامک پژمان‌فر - مرتضی پوریامنش - علی تقدسی - محمد ثابت - کامران ثابتی - فرزاد جعفری - کامران جلیل - حاتم جمشیدی - خیرالله حسین‌بر - <a href="http://siahosepeed.blogspot.com">شهریار حسین‌بر </a>- قادر حسینی - قاسم حسینیا - حبیب خدری - زینب داوری - محمد درخشان - اسماعیل دودمان - احسان رامز - عابد رجحانی - قنبر رشیدی - جواد رضایت - حسام‌الدین رضایی - محمد زمانی - صادق ستوده - اکبر سعیدی - نوید سیدآقایزدی - فرهاد شاه‌مرادلو - میثم شمسی - صمد صادقی - جعفر صالحی - حمید صفرزاده - حسین طاهری - علمدار عبداللهی - جهانگیر عرب - احسان عزیزی - حامد عشایروند - محمدرضا عظیمی - حمزه علی‌زاده - مرتضی علی‌زاده - احد علی‌نجاتی - محمد غم‌گشا - بهنام غیادی - سکینه فرسنگی - محمدرضا کرمی - حسین گریوانی - حسین فدایی - سینا قاسمی - وحید قزلسفلی - فرید کرمی - حامد کریم‌قاسمی - محسن کریمی - عبدالرضا کلمرزی - داود کیشکوری - حمید گلی‌پور - محمدرضا لطفی - آرزو لهراسبی - سلمان محمودزهی - سعید مرزبان - سامان مهران - عبدالعظیم معصومی - محمود موحدی‌تبار - کمال‌الدین میرزاعلی - مجتبی میری - حوا نارویی - سمیه نجفی - محمد نداف - علی نظری خیرآبادی - علی نمازی - حسین نوروزی - نرجس نوری - یاسر وحیدی‌نیا - مسعود هدایتی‌پور - میلاد همتی‌پور - صابر یوسفی]]>
      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>کاغذ اخبار شماره پنجاه و یکم</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hmp.eskafi.com/2009/01/kaghaz_akhbar_51.html" />
   <id>tag:hmp.eskafi.com,2009://4.530</id>
   
   <published>2009-01-04T08:46:27Z</published>
   <updated>2009-01-04T09:07:59Z</updated>
   
   <summary>9 دی 1387 29 دسامبر 2008 12 صفحه صفحه اول خاتمی: دعوت مردم را جدی گرفتم حکم انضباطی برای 10 دانشجوی دانشگاه سرمقاله در دفاع از دموکراسی- بخش اول دانشگاه تشکیل ستاد 88 در دانشگاه انتشار نشریه فریاد و و...</summary>
   <author>
      <name>علی باقری</name>
      <uri>http://faraya.wordpress.com</uri>
   </author>
   
      <category term="علی باقری" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   <category term="278" label="کاغذ اخبار" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hmp.eskafi.com/">
      <![CDATA[9 دی 1387
29 دسامبر 2008
12 صفحه

<a href="http://eskafi.com/pdf/kaghazakhbar51.pdf"><img alt="کاغذ اخبار 51" src="http://eskafi.com/pic/kaghazakhbar51.jpg" border="1" width="303" height="435" /></a>

<strong>صفحه اول</strong>
<blockquote>خاتمی: دعوت مردم را جدی گرفتم 
حکم انضباطی برای 10 دانشجوی دانشگاه </blockquote>
<strong>سرمقاله</strong>
<blockquote>در دفاع از دموکراسی- بخش اول</blockquote>
<strong>دانشگاه</strong>
<blockquote>تشکیل ستاد 88 در دانشگاه
انتشار نشریه فریاد و و اکنش‌ها
لغو امتیاز نشریه دانشجویی فریاد</blockquote><strong>یادداشت</strong>
<blockquote><a href="http://hmp.eskafi.com/2009/01/on_committee2.html">دانشگاه نیازی به داروغه ندارد</a>
 <a href="http://hmp.eskafi.com/2009/01/on_committee.html">نقدی بر کمیته‌ی انضباطی و جایگاه آ‌ن‌ در دانشگاه‌ها</a>
<a href="http://hmp.eskafi.com/2009/01/freedom_against_crisis.html">آزادی حداقل برای جلوگیری از بحران</a>- کامران جلیل
<a href="http://hmp.eskafi.com/2009/01/on_student_society_58.html">پیریت! طلای احمقان</a> (پروسه‌ی هویت‌سازی انجمن‌ اسلامی مستقل یا 58)
<a href="http://hmp.eskafi.com/2009/01/against_magazines.html">موضع مسؤولان دانشگاه و تشکل‌های ارزشی : حمایت از شب‌نامه‌ها، حمله به روزنامه‌ها</a>
<a href="http://hmp.eskafi.com/2009/01/andishe_no_magazine.html">نگاهی به نشریه‌ی اندیشه‌ نو</a>- بهروز گراوند
<a href="http://hmp.eskafi.com/2009/01/four_years_achivements.html">دستاوردهای چهارساله دانشگاه</a>- میثم شمسی
بازتاب تجمع در نشریات دانشجویی- خبرنامه هم‌پیمانان
دیگر باید سکوت را شکست ـــ شهریار حسین‌بر
بخش‌هایی از شیوه‌نامه اجرایی کمیته‌ انضباطی</blockquote><strong>سیاست</strong>
<blockquote><a href="http://eskafi.com/2008/12/obama_and_iran.html">اوباما و ایران</a>- سوزان دی‌مگیو- برگردان: ابراهیم اسکافی 
در نکوهش پرتاب لنگه کفش</blockquote>
<strong>ادبیات</strong>
<blockquote><a href="http://eskafi.com/2008/12/good_bye_short_story.html">خداحافظ تا فردا</a>
آدم‌های خیالی</blockquote>
<strong>اخبار</strong>
<blockquote>پاپ خواستار صلح در خاورمیانه شد
احضار 35 دانشجوی دانشگاه شیراز به کمیته انضباطی
موافقت با مطالبات دانشجویان دانشکده‌ی داروسازی شیراز
آیت‌الله صافی گلپایگانی: کنترل جمعیت برای آینده تشیع یک تهدید است
9 تن در زندان اوین اعدام شدند
احتمال راه‌اندازی ستاد اصلاح‌طلبان پس از دهه اول محرم
حمله به خاتمی از تریبون نماز جمعه مشهد
هاشمی: من و برادرم کاندیدا نخواهیم شد
پروژه جلوگیری از فعالیت‌های حامیان خاتمی</blockquote>
]]>
      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>دستاوردهای  چهار‌ساله‌ی دانشگاه</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hmp.eskafi.com/2009/01/four_years_achivements.html" />
   <id>tag:hmp.eskafi.com,2009://4.529</id>
   
   <published>2009-01-04T08:36:32Z</published>
   <updated>2009-01-04T08:40:21Z</updated>
   
   <summary>یک روز صبح که از خواب بیدار شدم دیدم که تمام دانشگاه بسیج شده تا دستاوردهای دانشگاه را به نمایش بگذارد. چادرهای متعدد و سلسله غرفه هایی در پشت مسجد قائم (مهندسی) بر پا شده تا محیطی را برای نمایش...</summary>
   <author>
      <name>میثم شمسی</name>
      
   </author>
   
   <category term="323" label="اداره امور فرهنگی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hmp.eskafi.com/">
      یک روز صبح که از خواب بیدار شدم دیدم که تمام دانشگاه بسیج شده تا دستاوردهای دانشگاه را به نمایش بگذارد. چادرهای متعدد و سلسله غرفه هایی در پشت مسجد قائم (مهندسی) بر پا شده تا محیطی را برای نمایش دستاورد های دانشگاه آماده کند.
نگاهم بی اختیار به تابلوهای نمایشگاه افتاد: «امور فرهنگی دانشگاه برگزار می‌کند؛ دستاورد‌های چهار ساله‌ی دانشگاه سیستان و بلوچستان». کمی که دقت کردم متوجه کلمه‌ی چهار ساله شدم. نمی دانم چرا فقط باید دستاورد های چهار ساله‌ی دانشگاه به نمایش گذاشته شود هر چه فکر کردم دلیل مناسبی نیافتم ولی حالا که فکر می کنم یادم می‌آید که یکی از دانشجویان که مثل بنده متحیر از این الفاظ شده بود به دوستش می‌گفت: «خوب چه اشکالی دارد جناب آقای کروبی هم برای انتخابات ریاست جمهوری آینده اعلام نامزدی کرده و شاید هم شروع به تبلیغات.» ولی من نفهمیدم یعنی چه؟ (که بدین وسیله از شما خواننده محترم تقاضا دارم ترجمه‌ی این عمل نامفهوم را برای 
رفع ابهام ما به دفتر نشريه ارسال كنند)خوب بگذریم، بعد از کلاس که داشتم برمی‌گشتم به خودم گفتم بروم ببینم چه خبر است؟ بعد از سه چهار غرفه‌ی خالی از سکنه در غرفه ی پنجم یا ششم بود که موفق به رویت یک موجود زنده شدم که در حال اتصال تکه پارچه‌های زرد رنگ به چادر مشکی غرفه بود. با خودم گفتم عجب!(با کسب اجازه از صاحب امتیاز الفاظ) جلوتر وضعیت کمی بهتر بود در غرفه‌ی کانون موسیقی کمی حرکت انسانی مشاهده کردم ولی بعد از آن تا آخر جز میز‌هایی که بر آن چند جلد کتاب (آن هم با فاصله) چیده شده چیزی ندیدم (از مسئول غرفه‌هایی که در آن، جز این بود غذر خواهی می‌کنم آخر من با دو چشم خود بیش از این ندیدم.)
 در آخر صف طویل غرفه ها چند نفر از بچه‌های انجمن اسلامی را دیدم که در آخرین غرفه دور هم جمع شده بودند. وقتی علت را جویا شدم این گونه جواب شنیدم:«ما تفاضای غرفه کرده ایم ولی به دلیل نصب لامپ‌های مشکی با تقاضای ما مخالفت شده». با خودم گفتم مگر از این انجمن بی بخار جز چاپ یکی دوتا نشریه ویا جلسات معرفی کتاب انجام شده که منکر انجام کار  فرهنگی این گروه هستند.
 و باز با خودم گفتم: عجب! 
روز که می‌خواست جای خود را به شب دهد با باد و طوفان بدرقه شد. بنده برای حمایت از غرفه‌هایی که به دلیل عوامل طبیعی و جوی خسارت دیدند از مسؤولان تقاضای کمک می‌کنم گر چه می‌دانم جواب ما جز: «بررسی خواهد شد!» چیزی نیست و باید به فکر گلباران دانشجویی بود. بگذریم فردای آن روز باران به باد نیز افزوده شد و زمین با آسمان قرار بست که دانشگاه از ارائه‌ی دستاوردهای چهار ساله خود باز بماند! در این مدتی که در دانشگاه سیستان و بلوچستان به سر می‌برم نه دیده و نه شنیده بودم که در زاهدان این گونه زمین و زمان علیه چیزی قیام کنند، به مدت چهار یا پنچ روز این قضیه‌ی باد و باران ادامه داشت. با خودم گفتم: عجب!
تا این‌که بالاخره هوا نیز خسته شد و باد و باران قطع شد، این بار وقتی از جلو غرفه‌ها می‌گذشتم صندلی وارنه‌ای را دیدم که تا زانویش در آب بود و داربست هایی که حوصله‌یشان سر رفته بود و چادرهایی که خسته بودند! چون درگیر درس‌ها بودم نفهمیدم پایان دستاوردهای چهار ساله چه شد! تا اینکه بعد از چند روز یکی از دوستانم را دیدم که بی اختیار می‌خندد علت را جویا شدم گفت:«رفته بودیم از دستاورد های چهار ساله‌ی دانشگاه بازدید کنیم ولی دیدم که انگار این غرفه‌ها بودند که ذوق زده شده بودند ناگهان یکی از دوستان که مسؤو ل یکی از معدود غرفه‌های دارای سکنه بود یقه‌ی ما را گرفت و انداخت در یکی از غرفه‌ها که جلومان چند تا کتاب و پشت سرمان چند تا عکس و نمودار چسبانده بودند و به ما گفت که هر که آمد لبخند بزنید، ما هنوز خودمان را جمع نکرده بودیم که دیدیم هیأتی با جلوداری جناب آقای اکبری در حال بازدید از نمایشگاه هستند ما نیز طبق عادت با تبسمی خدمت آقای دکتر سلامی عرض کردیم و به ادامه‌ی جمع کردن خودمان پرداختیم. من نیز با خود گفتم: عجب!
      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>پیریت! طلای احمقان</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hmp.eskafi.com/2009/01/on_student_society_58.html" />
   <id>tag:hmp.eskafi.com,2009://4.528</id>
   
   <published>2009-01-04T08:26:10Z</published>
   <updated>2009-01-04T08:34:11Z</updated>
   
   <summary>پروسه‌ی هویت‌سازی انجمن‌ اسلامی مستقل یا 58 این مطلب را برای دانشجویان جدید و کسانی می‌نویسم که نشریات سال 85 را مطالعه نکرده‌اند. یادداشت خود را با یک مقدمه و سوآلی طولانی آغاز می‌کنم؛ در سال 84 با روی کار...</summary>
   <author>
      <name>کامران جلیل</name>
      
   </author>
   
   <category term="74" label="انجمن اسلامی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   <category term="317" label="انجمن اسلامی 58" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   <category term="133" label="تحکیم وحدت" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hmp.eskafi.com/">
      <![CDATA[<strong>پروسه‌ی هویت‌سازی انجمن‌ اسلامی مستقل یا 58</strong>

این مطلب را برای دانشجویان جدید و کسانی می‌نویسم که نشریات سال 85 را مطالعه نکرده‌اند.
یادداشت خود را با یک مقدمه و سوآلی طولانی آغاز می‌کنم؛ در سال 84 با روی کار آمدن دولت احمدی‌نژاد، فضا برای فعالیت‌ منتقدان دگرگون شد و عرصه فعالیت انتقادی بر همگان تنگ شد. در خارج از دانشگاه مطبوعات منتقد توقیف شدند و اجازه‌ی چاپ به بسیاری از کتب داده نشد. بسیاری از اساتید دگر اندیش از دانشگاه اخراج و یا به صورت اجباری بازنشست شدند. 
در دانشگاه‌ها نیز وضعیت بدتر از این شد. انجمن‌های اسلامی که بعد از دهه‌ی هفتاد از فعالیت‌های احساسی و انقلابی خود دست برداشته و به سمت عقلانیت روی آورده بودند و اساس کار خود را انتقاد از وضعیت موجود برای توسعه و مدنیت در جامعه قرار داده بودند، از دم تیغ دلت نهم در امان نماندند و بسیاری از دفاتر این تشکل‌ها در دانشگاه‌ها بسته و حتا تخریب شد! و با انتصاب افرادی که سابقه‌ی فعالیت‌های امنیتی داشتند در مقام ریاست دانشگاه‌ها، دانشگاه را به یک پادگان نظامی تبدیل کردند تا به‌جز بله‌ و قربان‌چشم، چیزی از دانشجویان نشنوند.
در چنین فضای خفقان‌آوری بود که شنیده می‌شد یک انجمن‌ اسلامی مستقل و منتقدی در دانشگاه شکل می‌گیرد.(؟!) تعجب همگان برانگیخته شد که مگر انجمن‌های فعلی(طیف علامه دفتر تحکیم وحدت) مستقل و منتقد نیست  که یک انجمن دیگر نیز در دانشگاه‌ها به پا شود؟! 
برای روشن شدن افکار عمومی دانشجویان،گاهی قلم به‌ دست گرفتیم و ماهیت و سازوکار این تشکل را به دانشجویان نشان دادیم و بر همگان ثابت شد که این تشکل که به‌ناحق از نام انجمن اسلامی سوءاستفاده کرده است، مستقل بودن در مورد آن صدق نمی‌کند وحتا منتقد بودنش هم در مورد خصومت‌های شخصی بروز پیدا کرده است. و با توجه به برنامه‌هایی که در دانشگاه اجرا کرده‌اند و عدم استقبال دانشجویان از این برنامه‌ها، نداشتن پشتوانه دانشجویی این تشکل نیز برملا شد.
حال سوآل این است؛ چگونه با یک عقل سلیم می‌توان قضاوت کرد که دولت و نظامی که در حین سرکوب کردن انجمن‌های اسلامی آن هم به دلیل انتقاد، مجوز تأسیس یک انجمن اسلامی دیگر را می‌دهد و آن هم از نوع مستقل و منتقد آن؟!
در چنین فضای بسته‌ای دست کدامین قدرت از این دانشجویان حمایت می‌کرد تا این تشکل را تأسیس کنند؟
و آیا منطقی است وزارتی که دفاتر انجمن‌های اسلامی را با بولدزر تخریب می‌کند، به دانشگاه اجازه بدهد که برای تأسیس این انجمن‌ها مجوز صادر کند؟
آری هیچ انسان عاقلی چنین قضاوت غلطی را انجام نمی‌دهد. این تشکل که موجودیت خود را مدیون سوم تیر 84  است، توسط افرادی به وجود آمد که هرکدام سرخورده از یک تشکل وابسته دیگر بودند و به دور هم جمع شدند و بدون هیچ‌گونه ایدئولوژی و جهان‌بینی مشخصی و تنها با خط‌گیری از نهاد‌های دیگر در این فضای مسموم این انجمن را تشکیل دادند.
این تشکل در مدت موجودیت خود برنامه‌هایی برگزار کرده است تا هویتی برای خود کسب کند. ولی از آن‌جایی که هویت خریدنی نیست در این کار با شکست مواجه شدند و در یک حرکت کاملاً ماکیاولیستی و غبراخلاقی نام تشکل خود را از انجمن اسلامی مستقل به  انجمن اسلامی 58 تغییر دادند. در صورتی که عدد 58 به هیچ وجه من‌الوجود با این تشکل هم‌خوانی ندارد. در اصل سال تأسیس  انجمن‌ اسلامی دفتر تحکیم وحدت دانشگاه سیستان و بلوچستان است. 
این جماعت با این تفکر که در آینده بتوانند به دروغ خود را انجمن اسلامی برحق بخوانند، دست به چنین کار ناشایستی زدند و با دلایل واهی و غیر منطقی قصد دارند کار خود را توجیه کنند. ولی شاید این را نمی‌دانند که یک تشکل وقتی با دولتی می‌آید با همان دولت نیز می‌رود. جالب این است که این تشکل خود را مستقل می‌داند ولی در شورای مرکزی آن اعضای فعال دیگر نهادها و فراتشکل‌ها به راحتی وارد می‌شوند.
در شماره‌ی 43 کاغذ اخبار نیز مطلبی در مورد این تشکل نوشتم و حقایقی نیز در مورد این تشکل روشن شد. فکر می‌کردم که این تشکل بی‌ریشه حد خود را بداند و پا را فراتر نخواهد گذاشت ولی با کمال تعجب بعد از مدتی سکوت، این تشکل دوباره جریان هویت‌سازی خود را شروع کرد و در چند روز اخیر بیانیه‌ای صادر کرده است که قابل تأمل است.
این بیانیه که هدف آن فقط ابراز وجود و ثبت کردن نام خود در ذهن دانشجویان است، در آغاز به ستایش از فضای انتقادی و تضارب‌آرا می‌پردازد و سپس خود را در میان تشکل‌ها حَکَم می‌کند و دعوت به هم‌اندیشی می‌کند.
در جواب باید بگویم که انجمن اسلامی 58 در حدی نیست که چنین پیشنهادی بدهد و از طرفی حسن نیت این تشکل هنوز برای افکار دانشجویان روشن نشده است. و هم‌اندیشی هنگامی معنا پیدا می‌کند که طرفین نقاط مشترکی داشته باشند. هم‌اندیشی با آن‌هایی که از نسل کسانی که قرآن برسرنیزه کرده‌اند و از احساس مذهبی مردم سوءاستفاده کردند و هم‌اکنون خود نیز با سوءاستفاده ابزاری از دین و مذهب مردم با چنین کار غیراخلاقی به راه خود ادامه می‌دهند، بی‌معناست.
هم‌اندیشی با کسانی که خود را دانشجو می‌دانند و از طرفی دیگر با نهادهای قدرت برای سرکوب و منزوری کردن جنبش 
دانشجویی نشست دارند و خواسته‌های اکثر دانشجویان را به بهانه‌های خرافی و کج‌اندیشی خود به باد تمسخر می‌گیرند، معنای ندارد.
حوادث اخیر که در دانشگاه به وجود آمده فقط به خاطر ضایع شدن حقوق دانشجو و خواسته‌های صنفی آن‌ها بود و به همت دانشجویان به بار نشست و پیروزی بزرگی نصیب آن‌ها شد. 
حال آن‌هایی که در مقابل این خواسته‌ها ایستادگی کردند و هر روز به طرف سازمان مرکزی دانشگاه می‌روند و خواهان برخورد شدید با دانشجویان متحصن هستند باید از دانشجویان عذر‌خواهی کنند و ما را با این جماعت که خواهان اندیشه و عمل حذفی هستند نقطه‌ی مشترکی نیست که هم‌اندیش کنیم.
ما در این موارد نیاز به هیچ‌گونه هم‌اندیشی نمی‌بینیم، چون طرف مقابل خود اندیشه‌ ندارد و با خط گیری از بالا فعالیت می‌کنند؛ و از طرفی با کسانی که اعتقاد به هم‌اندیشی ندراند و ساعتی بعد تمام اندیشه‌های این هم‌اندیشی را در اختیار امنیتی‌ترین نهادهای کشور قرار می‌دهند نمی‌توان هم‌اندیشی کرد. در پایان بگویم که ما ابوموسی اشعری نیستیم و نیازی هم به عمرو عاص‌‌های زمانه برای حکمیت نداریم. ما به جنگ اندیشه اعتقاد داریم و اندیشه‌های خود را از طریق نشریات به دانشجویان ارائه می‌دهیم تا آن‌ها در این مورد قضاوت کنند·]]>
      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>آزادی حداقل برای جلوگیری از بحران</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hmp.eskafi.com/2009/01/freedom_against_crisis.html" />
   <id>tag:hmp.eskafi.com,2009://4.527</id>
   
   <published>2009-01-04T08:22:34Z</published>
   <updated>2009-01-04T08:25:14Z</updated>
   
   <summary>یکی ار مسائل فعلی دانشگاه از دید دانشجویان جلوگیری از روابط دختر و پسر است¹. اگر چه در تمام دانشگاه‌ها این مسأله کمابیش وجود دارد ولی در دانشگاه ما خصوصاً در این چند روز اخیر به‌صورت ویژه‌ای اجرا شده است....</summary>
   <author>
      <name>کامران جلیل</name>
      
   </author>
   
      <category term="**آزادي**" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   <category term="107" label="کمیته انضباطی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   <category term="315" label="آزادی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hmp.eskafi.com/">
      یکی ار مسائل فعلی دانشگاه از دید دانشجویان جلوگیری از روابط دختر و پسر است¹. اگر چه در تمام دانشگاه‌ها این مسأله کمابیش وجود دارد ولی در دانشگاه ما خصوصاً در این چند روز اخیر به‌صورت ویژه‌ای اجرا شده است. در این‌جا از دیدگاه آزادی فردی به این مسأله، جلوگیری از آن و عواقب بعد از آن می‌پردازم. 
از دیدگاه نگارنده هر فردی مسؤول روابط خود با دیگران است و هیچ‌کس در هیچ مقامی نمی‌تواند و نباید در روابط فردی و خصوصی شخص دیگری دخالت و تجسس کند. 
با توجه با این که روابط دختر و پسر از نظر قانون جرم نیست ولی در دانشگاه به محض این‌که دختر و پسری روی یک نیمکت نشستند و یا در حال قدم زدن هستند، افرادی که معمولاً برای دانشجویان شناخته شده‌اند به آن‌ها مراجعه می‌کنند و بعد از پرسیدن نسبت خانوادگی و فامیلی آ‌ن‌ها، از آن‌ها کارت شناسایی درخواست می‌کنند!! که در صورت تکرار این موضوع به کمیته‌ی انضباطی احضاز می‌شوند و حتا احکام انضباطی نیز برای آن‌ها صادر می‌شود!
همان‌طور که گفته‌ام، از نظر من به دلایل مختلف این کار صحیح نیست. زیرا هر انسانی مسؤول روابط خود می‌باشد و خود تشخیص می‌دهد که با چه کسی رابطه داشته باشد. از طرفی هنگامی شخصی جرم انجام ‌دهد و مستحق حکم انضباطی است که حقوق فرد یا افرادی را پای‌مال کرده باشد و کسی نیز از وضعیت به‌وجوآمده شاکی باشد و آن‌گاه با مراجعه به مراجع ذی‌صلاح به شکایتش رسیدگی می‌شود. ولی در این رابطه هیچ‌کدام از طرفین شاکی نیستند. دلیل دیگر این است که یک دختر و پسر در دیدِ عموم هستند و نمی‌توانند هیچ‌گونه رابطه‌ی نامشروعی داشته باشند. پس چرا با آن‌ها برخورد‌های تندی داشته‌ باشیم و در کار آن‌ها تجسس کنیم؟ و معتقدم چنین روابط و صحبت بین این دختر و پسر در فضای دانشگاهی نیز حسن دارد. زیرا باعث می‌شود که طرفین از دنیای بیرونی خود، آگاه شوند و دیگر شاهد اغفال دختران به دلیل آگاه نبودن به اخلاق و رفتار مردان و بالعکس نباشیم. 
این تذکرات و تجسسات در امور روابط دختر و پسر، به جای این‌که مانع از خطای احتمالی این افراد شود، اثر سوء دارد و به خطای بزرگ‌تری از سوی طرفین می‌انجامد. 
در چنین شرایطی که دانشجویان برای ارتباط با هم در دانشگاه شرایط را مناسب نمی‌بینند، اجباراً به بیرون از دانشگاه می‌روند تا از زیر بار این فشار و تجسس و محدودیت‌ها درامان باشند و در پارک‌ها، کافی‌شاپ‌ها و مکان‌های تفریحی خارج از دانشگاه‌ها با هم ملاقات می‌کنند که در زاهدان به دلایل متعددی از جمله موقعیت جغرافیایی و عدم امکانات مناسب و محیطی سالم، مسأله حاد‌تر می‌شود. زیرا رفتن به کافی‌شاپ‌ها و مجتمع‌های تفریحی هزینه‌های سنگینی را برای دانشجویان به همراه دارد. از طرفی دیگر ذهنیت شهرواندان زاهدانی و فضای فرهنگی این شهر نیز چنین مسألی را بر نمی‌تابد و در برابر این‌گونه مسائل واکنش‌های تندی را از خود بروز می‌دهند.  
بنابراین ناچار می‌شوند به خانه‌های دانشجویی و مکان‌های نامناسب و بسته‌ای که تعداد آن‌‌ها هم کم نیست روی آورند که در نوع خود خطرناک و آسیب‌های جدی برای جامعه به وجود می‌آورند. ضریب به خطا رفتن در چنین مکان‌هایی بسیار بالا است. در این فضای بسته به دلیل این‌که دیگر دیدِ عموم وجود ندارد و خیال این‌که شاید دیگر این شرایط فراهم نشود، باعث به‌وجود آمدن روابط نامشروعی می‌شود که از دید جامعه و شرع کاملاً نکوهیده است. و این خود می‌تواند منجر به بیماری‌ها، آسیب‌ها و معضلات اجتماعی، قتل‌های ناموسی و مسائل بحرانی دیگری برای افراد و کل جامعه گردد. از طرفی دیگر همین مکان‌های نامناسب و بسته‌ به یکی از پایگا‌های اصلی در به دام انداختن جوانان در منجلاب‌های اعتیاد، فحشا، قاچاق انسان، بحران‌‌های روانی و شخصی و ... هستند.
پس بیاید با تساهل نسبت به روابط دختر و پسر  بنگریم تا شاهد این مشکلات، آسیب‌ها و بحران‌های بزرگ نباشیم و یا فردا حضانت کودکانی را قبول نکینم که ممکن است به خاطر این سخت‌گیری‌ها و ایجاد محدودیت‌های بی‌اساس متولد شده‌اند·
1منظور نگارنده از روابط دختر و پسر همان روابط انسانی در حد صحبت کردن و در کنار هم بودن در فضای دانشگاه می‌باشد و روابط نامشروع از نظر قانون مد نظر نیست.  
      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>نگاهی به نشریه اندیشه نو</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hmp.eskafi.com/2009/01/andishe_no_magazine.html" />
   <id>tag:hmp.eskafi.com,2009://4.526</id>
   
   <published>2009-01-04T08:06:16Z</published>
   <updated>2009-01-04T08:08:58Z</updated>
   
   <summary> بهروز گراوند* «در حد آرزو‌هایت تلاش کن یا در حد تلاشت آرزو کن« (شکسپیر) نشریات انجمن‌های علمی معرف علم و سطح سواد گروه‌های مربوطه می‌باشند. اخیراً شماره‌ای از نشریه «اندیشه نو» وابسته به انجمن علمی گروه تاریخ چاپ شده...</summary>
   <author>
      <name>علی باقری</name>
      <uri>http://faraya.wordpress.com</uri>
   </author>
   
      <category term="علی باقری" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   <category term="72" label="نشریات دانشجویی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   <category term="314" label="اندیشه نو" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hmp.eskafi.com/">
      <![CDATA[ بهروز گراوند*

«در حد آرزو‌هایت تلاش کن یا در حد تلاشت آرزو کن« (شکسپیر)
نشریات انجمن‌های علمی معرف علم و سطح سواد گروه‌های مربوطه می‌باشند. اخیراً شماره‌ای از نشریه «اندیشه نو» وابسته به انجمن علمی گروه تاریخ چاپ شده است که تمام نشریات دانشگاه را زیر سوال برد و من را موظف به نوشتن این مطلب کرد.
ملاکِ دادن مجوز انتشار به نشریات چیست که افرادی نا‌آگاه در این حوزه به خود جسارت می‌دهند بدون تجربه و آگاهی از اصول نشریاتی به چاپ و نشر اقدام کنند؟ آیا گروه تاریخ و دانشجویان تاریخ این‌قدر بی‌بضاعت هستند که نشریه‌ای چون »اندیشه‌ نو«‌را به چاپ رسانند؟ من به عنوان یک دانشجوی تاریخ خود را بسیار خوار و حقیر دیده‌ام و در ذیل به عنوان نقد این نشریه می‌پردازم. امیدوارم که این مطلب، گامی برای استفاده بهتر از امکانات فرهنگی‌مان باشد.
- اولین مسأله طرح جلد می‌باشد؛ آیا مفرغی از لرستان که در وسط صفحه سفید آمده و با تیتر درشت برروی آن اندیشه نو را نوشته‌اید با تاریخ اروپا یا تاریخ نیشابور یا شناخت اصطلاحات تاریخی و یا شب یلدا (که مطالب این نشریه بودند) ربطی دارد؟
در نشریه‌ای که یک خط در مورد پیش از تاریخ نیامده به چه دلیل مفرغی از لرستان را در صفحه اول و آن هم بدون هیچ‌گونه کار گرافیکی آورده شده است و بر روی آن اندیشه نو نوشته شده است؟
- فونت مطالب نشریه 16 یا 17 می‌باشد و هم‌چنین نوع خط هم متفاوت است این کار، آیا دلیلی به‌جز پر کردن صفحات با مطالب کم، چیز دیگری می‌تواند داشته باشد؟ یا این‌که خوانندگان را کور فرض کرده‌اید؟
آیا تاریخ چندهزارساله ما و جهان نمی‌تواند به اندازه‌ی 8 صفحه مطلب داشته باشد؟ 
- آیا صفحه‌آرایی نشریات را نگاهی کرده‌اید؟ شاید هم خواسته بودید تا نوع‌آوری کنید. اندیشه‌ی نو را رها کرده و به صفحه‌آرایی نو پرداخته‌اید.
(عدم ستون‌بندی - نداشتن لید برای مطالب- زمینه کاملاً سیاه که خواندن مطالب را دشوار کرده است- ایرادات تایپی و غلط‌های املایی زیاد از جمله ضعف‌های نشریه در این زمینه می‌باشند.)
- در مورد مطالب؛ بعضی از این مطالب اشتباه ذکر شده‌اند و هیچ طرح نو و نگاه علمی در این نشریه دیده نمی‌شود. مطلب «ایران من» عیناً در اینترنت وجود دارد. «چرا تاریخ» رونوشتی از نویسنده ذکر شده  است که این امر هیچ‌گونه گردآوری نبوده و تنها می‌توانید بگویید که رونوشت خانم «جاشی» نه گردآورنده.
آقای احسان ابراهیمی، این اصطلاحات هیچ‌کدام تاریخی نبوده و همه سیاسی می‌باشند. اصطلاحات تاریخی با این اصطلاحات سیاسی متفاوت است که البته همین را هم به درستی نیاورده‌‌اید.
متن شب یلدا نیز مانند «ایران من» برگرفته از اینترنت است و این دفعه بدون ذکر نام نویسنده‌ی اصلی و تنها اثر فکری خانم «بازگیری» جمله «هر شب‌تون یلدا» می‌تواند باشد·

<small><em>*دانشجوی رشته‌ی تاریخ</em></small>]]>
      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>موضع مسؤولان دانشگاه و تشکل‌های ارزشی:  حمایت از شب‌نامه‌ها، حـملـه به روزنامه‌ها</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hmp.eskafi.com/2009/01/against_magazines.html" />
   <id>tag:hmp.eskafi.com,2009://4.525</id>
   
   <published>2009-01-04T08:02:43Z</published>
   <updated>2009-01-04T08:15:55Z</updated>
   
   <summary>بعد از تجمعات اخیر دانشجویان دانشگاه در اعتراض به مسائل صنفی خود، شب‌نامه‌هایی با حجم زیاد و به صورت گسترد‌ه در سطح دانشگاه‌ با محتوایی در مورد این تجمعات و برخی از دانشجویان و نشریات دانشگاه (قلم‌انجمن، پنجره و کاغذ‌اخبار)...</summary>
   <author>
      <name>علی باقری</name>
      <uri>http://faraya.wordpress.com</uri>
   </author>
   
      <category term="علی باقری" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   <category term="72" label="نشریات دانشجویی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   <category term="70" label="بسیج" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   <category term="281" label="شب‌نامه" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hmp.eskafi.com/">
      <![CDATA[بعد از تجمعات اخیر دانشجویان دانشگاه در اعتراض به مسائل صنفی خود، شب‌نامه‌هایی با حجم زیاد  و به صورت گسترد‌ه در سطح دانشگاه‌ با محتوایی در مورد این تجمعات و برخی از دانشجویان و نشریات دانشگاه (قلم‌انجمن، پنجره و کاغذ‌اخبار) به همراه سی‌دی‌هایی (در مورد انجمن‌های اسلامی) توزیع شد که متاسفانه‌ هنوز مسؤولان مربوط در این خصوص واکنشی از خود نشان ندادند. در این شب‌نامه‌ها به کرات برای منافقین (سازمان مجاهدین) تبلیغ شده بود و آدرس سایت آن و برخی از مطالب آن ذکر شده بود که جالب توجه بود. 
اما آ‌ن‌چه که بیش از این اقدام مذموم و ناشیانه‌ی افراد نابخرد جالب و البته جای بسی تأسف دارد واکنش و موضع مسؤولان دانشگاه در این خصوص و تأیید محتویات این شب‌‌نامه‌ها از طرف ریاست دانشگاه می‌باشد. 
علاوه بر موضع تأسف‌برانگیز و تبعیض‌آمیز مسؤولان نسبت به این اقدام زشت و دور از اخلاق در دانشگاه، موضع برخی از تشکل‌ها و فراتشکل‌های اسلامی دانشگاه در این مورد نیز جای تأمل و تعمق دارد که سعی داریم تا مروری هر‌چند کوتاه بر این مسائل داشته باشیم.
شبِ توزیع
در هنگام توزیع این شب‌نامه‌ها تعدادی از دانشجویان با اطلاع پیدا کردن از چنین اقدام نکوهیده‌ای در دانشگاه توانستند تا حدودی جلوی توزیع این شب‌نامه‌ها را بگیرند و مانع از توزیع تمام این شب‌نامه‌ها در خوابگاه‌های دانشجویی شوند. 
سه تن از دانشجویانی که کیسه‌های پلاستیکی حاوی این شب‌نامه‌ها و سی‌دی و بسته‌های شکلات را در خوابگاه‌ها توزیع می‌‌کردند، توسط دانشجویان شناسایی (دو نفر در ادبیات و یک نفر در مهندسی) و تعدادی از کیسه‌های پلاستیکی از آن‌ها گرفته شد. یکی از این دانشجویان ترم یک، دیگری ترم سه و دانشجوی مهندسی ترم هفت بوده است. 
دانشجویانی که در ادبیات شناسایی شده‌ بودند می‌گفتند که ما از محتویات این شب‌نامه‌ها خبری نداشتیم و کسانی که این‌ها را به ما دادند گفتند که به مناسبت شب عید‌قربان این بسته‌ها را بین دانشجویان ساکن خوابگاه توزیع کنید و ما نیز خواستیم که برای ثواب  و انجام عملی خیر این کار را انجام بدهیم.
از دو دانشجویی ادبیات متأسفانه تنها یک نفر قبول کرد تا به حراست دانشگاه بیاید و دیگری به طرز عجیبی در همان شب ناپدید شد. دانشجوی دانشکده‌ی مهندسی نیز خود را پنهان  کرده بود و دانشجویانی که به همراه نگهبانان دانشگاه برای یافتن او به خوابگاهش رفتند، نتواستند او را پیدا کنند.  گویا ایشان به شدت ترسیده بود. البته بعدها نیز شنیده شد که این دانشجو  از توزیع کردن این شب‌نامه‌ها پشیمان شده است. 
یکی از دانشجویان توزیع کننده که در دانشکده‌ی ادبیات شناسایی شده بود به  مسؤولان حراست دانشگاه معرفی شده بود و اظهارات او ثبت شد.

مسأله‌ی اول: واکنش مسؤولان دانشگاه 
تعدادی از دانشجویان که از این جریان شاکی بودند با تجمع خود در مقابل درب دانشکده‌ی مهندسی، خواستار پاسخ‌گویی مسؤولان مربوط شدند. 
یکی از خواسته‌های دانشجویان این بود که مسؤولانی که در آن‌جا حضور داشتند این جریان را صورت‌جلسه کنند و در اسرع وقت به این مسأله رسیدگی شود. متأسفانه مسؤولی که در آن‌جا حضور داشت از چنین کاری امتناع می‌کرد و دلیل امتناع خود را خارج از عهده‌ی وظایف خود دانستن این موضوع بیان می‌کرد. بالاخره بعد از کلی گفتگو و هم‌چنین مشورت در بین دانشجویان و قول رسیدگی(؟!) از طرف مسؤولان، ‌دانشجویان راهی خوابگاه‌های خود شدند.
 مدتی گذشت و برخی از دانشجویان که پی‌گیر این ماجرا شده بودند، سعی داشتند تا با مسؤولان دانشگاه ارتباط برقرار کنند تا از روند رسیدگی مسؤولان مربوط مطلع شوند. متأسفانه به دلیل عدم پاسخ‌گویی مسؤولان، موفق به این کار نشدند. هفته‌ای گذشت و باز هم خبری از شناسایی و برخورد با  عاملین اصلی توزیع شب‌نامه‌ها از طرف مسؤولان دانشگاه نشد. 
وقتی یکی از دانشجویان برای پی‌گیری این مسأله به ریاست دانشگاه مراجعه کرد، ریاست دانشگاه در جواب ایشان به جای آن‌که پاسخ‌ صریحی در این خصوص بدهد، مدام به تجمعات اخیر دانشجویان اشاره می‌کرد و بیان می‌کرد که تجمع غیرقانونی بوده، خسارت‌های زیادی به دانشگاه وارد نموده و با شما‌ طبق قانون برخورد خواهد شد. در این هنگام این دانشجو نیز بیان داشت که جناب دکتر این حرف‌ها چندین بار گفته شدند و برای ما تکراری شده اند، ما آمده‌ایم تا چیز تازه‌ای بشنویم که در این هنگام با عصبانیت و واکنش تند ریاست دانشگاه مواجه شد. رییس دانشگاه به وی گفت که شما آداب صحبت کردن با ریاست دانشگاه را نمی‌دانید. حتما با شما برخورد خواهد شد.
 تعدادی از دانشجویان که از ماجرای توزیع شب‌نامه‌ها شاکی و  خواهان رسیدگی مسؤولان در مورد آن بودند، موفق شدند تا از ریاست دانشگاه وقتی را برای یک جلسه بگیرند. این دانشجویان در جلسه‌ای که با مسؤولان دانشگاه داشتند، پرسیدند شما در برابر این مسأله چه‌کار کرده‌اید؟ آیا نسبت به این عمل مذموم و خلاف قانون که در دانشگاه صورت گرفته است اقدامی انجام داده‌اید؟
متأسفانه ریاست دانشگاه پاسخ صریحی در این خصوص نداد.
 نکته‌ی جالب توجه سخنان ریاست  دانشگاه در این جلسه، این بود که می‌گفت: شب‌نامه‌ها در جواب به تجمعات غیرقانونی و بلوا و آشوبی بود که دانشجویان در دانشگاه انجام دادند. کسانی که موج‌سواری کردند و آن همه خسارت به دانشگاه زدند، باید جواب‌گوی این شب‌نامه‌ها باشند. رییس دانشگاه که هنوز از تجمعات دانشجویان شاکی بود و آن را غوغاسالاری عده‌ای افراد سودجود می‌دانست، مدام به تجمعات دانشجویان اشاره می‌کرد در خطاب به یکی از دانشجویان حاضر در جلسه گفت: مسأله اصلی، آن تجمعات غیرقانونی بود که شما به راه انداختید و شما به عنوان یکی از مسببان آن غوغاسالاری بودید. شما باید پاسخ‌گوی این شب‌نامه‌ها باشید. متأسفانه فضا برای گفتگو چندان مساعد نبود و جلسه تمام شد.
برخی دیگر از مسؤولان دانشگاه می‌گفتند که شما باید به صورت مکتوب شکایت‌نامه‌ای تنظیم  و به نهادهای مربوط در دانشگاه مراجعه نمایید . دانشگاه‌ نیز در حال پی‌گیری این مسأله است.
اکنون با گذشت مدت طولانی از این قضیه متأسفانه گویی که هیچ اتفاقی در دانشگاه رخ نداده است. همه‌چیز عادی شده است و شاید که عاملان این عمل مذموم در دانشگاه به جای تنبیه، تشویق نیز شده‌اند.
 مسأله دوم: موضع نشریات، تشکل‌‌ها و فراتشکل‌های دانشگاه در این خصوص
<strong>الف:شورای صنفی: </strong>متأسفانه هیچ‌گونه واکنشی از خود در این خصوص نشان نداد. شاید این تشکل کارهای مهمتری داشته است که وقت آن را نداشت تا به این مسأله بپردازد! شاید هم از این ماجرا بی‌خبر ‌بودند!  
<strong>ب:انجمن‌های اسلامی دانشجویان:</strong> سه انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده‌های  ادبیات، اقتصاد و مهندسی در یک بیانیه مشترک به تحلیل و  محکوم نمودن این عمل پراختند و خواستار پاسخ‌گویی مسؤولان مربوط در این خصوص شدند. این تشکل‌ها هشدار دادند در صورت عدم پاسخ‌گویی مناسب از جانب مسؤولان دانشگاه این موضوع را به مجلس خواهند کشاند. این تشکل‌ها که پاسخی از جانب مسؤولان دریافت نکرده‌اند در حال رایزنی با برخی از نمایندگان مجلس می‌باشند.
<strong>ج). نشریات دانشجویی:</strong> مدیران مسؤول 18 نشریه دانشجویی با صدور بیانیه‌ای ضمن موهن  و مغایر با امنیت ملی دانستن پخش این شب‌نامه‌‌ها، آن را محکوم نموده و خواستار برخورد قاطع مسؤولان دانشگاه با عوامل این تخلف آشکار شدند. در پایان از تمامی تشکل‌های دانشجویی خواستند تا موضع خود را در این خصوص به صورت شفاف و روشن اعلام کنند.  
<strong>ðد). بسیج، کانون قرآن، کفا و جامعه اسلامی:</strong>
این تشکل‌ها بعد از گذشت چندین روز از پخش‌ شب‌نامه‌ها در بیانیه‌ای مشترک ضمن تأیید محتویات شب‌نامه‌ها به تهدید برخی از دانشجویان پرداختند و تنها بیان کرده‌ بودند که چرا این کار با شتاب صورت گرفته است. (؟!)
حال با گذشت مدت طولانی‌ای از وقوع چنین جریانی در دانشگاه، چندین مسأله جای تأمل دارد. 
سکوت مسؤولان دانشگاه در این خصوص؛ راستی چرا مسؤولان دانشگاه که قول رسیدگی نیز دادند، تا کنون به قول‌های خود عمل نکرده‌اند؟ چرا آن ها در برابر چنین عمل زشتی موضع خود را مشخص ننموده‌اند؟ آقای خلیفه‌لو چرا با خبرگزاری‌ها مصاحبه‌ای انجام نداد‌ه‌اند؟ آیا ریاست دانشگاه هنوز هم این شب‌نامه‌ها را تأیید می‌کند؟ نکند که خود مسؤولان دانشگاه نیز در این قضیه همکاری داشته‌اند؟ چرا دانشگاه همانند روزهای تجمع دانشجویان، اطلاعیه‌ای در بین دانشجویان توزیع نکرد؟ به نظر شما دلیل سکوت مسؤولان در این خصوص چیست؟ آیا تبلیغ برای سایت سازمان منافقین آزاد است؟ 
در سی‌دی هایی که به همراه این شب‌نامه‌‌ها توزیع شد آرم بسیج دانشجویی وجود داشت. دانشجویانی هم که توزیع می‌کردند از برادران ارزشی و  اعضای بسیج بوده‌اند، آیا بیسج دانشجویی این جریان را هدایت می‌کرد؟ در بیانیه‌‌ای که بسیج‌ آن را مهر کرده بود نه تنها این جریان را محکوم نکرد بلکه موضعی شبیه موضع ریاست دانشگاه از خود نشان داد و بعد هم که دیدیم بسیج در اطلاعیه‌ای که برای جلسه‌ی پرسش و پاسخ پخش کرده بود اعلام نمود که این فیلم را در تالار ملاصدرا پخش خواهد کرد.
خب شما‌ که می‌خواستید این کار را انجام بدهید چرا این‌قدر عجله و شتاب داشتید، چه‌قدر ناشیانه عمل کردید؟ این همه امکانات کم بود؟ می‌آمدید و می‌گفتید که می‌خواهیم چنین کاری را انجام بدهیم تا اگر کمبود امکانات داشتید،  نشریات و تریبون‌های انجمن‌ را در اختیار شما قرار می‌دادیم. چرا ناشیانه و شتاب‌زده؟ گمان نکردید که این‌گونه عمل کردن و چنین رفتارهایی برای جنبش دانشجویی دیگر اثری ندارد؟ مگر نشنیدید که می‌گفتند توپ و تانک و مسلسلل دیگر اثر ندارد. حال بشنوید  که چنین سناریوهایی دیگر در نزد آزادی‌خواهان و دموکراسی‌خواهان بی‌خاصیت شده است.آیا نفهمیده‌اید که دست نهاد‌ها و عاملان اصلی پی‌ریزی چنین سناریوهایی برای دانشجویان دموکراسی خواه رو شده است؟ 
پیشنهاد ما به شما این است که به جای چنین رفتارهایی، به ایجاد فضای آزاد برای انتقاد و گفتگو جهت گذار از فضای بسته و مسدود کنونی که جلوی رشد و توسعه کشور را گرفته است، برای ایجاد دموکراسی کشور کمک کنید. با رفتارتان در پی ایجاد یک فضای ارتجاعی و بازگشت به قرون وسطایی که غرب آن را تجربه کرده است و در کشور ما نشانه‌هایی از آن وجود دارد، نباشید. مگر نمی‌گوید که تاریخ درس عبرت برای دیگران است، پس چرا از آن عبرت نمی‌گیرید؟
]]>
      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>دانشگاه نیازی به داروغه ندارد</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hmp.eskafi.com/2009/01/on_committee2.html" />
   <id>tag:hmp.eskafi.com,2009://4.524</id>
   
   <published>2009-01-04T07:59:17Z</published>
   <updated>2009-01-04T08:01:39Z</updated>
   
   <summary>در این‌که کمیته انضباطی می تواند مدافع و حافظ جایگاه رفیع دانشگاه باشد هیچ‌شکی نیست چون هر کسی می تواند در این امر به گونه‌ای سهیم باشد. اما چگونگی این امر مهم است. بسته به نوع واکنش و برخورد، می...</summary>
   <author>
      <name>علی باقری</name>
      <uri>http://faraya.wordpress.com</uri>
   </author>
   
      <category term="علی باقری" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   <category term="107" label="کمیته انضباطی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   <category term="312" label="رابطان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hmp.eskafi.com/">
      در این‌که کمیته انضباطی می تواند مدافع و حافظ جایگاه رفیع دانشگاه باشد هیچ‌شکی نیست چون هر کسی می تواند در این امر به گونه‌ای سهیم باشد.  اما چگونگی این امر مهم است. بسته به نوع واکنش و برخورد، می توان فهمید که هدف کمک به دانشجو و حل مسائل آنها است یا سرکوب اعتراضات و جنبش های انتقادی و اعمال و تحمیل سلیقه‌های خاص. کمیته انضباطی می تواند در ایجاد فضای سالم، بستری مناسب برای رشد و شکوفایی دانشجویان و کمک به حل مسائل مختلف دانشجویی، موثر باشد اما زمانی که خود به مانعی  در برابر حرکت دانشجویان در رسیدن به خواسته های‌شان  تبدیل گردد، نه تنها بودن آن مفید نیست، بلکه وجودش باعث تنش و بحران در فضای زندگی دانشجویان خواهد شد. چگونه ممکن است، یک نهاد که خود را پشتیبان حقوق دانشجویان می داند، گاهی مانع و عامل اضطراب و ترس بین آنها گردد؟ آیا ضمانت اجرایی قوانین ترس است؟ آیا استفاده ابزاری از دانشجویان، تحت عناوین مختلف، پاسداری و حراست از جایگاه رفیع دانشگاه و دانشجو است؟ نکند تذکرات و اخطارها و توبیخات مکرر رابطین و یا برخود‌های نادرست و غیراخلاقی در محیط دانشگاه با دانشجویان در جهت  اهداف تربیتی این نهاد و یا ارشاد و حفظ آبرو و حیثیت اجتماعی دانشجویان است؟ آیا دخالت در حریم خصوصی و تعیین و تکلیف کردن برای دانشجویان دفاع از حقوق فردی و اجتماعی آنها است؟ آیا دانشجویان را بی‌شعور فرض کرده‌اید که به خود اجازه‌ می‌دهید با تصوری قیمانه، آن‌ها را پند و نصیحت کنید؟ بماند این‌که چه افراد ادیب و دانشمند و با اخلاقی قصد نصیحت کردن دانشجویان و به راه راست هدایت کردن آن‌ها را دارند.راستی منش دانشجویی و اخلاق تعالی چیست؟ بی‌اخلاقی چیست؟ بلوا و آشوب چیست؟ آیا مصداق این‌ها، راه رفتن، گفتگو و یا نشستن دو دانشجوی دختر و پسر با هم در فضای فرهنگی دانشگاه است؟ راستی بر کدامین سنگ محک تکیه داده اید که اینگونه خوبی و بدی را تشخیص و برای دیگران تعریف می کنید؟ بر کدامین میزان عمل می کنید که حق و ناحق را به این راحتی برای دیگران وضع و با شدت اجرا می کنید؟چگونه به درجه قضاوت رسیدید که افکار و عقاید خوب را از افکار و عقاید بیمار تشخیص می دهید؟ فکر ها و اندیشه ها و عقاید را به خوب و بد تقسیم می کنید، و می‌گویید عقاید منحرف؟ بر چه اساسی فکر خوب و بد  را از هم تشخیص می دهید، نسخه می پیچید، و دارو تجویز می‌کنید و به مداوای بدان، بی تربیتان، منحرفان، غرب‌زدگان، بی دین‌ها و ملحدان می پردازید؟ چگونه داعیه‌دار تأمین حقوق دانشگاهیان شده‌اید در صورتی که خود مدام برعلیه دانشجو و استاد دانشگاه پرونده‌ درست می‌کنید؟ سالم بودن و اخلاقی بودن چیست؟ پذيرش بي چون و چراي هر عقيده و باوري؟ يا خوردن هر غذاي نامطلوبي؟ يا فقط خوردن و خوابيدن و سرکلاس رفتن و  سر در لاک خود فروبردن و افسرده شدن. نکند اعتراض و انتقاد دانشجويان مصادف با ملحد بودن و بي‌بندوباري و بي‌کرامتي آنها  است؟ اگر هدف از تشکيل کميته انضباطي، برقراي نظم و امنيت و صيانت از حريم دانشگاه است، خوب و بجاست. اما هنگامي که با زور و برخوردهاي خشک و غير عالمانه خود موجبات ترس و تشويش در دانشجويان می‌شود، از رسالت اصلی خود خارج شده است. آيا  شبانه روز افرادي را گسيل داشتن و مراقب رفتار و کردار ديگران بودن و مدام به قصد اصلاح اخلاق و کردار به افراد تذکر و اخطار و توبيخ دادن، ايجاد امنيت و آسايش براي دانشجويان است؟ آیا می‌دانید همان افراد در مواجه با دیگر دانشجویان از چه الفاظ رکیکی بهره می‌برند؟ از دانشجو برعليه دانشجو استفاده کردن و در حريم خصوصي آنها دخالت کردن، آيا تلاش براي ارتقاي سطح دانشگاه است؟راستي اين افرادي که به ديگران تذکر مي دهند و اهدافشان، ارشاد و اصلاح ديگران است، خود کيستند و چگونه رفتاري دارند؟ در بین دانشجویان  و فضای دانشگاه حسن شهرت دارند؟ 
اعضايي که در اين کميته پذيرفته مي شوند و قوانين را براي ديگران اعمال مي کنند، خود ازچه فيلترهاي اخلاقي و هنجاري گذر کرده اند؟ معيار پذيرش اين افراد چيست؟ 
دانشگاه نه پادگان است و نه ملک طلق کسی، دانشگاه فضای   زندگی مسالمت‌آمیز عقاید و سلایق، فضای تفاوت اندیشه‌ها و تضارب آراست نه فضای تمامیت خواهی و شبیه هم‌بودن  و یک‌سان فکر کردن. دانشگاه محل تفتیش عقاید نیست ای داروغه! دانشگاه محل فرهنگ‌ و اندیشه‌های مختلف است ·
      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>نقدی بر کمیته‌ی انضباطی  و جایگاه آن در دانشگاه‌ها</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hmp.eskafi.com/2009/01/on_committee.html" />
   <id>tag:hmp.eskafi.com,2009://4.523</id>
   
   <published>2009-01-04T07:56:19Z</published>
   <updated>2009-01-04T07:58:49Z</updated>
   
   <summary>یکی از ارگان‌های مهم و تأثیرگذار در نظام مدیریتی دانشگاه‌های ایران، کمیته انضباطی است که در مقدمه‌ی شیوه‌نامه اجرایی آن «پاسداری از جایگاه رفیع دانشگاه و کمک به سالم نگه‌داشتن محیط‌های آموزشی و پژوهشی و تأمین حقوق عمومی دانشگاهیان از...</summary>
   <author>
      <name>علی باقری</name>
      <uri>http://faraya.wordpress.com</uri>
   </author>
   
      <category term="علی باقری" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   <category term="203" label="قوانین" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   <category term="107" label="کمیته انضباطی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hmp.eskafi.com/">
      یکی از ارگان‌های مهم و تأثیرگذار در نظام مدیریتی دانشگاه‌های ایران، کمیته انضباطی است که در مقدمه‌ی شیوه‌نامه اجرایی آن «پاسداری از جایگاه رفیع دانشگاه و کمک به سالم نگه‌داشتن محیط‌های آموزشی و پژوهشی و تأمین حقوق عمومی دانشگاهیان از طریق ترغیب دانشجویان به حفظ کرامت دانشجویی و مقابله با بی‌نظمی و هنجارشکنی و نادیده‌گرفتن حقوق فردی و اجتماعی دیگران» از اهداف مهمی محسوب می‌شوند که این کمیته با هدف تلاش در «راستای تحقق آ‌ن‌ها، تشکیل می‌گردد» و در ادامه می‌گوید «با وجود اعضای دانشمند و دانشجو در ترکیب شورای کمیته‌ها، توجه به شیوه‌های برخورد صحیح و عالمانه با تخلفات دانشجویی و رعایت تقوا در امر قضاوت و تصمیم‌گیری جزو اصول اساسی و خدشه‌ناپذیر این شورا‌ها محسوب می‌شود». در این مقدمه بر «پرهیز از استفاده ابزاری از کمیته‌های انضباطی در واکنش به اعتراضات و ناخرسندی‌ دانشجویان» نیز تأکید شده است و «ایجاد و حفظ جو صمیمیت، تفاهم و اعتماد از طریق حل و فصل مسائل دانشجویان و پاسخ‌گویی به مشکلات و پرسش‌های آنان» را «نیازمند سعه‌صدر و پذیرش فضای انتقاد و گفتگو» در این کمیته‌ها دانسته است. 
با توجه با این اهداف تشکیل کمیته‌های انضباطی دانشگاه‌‌ها در شورای انقلاب فرهنگی که در راستای پاک‌سازی عناصر غیر اسلامی و تغییر ساختارهای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، عقدیتی و ... نظام و جامعه به فرمان آیت‌الله خمینی تشکیل شده بود، تصویب و کار خود را در دانشگاه‌های وابسته به نهاد قدرت و دولت آغاز کردند.
اعمال نفوذ این کمیته‌ها در مدیریت دانشگاه و تأثیر‌گذاری آن‌ها در تصمیم‌گیری‌ها و چگونگی فضای دانشگاه‌ها به تناسب گردش قدرت، دچار فراز و نشیب‌های شده است. اما با روی کار آمدن دولت عدالت و مهرورزی، این کمیته‌ها در دانشگاه‌ها وارد عرصه‌ی جدیدی از فعالیت شدند و گرچه در دوران‌های گذشته نیز تا حدودی با نهاد‌های امنیتی و فرا دانشگاهی همکاری می‌کردند اما با تشکیل کابینه‌ دولت‌ نهم، به عنوان بازوی سازمان‌های امنیتی در دانشگاه‌ها دوره‌ی تازه‌ی از فعالیت خود را آغاز نمودند. ایجاد فضای هراس‌انگیز امنیتی در دانشگاه‌ها، احضار فعالین دانشجویی منقد و برخورد با آ‌ن‌ها از طریق صدور احکام انضباطی مختلف، فشار بر دانشجویان و اعمال محدودیت‌های تنش‌آور در فضای دانشگاه‌ -که منجر به سلب فضای امن و آرام برای کارهای تحقیقاتی، پژوهشی و علمی دانشجویان شده است- ایجاد فضای بی‌اعتماد در بین دانشجویان با گسترش نیروهای مخفی خود در درون دانشگاه و عبور از خط مشی‌های تعیین شده در آیین‌نامه و فرارفتن از عرصه‌ی قانونی وظایف خود، این کمیته‌ را به نهادی امنیتی در دانشگاه‌ها تبدیل کرده است که برخلاف اهداف ذکر شده برای تشکیل آن، به بازوی حکومت و دولت برای اعمال تصمیم‌های آنان در برخورد با دانشجویان و دانشگاهیان تبدیل شده است. 
این کمیته‌ها که می‌بایست به عنوان مرجعی برای رسیدگی به شکایات و اعتراضات دانشجویان شاکی در دانشگاه عمل کنند، با انحراف از جایگاه قانونی خود به فضای خصوصی دانشجویان رفته و به نوعی با تفتیش حوزه‌ی خصوصی دانشجویان سعی بر برقراری امنیت (؟) در دانشگا‌ها دارند.
به‌گونه‌ای که در دانشگاه‌های مختلف دانشجویان حضور کمیته‌ی انضباطی را در تمامی لحظات حضور خود در دانشگاه را  به عنوان یک عامل تهدید کننده مشاهده می‌کنند و چه بسا خواب و خیال آرام برای انجام فعالیت‌های متنوع خود را با مشاهده تهدیدات این کمیته از دست داده و می‌دهند.
ایجاد ترس، بی‌اعتمادی، سؤظن و بدگمامنی، افسردگی،  سیاست‌گریزی، عدم میل به سمت فعالیت علمی و ایجاد  فضای ملتهب روانی، ترس از آینده‌ی تاریک و مبهم در زمینه‌ی شغلی و تحصیلی داشتن برای دانشجویان و بروز آسیب‌های روانی در بین دانشجویان که هم‌اکنون فضای دانشگاه‌ها ما را تحت‌تاثیر خود قرار داده است، نتایج  در پیش گرفتن شیوه‌های برخورد‌ نادرست، امنیتی و دور از شأن فضای دانشگاهی این کمیته‌ و فراتر رفتن از اختیارات و محدوده‌ی وظایف خود می‌باشد که نه تنها نگاه و ذهنیت دانشجویان را به خود فوق‌العاده بدبین کرده است بلکه دانشجویان را به حرکت‌های اعتراضی برای اصلاح و تغییر ساختار‌ و سیستم این نهاد وا داشته است. به گونه‌ای که یک نارضایتی عمومی و فراگیری در اکثر دانشگاه‌های کشور در میان دانشجویان از این کمیته‌ به وجود آمده است که نمود خود را در نشریات، جلسات پرسش و پاسخ، تجمعات و تحصن‌ها، تریبون‌های آزاد، کلاس‌های درس، فضای اتاق‌ها و در کل گفتار و رفتار روزمره دانشجویان را در برگرفته است و اصلاح نظام این کمیته‌ها به یکی از دغدغه‌ها و مطالبات اصلی دانشجویان تبدیل شده است. 
عدم وجود روند دموکراتیک در تعیین ترکیب این کمیته‌ها و ترکیبی متشکل از نمایندگان تام الاختیار و انتصابی، نفوذ و تاثیر‌پذیری از نهادهای بیرون دانشگاه (به دلیل مستقل نبودن دانشگاه) و وجود  دست‌های پنهان در ترکیب شورای این کمیته‌ که دارای نقش عمده‌ای هستند. از جمله‌ آسیب‌های جدی بدنه‌ی این کمیته‌ هستند که در  سنجش و ارزیابی عمل‌کرد آن می‌بایست به آن‌ها توجه کرد.  
شاید اگر ترکیب این شورا نه کاملاً بلکه تا حدودی با رآی دانشجویان برگزیده می‌شدند و دانشجویان نیز در مدیریت این کمیته‌ها دارای نقش و جایگاهی بودند، این همه‌ تنش و تقابل بین دانشجویان و این کمیته‌ها در دانشگاه‌ها وجود نداشت. 
به وجود آمدن این فاصله‌ی چشم‌گیر و تنش‌آور تحت تاثیر عدم حضور مستقیم نمایندگان دانشجویی در شورای این کمیته‌ و عدم اجازه‌ی نظارت فعالانه و مستقیم در تعیین برنامه‌ها، سیاست‌گذاری‌ها و تصمیم‌گیری‌های این کمیته برای دانشجویان می‌باشد که در فعالیت و عمل‌کرد آن تاثیر به‌سزایی دارد. گرچه دانشجو یا کارمند دانشگاه و متأهل بودن جزو شرایط تعیین دبیر بدون حق رأی این کمیته‌ هستند اما در ساختار دانشگاه‌های ما به دلیل جایگاه حساسی که این کمیته‌ها برای قدرت‌ دارند و نقشی که می‌توانند برای پیش‌برد اهداف قدرت در دانشگاه‌ها داشته‌ باشند، نحوه‌ی گزینش در این شورا برای دولت مهم و تحت تاثیر تصمیم‌های وضع شده از بیرون دانشگاه است و گاهی شاهد آن هستیم که اختیارات دبیر این کمیته بیشتر از رییس آن می‌باشد. دو عضو دانشجویی که در شورای این کمیته با حق رأی حضور دارند نیز با انتصاب رییس دانشگاه در این کمیه حضور می‌یابند. بنابراین سیستم گزینشی شورای این کمیته به گونه‌ای طراحی شده است که دانشجویان نقش تأثیر‌گذار و سرنوشت‌ساز مستقیمی در این کمیته ندارند و اگر شاهد آن هستیم که عمل‌کرد این کمیته این‌چنین مورد اعتراض دانشجویان می‌باشد به دلیل انحراف این کمیته‌ از اهداف ذکر شده در آیین‌نامه این کمیته و فاصله‌گیری این کمیته‌ از خواست دانشجویان می‌باشد. شاید از نظر مسؤولان مربوط تعریف اهداف و قوانین موجود در آیین‌نامه و مصداق آن‌ها همین فعالیت‌ها، برنامه‌ها، شیوه‌های برخورد و کارهایی باشد که هم‌اکنون این کمیته‌ در حال انجام دادن آن‌ها است که در این صورت این کمیته اگر برای خواست دانشجویان می‌خواهد عمل کند، نیازمند بازنگری و بازتعریف در قوانین و اهداف خود است. 
کمیته‌ی انضباطی
 در دانشگاه سیستان و بلوچستان
در دانشگاه سیستان و بلوچستان نیز این کمیته هماهنگ با دیگر دانشگاه‌های کشور، رسالت خود را به خوبی انجام داد و اگر قرار بر این باشد که از لحاظ شدت عملکرد و ایجاد جو امنیتی در دانشگاه مطابق با خواست قدرت، این کمیته‌ها را رتبه‌بندی کنیم، بدون اغراق کمیته‌‌ی‌انضباطی دانشگاه سیستان و بلوچستان جزو سه رتبه‌ی برتر در زمینه اجرای رسالتی که دولت برعهده‌ی این کمیته‌ها گذاشته است، می‌باشد. این کمیته‌ با ایجاد یک شبکه‌ی وسیعی از رابطان -که در آیین‌نامه این کمیته  تعریف نشده است- به ایجاد یک فضای امنیتی و بی‌اعتماد در دانشگاه کمک کرده است. یعنی برخلاف آن‌چه که در مقدمه‌ی آیین‌نامه این کمیته ذکر شده است. 
این کمیته در گزینش این رابطان نیز از ترفندهای خاصی بهره می‌برد و گاهی شنیده و دیده می‌شد که کسانی به عنوان رابط در این کمیته‌ کار می‌کنند که خود دارای مشکلات  اخلاقی و انضباطی عدیده‌ای هستند. البته وجود رابط همیشه مورد تکذیب مسؤولان این نهاد قرار گرفته است. اما شاهد آن بوده‌ایم که این افراد به طور گسترده‌ای در دانشگاه حضور داشتند.
این کمیته علاوه بر ایجاد چنین شبکه‌ی وسیعی از نیروهای پنهان ـ برخی برای دانشجویان پیشانی سفید شده بودند- پا را از وظایف و جایگاه تعریف شده خود فراتر نهاد و  به مسائلی که در حوزه‌ی وظایف آن‌ نبود، وارد می‌شد. دخالت در امور حراست دانشگاه، سرک‌ کشیدن به خوابگاه‌ها، تجسس در امورات شخصی دانشجویان و ایجاد هراس در فضای دانشگاه  از جمله نتایج عمل‌کرد این کمیته‌ بود که نمود اعتراضات دانشجویان به این وضعیت  را در تجمعات اخیر  شاهد بودیم. اعتراضات و انتقاداتی که مدت‌ها در  وجود دانشجویان ریشه دوانیده بود و اکنون که مجالی برای بروز پیدا کرده بودند، نمایان شدند و بالاخره بعد از سال‌های طولانی تغییراتی در مدیریت آن صورت گرفت. اما آن‌چه مهم است اصلاح سیستم کاری این کمیته می‌باشد که توصیه ما به مسؤولان مربوط این است برای زودن وجهه‌ی منفی‌ای که این کمیته در نزد دانشجویان پیدا کرده است، تلاش کنند و به گونه‌ی عمل کنند که به قول خانم دکتر رقیبی استاد گروه روانشناسی، کمیته‌ی انضباطی جای نباشد که دانشجویان از آن هراس داشته باشند.(در گفتگو با پنجره شماره‌ 19 )  باشد که نتیجه‌ی عملکرد آن به‌گونه‌ای پیش برود که مورد اعتماد دانشجویان باشد و دانشجویان احساس کنند،  کمیته‌ انضباطی واقعاً پاس‌دار و حافظ امنیت و جایگاه  آن‌ها در دانشگاه است·
      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>جوابیه اعضای هم‌پیمانان حاضر در شورای صنفی در اعتراض به مطالب نشریه خیمه</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hmp.eskafi.com/2008/12/reply2_to_kheyme.html" />
   <id>tag:hmp.eskafi.com,2008://4.508</id>
   
   <published>2008-12-25T14:11:20Z</published>
   <updated>2008-12-25T14:27:34Z</updated>
   
   <summary>به نام دانای افکار و شاهد کردار آن زمانی که شما در خواب خوش بودید و نمی‌دانستید که چیزی به نام شورای صنفی وجود دارد یا نه کسانی بودند که هر روز برای تجدید حیات این شورا بدون چشمداشت و...</summary>
   <author>
      <name>قنبر رشیدی</name>
      
   </author>
   
      <category term="قنبر رشیدی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   <category term="276" label="خیمه" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   <category term="56" label="شورای صنفی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hmp.eskafi.com/">
      <![CDATA[<div style="text-align: center;"><strong>به نام دانای افکار و شاهد کردار</strong></div>

آن زمانی که شما در خواب خوش بودید و نمی‌دانستید که چیزی به نام شورای صنفی وجود دارد یا نه کسانی بودند که هر روز برای تجدید حیات این شورا بدون چشمداشت و حتی بدون این که نامی از آنان برده شود در تکاپو بودند، تکاپو برای زنده کردن حقوقی که پایمال شده بود و اندک کسانی از آن آگاهی داشتند که از همین عده قلیل افراد انگشت‌شماری دغدغه طلب کردن این حقوق از طریق تشکیل شورای صنفی را داشتند .
چگونه شما بدون آگاهی از مسائلی ازین دست قضاوت کرده اید، می‌کنید و احتمالا خواهید کرد؟
شاید می‌دانید و نمی‌دانید؟ دانستن و ندانستن از خلقیات منفعت‌طلبان است که دانسته‌هاشان را با ترازوی منافع می‌سنجند و در صورت لزوم حق را نه تنها نادیده که انکار نیز می کنند .
کسانی که در انتخابات به عنوان کاندیدا حضور نیافتند حتما دلایلی برای کارشان داشته و دارند . آیا دلایل را از ایشان جویا شده‌اید ؟
و اما افرادی که نامزد انتخاب برای تشکیل شورا شدند همه تنها و تنها برای تشکیل نهادی قانونی برای پیگیری حقوق دانشجویان گام برداشتند تا ازین رهگذر دانشجویان بتوانند خواسته‌هاشان را دنبال کرده بدون نگرانی از پرداخت هزینه و گزند. این بی انصافی شماست که آنها را انسان‌هایی ضعیف وغیرفعال بخوانید. کسانی که کاندیدا شده برای تشکیل شورا تلاشی قابل تحسین از خود به نمایش گذاشتند واین نکته که گفته‌اید هم‌پیمانان متوجه شدند که تنها با دانشکده ادبیات به هدف خود نمی‌رسند این سوال را مطرح می کند که مگر هدف آنان چه بود؟ آیا هدفی جز همراهی و کمک به دانشجویان داشتند؟
همه اعضای هم‌پیمانان برآمده از قشر دانشجویانند حال این که شما این گروه را کاملا جدا از دانشجویان نشان داده اید ، افرادی خودخواه که فقط به اهداف خود می اندیشند وبرای رسیدن به امیال شخصی پا به عرصه انتخابات گذاشته‌اند .
حقیقت هم‌پیمانان کاملا متفاوت از چهره ایست که شما قصد نشان دادن آنرا داشته اید، این گروه متشکل از دانشجویانیست  که نارضایتی از انبوه مشکلات  دانشجویان که آنان را نیز در برمی‌گرفت برآن داشتشان تا با یکدیگر همپیمان شوند و در حد توان خود نشاط ،رفاه و آزادی رابرای هم‌صنفی‌های خویش به ارمغان بیاورند. شما ذکر کردید عده ای از افراد تمایلی برای کاندیداتوری نداشته اند ولی به این دلیل که هیچ هزینه ای از نظر مادی و زمانی نمی‌پرداختند حاضر به حضور در رقابت انتخاباتی شدند . بازهم به از شما می پرسم که آیا حقیقتا نمی‌دانید یا ... که در هردوصورت نمی توانید ادعای اطلاع‌رسانی و امانت‌داری داشته باشید . اگر نمی‌دانید می‌گویم تا بدانید و اگر هم دانسته گفته‌اید باز می‌گویم تا بلکه تلنگری باشد بر پیکره تفکر و منافعتان ، تمام اعضای هم‌پیمانان برای حضور در انتخابات توجیه شده بودند و با آگاهی کامل از هزینه های مادی و معنوی این مسئولیت را پذیرفتند ، هیچ تامین کننده مالی چه در داخل وچه خارج از هم‌پیمانان وجود نداشته و ندارد مگر خود اعضاء . حتما از گستردگی تبلیغات این گروه خبر دارید. درست است که این مبلغ برای  انتخابات در حد حتی یک شهر هم ناچیز است اما برای انتخابات شورای صنفی دانشگاه مبلغی زیاد به چشم می آید با توجه به این نکته من از شما سوالی دارم . می توانید بگویید که اگر این پول را شخص یا اشخاص معدودی پراخته اند ( منظور دو یا سه نفر) چه انگیزه ای ازین کار داشته اند ؟ 
تمام نفراتی که به هم‌پیمانان وارد شدند قبل از ورود و حضور در جلاسات متعدد اهداف و نوع نگرش خود را برای سایر اعضا شرح داده اند و کسی بیهوده و بی‌هدف وارد ائتلاف نشده . نکته دیگر استفاده از عبارت سران هم‌پیمانان است که جای بحث دارد. اینجا لازم است اعلام کنم که هم‌پیمانان هیچ رهبر ، رئیس و به قول شما سرانی ندارد ،در این گروه همه یکسان و یک پایه اند ، این گروه یک جمع دانشجویی فارغ از سلسله‌مراتب تعریف شده برای افرادی همچون شماست . شما با حرف‌هایتان اکثریت رأی‌دهندگان را مورد حمله قرار دادید و آنهارا فریب‌خورده و بی‌اطلاع  معرفی کرده‌اید ، این از نوشته‌هایتان بر می آید.

در مورد جدایی و کناره گیری ائتلاف مهندسی از شورای صنفی باید بگویم که آنها بدلیل مشکلاتی از شورای صنفی کناره گرفتند ولی همچنان در گروه همپیمانان حضوری فعال دارند ، این عزیزان نیز از همان ابتدا کار خود را با هدف خدمت به دانشجویان شروع کردند که مسائلی موجب خروج آنها از شورا شد و دلایل این عمل را طی بیانیه ای شرح داده اند که از بحث فعلی  خارج است . در مقابل شما که از ابتدای تلاش برای تشکیل شورای صنفی تمایلی برای حضور در این عرصه نشان نداده اید وحتی سعی در بی نتیجه گذاشتن این کوشش از طریق زیر سوال بردن صحت انتخابات در نشریه خیمه (شماره چهارم) داشته اید چگونه می توانید به اشخاصی که تمام تلاش خود را برای تشکیل و تایید شورای صنفی به کار بستند برچسب ضعف  و بی تجربگی بزنید ، لازم به ذکر است که اکثر قریب به اتفاق اعضای هم‌پیمانان پیش از حضور در انتخابات درزمینه های گوناگون از جمله امور صنفی دانشگاه مشارکت داشته اند و همواره دلسوزی خود در این مسائل آشکارکرده اند.
در آخر امید واریم تا دست از انتشار متونی نظیر این دست برداشته و بجای استفاده از مطالب بی‌پایه واساس به نشر حقایق بپردازید که این امر به  تحقیق و صد البته صداقت نیاز دارد .
]]>
      
   </content>
</entry>

</feed>
